رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۸۰

صفحه‌ی ۸۰ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

شهروز

نام وزیر شاهپور

پسرانه فارسی

شهروزعلی

(احتمالی) از «شهروز» و «علی». معنی «شهروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهروین

از نام‌های زندة امروزی زرتشتیان

پسرانه کردی

شهریار

شاه، فرمانروا؛ نیز محمدحسین شهریار، شاعر نامدار تبریزی (حیدربابایه سلام)

پسرانه فارسی

شهرین

١- نام پدر "کشن یزداد

پسرانه فارسی

شهریور

نام فرشته قدرت و توانائی

پسرانه فارسی

شهسام

(احتمالی) شاهِ سام

پسرانه فارسی

شهسان

شاه‌مانند

پسرانه فارسی

شهسوار

١- نام یکی از بستگان فیروزشاه ٢- نام یکی از پهلوانان طالقان

پسرانه کردی

شهفور

صورتی از «شاپور». معنی «شاپور»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

شهفیروز

نام پسر کردویه ٧ شهریاران گمنام

پسرانه

شهمال

بادی است که از شمال می وزد

پسرانه کردی

شهمراد

(احتمالی) مراد شاه، خواسته‌ی شاه

پسرانه فارسی

شهمردان

از نام‌های زنده امروزی زرتشتیان

پسرانه فارسی

شه‌مرید

(احتمالی) نام پهلوان داستان عاشقانه‌ی «هانی و شه‌مرید»

پسرانه بلوچی

شهمزین

شاه آراسته

پسرانه فارسی

شهمیر

شاه امیر

پسرانه فارسی

شهنام

از «شه» (بزرگ) و «نام»؛ یعنی بزرگ‌نام، نامدار و بلندآوازه

پسرانه فارسی

شهیاد

از «شه» (شاه) و «یاد»

پسرانه فارسی

شهیار

نام یکی از دانشمندان زردشتی که در آغاز سده یازدهم یزدگردی می‌زیسته

پسرانه فارسی

شهیر

معروف، نامدار، نامور

پسرانه عربی

شهیراد

(احتمالی) از «شهی» (شاهی) و «راد» (جوانمرد)؛ پادشاه جوانمرد

پسرانه فارسی

شی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «شی» و «محمد» (ستوده). معنی «شی»: مخفف شوی (شوهر) در زبان لری. معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی

شیانا

(احتمالی) شایسته

پسرانه فارسی

شیبان

سپید موی، از ریشه‌ی شیب (سالخوردگی) [از خوارج، نیای قبیله شیبانیه]

پسرانه عربی

شیبت

«شیبة» به معنای سپیدی موی و پیری

پسرانه عربی

شیث

پسر سوم حضرت آدم(ع) به روایت تورات.می‌گویند او مخترع حروف هجائیه بوده است

پسرانه عبری

شیخ احمد

(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «احمد» (ستوده). معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه، رئیس طایف. مرد پیر، مرشد. مفردِ شیوخ. معنی «احمد»: عربی؛ ستوده‌ترین؛ از نام‌های پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است

پسرانه عربی

شیخ حسن

(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «حسن» (نیکو). معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه، رئیس طایف. مرد پیر، مرشد. مفردِ شیوخ. معنی «حسن»: عربی؛ نیکو و زیبا. نام امام دوم شیعیان، حسن بن علی، نخستین فرزند امام علی و حضرت فاطمه که به «کریم اهل بیت» نامدار است

پسرانه عربی

شیخ محمد

(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «محمد» (ستوده). معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه، رئیس طایف. مرد پیر، مرشد. مفردِ شیوخ. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

شیخ موسی

(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «موسی» (نام پیامبر

پسرانه عبری

شیخ نبی

(احتمالی) ترکیبی از «شیخ» (بزرگ و پیر) و «نبی». معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه

پسرانه عربی

شیخعلی

از «شیخ» و «علی». معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه

پسرانه عربی

شیخمراد

(احتمالی) از «شیخ» و «مراد». معنی «شیخ»: در اسلام عالِم علمای دینی. عالِم شیعه

پسرانه عربی

شیداب

١- نام پزشکی بوده در روز کار پادشاهی ده آک (ضحاک ٢- از دانشمندان زردشتی

پسرانه فارسی

شیدرنگ

نام پهلوانی بوده

پسرانه فارسی

شیدسب

دارنده اسب روشن

پسرانه فارسی

شیدفر

از «شید» به معنی روشنی و خورشید

پسرانه فارسی

شیدور

(احتمالی) از «شید» (روشنی). معنی «شید»: فارسی؛ روشنی، فروغ؛ جزء نام‌های جمشید و خورشید

پسرانه فارسی

شیدوش

١- نام پسر گودرز . پهلوان نامی زمان شاه فریدون وزان سوی گودرز و کشواد بود چو گیو و چو شیدوش میلاد بود ٢- نام پسر انوش ، معروف به فرهوش ، از شاگردان دستور آذرکیوان که در سال ١٠٠٠ یزدگردی در گذشت ٣- نام یکی از دانشمندان و پیشکار ساسان بنده ٣- نام پدربزرگ آزاد سرو

پسرانه فارسی

شیذر

شیذیر: خدای تعالی

پسرانه

شیر الدین

(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «الدین» (دین). معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه

شیر حسن

(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «حسن» (نیکو). معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه عربی

شیر خدا

برگردان فارسی «اسدالله»

پسرانه فارسی

شیر محمدی

(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «محمدی» (منسوب به محمد). معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان، هژبر

پسرانه

شیر واله

(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «واله». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه عربی

شیراحمد

از «شیر» و «احمد». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه عربی

شیرافکن

نام یکی از پهلوانان ایران ونیز نام زنده امروزی زردشتیان ٢٥ داراب

پسرانه فارسی

شیراک

نام پدر هر مزد، کنده کرکتیبه کعبه زردشت

پسرانه فارسی

شیرالله

ترکیبی از «شیر» و «الله»

پسرانه فارسی، عربی

شیراله

(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «اله» (خدا). معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان، هژبر

پسرانه

شیرامین

(احتمالی) از «شیر» و «امین». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه عربی

شیرجان

(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «جان» (جان و روان). معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان، هژبر. معنی «جان»: عبری؛ «John» صورت انگلیسی «یوحنا» به معنی «یهوه بخشنده است». در فارسی «جان» به معنی روان و زندگی نیز هست

پسرانه عبری

شیرحسین

(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان، هژبر. معنی «حسین»: عربی؛ مصغّر «حسن»، یعنی نیکوی کوچک. نام امام سوم شیعیان، حسین بن علی، که در کربلا با یارانش به شهادت رسید و نماد ایستادگی و آزادگی است

پسرانه عربی

شیرخان

(احتمالی) ترکیبی از «شیر» (شیر) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه ترکی

شیرخسرو

(احتمالی) از «شیر» و «خسرو». معنی «شیر»: جانور گوشتخوار از تیره‌ی گربه‌سانان

پسرانه فارسی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)