رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۷۸

صفحه‌ی ۷۸ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

شربتعلی

(احتمالی) از «شربت» و «علی». معنی «شربت»: نوشیدنی شیرین و معمولا خنکی شامل آب آمیخته با شکر به همراه افزودنی‌های مانند عصاره میوه‌ها یا عرق بعضی از گل‌ها و گیاهان. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

شردکیر

نام پسر افراسیاب (برهان

پسرانه فارسی

شرف رضا

(احتمالی) ترکیبی از «شرف» و «رضا» (خشنودی). معنی «شرف»: عربی

پسرانه عربی

شرفعلی

(احتمالی) از «شرف» (بزرگواری) و «علی». معنی «شرف»: عربی

پسرانه عربی

شرفیه

(احتمالی) منسوب به شرف

پسرانه عربی

شروان

نام سرزمین شروان در قفقاز

پسرانه فارسی

شروین

نام قلعه‌ی شروان

پسرانه مازندرانی، فارسی

شروینه

(احتمالی) منسوب به شروین، نام کهن سوادکوه

پسرانه مازندرانی، فارسی

شریعت

دین و راه

پسرانه عربی

شریف

شرافتمند، از ریشه‌ی شرف

پسرانه عربی

شریف اله

ترکیبی از «شریف» و «الله». معنی «شریف»: عربی

پسرانه عربی

شریفعلی

(احتمالی) از «شریف» (بزرگوار) و «علی». معنی «شریف»: عربی

پسرانه عربی

شریفی

(احتمالی) منسوب به شریف

پسرانه عربی

شریندل

(احتمالی) ترکیبی از «شرین» (شیرین) و «دل» (دل). معنی «شرین»: صورتی از «شیرین»

پسرانه

شرینعلی

(احتمالی) ترکیبی از «شرین» (شیرین) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شرین»: صورتی از «شیرین». معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

شعبان

هشتمین ماه قمری

پسرانه عربی

شعبانعلی

از «شعبان» و «علی». معنی «شعبان»: عربی

پسرانه عربی

شعبانی

منسوب به شعبان؛ نامی برای زادگان ماه شعبان

پسرانه عربی

شعیب

پیامبری که بر اساس قرآن پس از هود و صالح در شهر َمدَین می زیسته و احتماًلا پدر زن حضرت موسی (ع) بوده است

پسرانه عبری، عربی

شعیب الدین

(احتمالی) ترکیبی از «شعیب» (نام یکی از پیامبران

پسرانه عربی

شغاد

سغدی، شکل پارسی شده‌ی سغدای (مربوط به مملکت سغد در ماوراءالنهر) [برادر ناتنی و قاتل رستم]

پسرانه فارسی

شفابخش

شفادهنده، درمان‌بخش

پسرانه فارسی، عربی

شفاعت اله

(احتمالی) ترکیبی از «شفاعت» و «اله» (خدا). معنی «شفاعت»: شفاعة

پسرانه

شفیع

آن که تقاضای عفو و بخشش گناه کسی را از دیگری می‌کند، شفاعت کننده، شفاعتگر

پسرانه عربی

شفیع الله

(احتمالی) ترکیبی از «شفیع» و «الله» (خدا). معنی «شفیع»: عربی

پسرانه عربی

شفیعمحمد

از نام‌های مرکب (، شفیع و محّمد

پسرانه عربی

شفیفه

(احتمالی) نازک و شفاف

پسرانه عربی

شفیق

مهربان، دلسوز

پسرانه عربی

شفیق الله

(احتمالی) ترکیبی از «شفیق» و «الله» (خدا). معنی «شفیق»: عربی

پسرانه عربی

شقیق

از ریشه‌ی «ش‌ق‌ق» به معنی شکافتن

پسرانه عربی

شکارعلی

(احتمالی) از «شکار» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

شکر خان

(احتمالی) ترکیبی از «شکر» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

شکرخدا

سپاس خدا

پسرانه فارسی، عربی

شکرعلی

از «شکر» (سپاس) و «علی». معنی «شکر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شکور

سپاسگذار، اسم فاعل از ریشه‌ی شُکر

پسرانه عربی

شکوه الله

(احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «الله» (خدا). معنی «شکوه»: فارسی

پسرانه فارسی

شکیب

تحمل، بردباری، صبر، شکیبیدن

پسرانه عربی

شکیل

در فارسی: خوش - ریخت

پسرانه عربی

شکیل احمد

(احتمالی) ترکیبی از «شکیل» و «احمد» (ستوده). معنی «شکیل»: فارسی و عربی

پسرانه عربی

شگرف

نیکو، زیبا

پسرانه فارسی

شم

شاید همان سام باشد. پهلوان نامی روز کار کیانیان در شاهنامه یکی پورش آمد بخوبی چو جم نهاد آن دلاور ورا نام شم نام پسر تورک پسر شیدسب پسر تور پسر جمشید ( ١٩ یشت‌ها ١

پسرانه

شماخ

بلند مرتبه، از ریشه‌ی شمخ (شرافت)

پسرانه عربی

شماس

از اصل سریانی به معنی خادم کلیسا، مقامی پایین تر از کشیش

پسرانه سریانی

شمس

خورشید؛ نام شمس تبریزی، مراد مولوی؛ نام سوره نود و یکم قرآن

پسرانه عربی

شمس الجهان

(احتمالی) خورشید جهان

پسرانه عربی، فارسی

شمس الحق

(احتمالی) خورشید حق

پسرانه عربی

شمس الرحمان

(احتمالی) ترکیبی از «شمس» و «الرحمان» (بخشنده

پسرانه عربی

شمسالضحی

(احتمالی) «خورشید چاشتگاه»

پسرانه عربی

شمسالمعالی

«خورشید بزرگی‌ها»؛ لقب قابوس بن وشمگیر، امیر زیاری و نویسنده‌ی دانشمند

پسرانه عربی

شمسعلی

از «شمس» (خورشید) و «علی». معنی «شمس»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)