۸۸۸۸ اسم
معنی اسم پسر، صفحهی ۷۶
صفحهی ۷۶ از ۱۴۹؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
شاه بگم
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «بگم» (بانو، در ترکی). معنی «بگم»: فارسی کهن؛ خدا (بغ)
پسرانه فارسی
شاه بندر
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «بندر». معنی «بندر»: محلی در ساحل دریا یا رودخانه که محل توقف و بارگیری است. بندرگاه، لنگرگاه. جمع: بندرها، بنادر
پسرانه
شاه پرور
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «پرور» (پرورشدهنده). معنی «پرور»: فارسی؛ پرورنده
پسرانه فارسی
شاه دوردی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «دوردی» (ایستاد و ماند (دوردی)). معنی «دوردی»: ترکمنی
پسرانه ترکمنی
شاه سلطان
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «سلطان» (پادشاه). معنی «سلطان»: عربی؛ فرمانروا، پادشاه
پسرانه عربی
شاه علم
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «علم». معنی «علم»: دانش. آگاهی، اطلاع. دانستن، یقین داشتن
پسرانه
شاه ولی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «ولی». معنی «ولی»: عربی؛ دوست و سرپرست؛ «ولیالله» لقب امام علی
پسرانه عربی
شاهرود
(شاه = جزء پیشین بعضی از کلمههای مرکب به معنی «اصلی» و «مهم» +رود = فرزند به ویژه پسر)(1-
پسرانه