رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۶۸

صفحه‌ی ۶۸ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سمکو

رییس ایل شکاک، اسماعیل اقای سمکو

پسرانه کردی

سمندر

اسبی که رنگ آن مایل به زرد باشد

پسرانه

سموئیل

«خدا شنید»؛ سموئیل پیامبر بنی‌اسرائیل

پسرانه عبری

سمیح

بخشنده و گشاده‌دست

پسرانه عربی

سمیحه

(احتمالی) بخشنده و گشاده‌دست (زن)

پسرانه عربی

سمیر

داستان پرداز، قصه گو

پسرانه عربی

سمیع

شنونده، صفت از ریشه‌ی عربی سمع (شنیدن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

سمیع الله

(احتمالی) ترکیبی از «سمیع» و «الله» (خدا). معنی «سمیع»: عربی

پسرانه عربی

سمیع اله

(احتمالی) ترکیبی از «سمیع» و «اله» (خدا). معنی «سمیع»: عربی؛ شنوا؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

سنان

نیزه، سرنیزه

پسرانه عربی

سنباد

١- نام یکی از پادشاه ارمنستان ١٤+١٧٣ شهریاران گمنام ٢- نام یکی ازسر داران بهرام چوبینه ٣-نام یکی ازسر داران ابومسلم خراسانی، از مردم نیشابور ( ٨ تبرستان ٢

پسرانه فارسی

سنت الله

روش و قانون خداوند در آفرینش

پسرانه عربی

سنجابی

نام ایلی کرد در استان کرمانشاه که در پیرامون قصرشیرین و گیلان‌غرب زندگی می‌کنند

پسرانه کردی

سنجر

پرنده‌ای شکاری [از شاهان سلجوقی]

پسرانه ترکی

سنجه

(احتمالی) سنجیده

پسرانه فارسی

سنجیده

(احتمالی) سنجیده، خردمند

پسرانه فارسی

سندباد

نام یکی از مردمان نیشابور . شاید همان سنباد باشد (٥٠٢ و ٥٠٣ و ١٠ء دیالمه)

پسرانه فارسی

سندل

از نام‌های زندة امروزی زردشتیان

پسرانه

سواد علی

(احتمالی) ترکیبی از «سواد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سواد»: نوشته

پسرانه عربی

سواک

رفتار نرم، رفتار نرم و آهسته

پسرانه

سوخان بردی

(احتمالی) از «سوخان» و «بردی» (داد)

پسرانه ترکمنی

سودا حسن

(احتمالی) ترکیبی از «سودا» و «حسن» (نیکو). معنی «سودا»: عربی

پسرانه فارسی، عربی

سودکار

(احتمالی) سودرسان

پسرانه فارسی

سوذان

نام پسر اروب ؟ از خانواده نوذر. این نام فراموش شده است ٣ سیستان

پسرانه

سوران

لهجه ای از زبان کردی

پسرانه کردی

سورن

نام یکی از هفت خاندان بزرگ پارتی و ساسانی (سورن‌پهلو) که در سیستان فرمانروایی داشتند

پسرانه فارسی

سورنا

نام سردار نامی اُرُدْ اشکئ سیزدهم. یونانی شده سورن است . (٣٣٧ ویس و رامین) سوه

پسرانه فارسی

سورین

صورتی از «سورن»

پسرانه فارسی

سورینا

(احتمالی) از «سوری»

پسرانه فارسی

سوشا

(احتمالی) صورتی از «سوشیانس». معنی «سوشیانس»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

سوشیا

(احتمالی) صورتی از «سوشیانس». معنی «سوشیانس»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

سوشیان

موعد دین زرتشت

پسرانه کردی

سوشیانت

نام موعود مزدیسنا . بند ٨٩ زامیادیشت

پسرانه فارسی

سوشیانس

سهراب ١- نام یکی از نبیره‌های اشوزرتشت و آخرین موعود مزدیسنا ١ سیستان ٢-نام یکی از مفسران اوستا در روزگار ساسانیان ( ٧ ساسانیان:ل|٢٢٩مزدیسن

پسرانه فارسی

سولدوز

(احتمالی) نام یکی از قبیله‌های مغول (سولدوس) که امیر چوپان از آن برخاست. دشت سولدوز در جنوب دریاچه‌ی ارومیه و پیرامون نقده به نام آنان خوانده می‌شود

پسرانه ترکی

سومند

نام بهدینی است در وندیداد ا ین واژه با سودمند یکی است به معنی - سودمند . نام پدر نیجر در بند١٠١ فروردین یشت از نام‌های کمیاب امروزی زردشتیان در اوستا سو خراب بوده. به معنی-تابش سرخ. نام پسر رستم ذال چو خندان شد و چهره شاداب کرد ورا نام تهمینه سهراب کرد ش اهنامه+ بخشی از فرهنگ اوست ا ریشه پهلوی سهل ن کک : سهل در پهلوی سهرک sahrak یا شهرک .هم گفته‌اند sa ١-نام پسر شاهپور، از پزشکان بیمارستان کندی شاپور ، در سده سوم هجری ٢- نام وزیر ماهان ٣- نام پدر جاویدان ، استاد و پیشوای بابک خر مدین

پسرانه

سوناجمال

ترکیبی از «سونا» و «جمال». معنی «سونا»: ترکی؛ قو، مرغابی زیبا. معنی «جمال»: عربی؛ زیبایی

پسرانه ترکی، عربی

سوید

مصغر «اسود» به معنی سیاه کوچک

پسرانه عربی

سوینج

(احتمالی) شادی (سئوینج)

پسرانه ترکی

سهاب علی

(احتمالی) ترکیبی از «سهاب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

سهراب

سرخرو، دارای بدن سرخ، از ریشه‌ی پارسی سوهر (سرخ) و آب (بدن، تن) [فرزند رستم]

پسرانه فارسی

سهرابعلی

(احتمالی) از «سهراب» و «علی». معنی «سهراب»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سهرابی

(احتمالی) منسوب به «سهراب»

پسرانه

سهره

سیره، پرنده‌ای است کوچک و خوش آواز شبیه بلبل با پرهای زرد و سبز

پسرانه فارسی

سهل الدین

(احتمالی) ترکیبی از «سهل» و «الدین» (دین). معنی «سهل»: آسان

پسرانه

سهل مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «سهل» و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «سهل»: آسان. معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

سهلعلی

از «سهل» و «علی». معنی «سهل»: آسان. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

سهم الدین

(احتمالی) ترکیبی از «سهم» و «الدین» (دین). معنی «سهم»: ترس، هراس، هول

پسرانه

سهند

پا بر جا

پسرانه فارسی

سهندعلی

(احتمالی) از «سهند» (نام کوهی در آذربایجان) و «علی». معنی «سهند»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سهید محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سهید» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

سهیل

نام ستاره ای پرنور است

پسرانه عربی

سی

پسر؛ و پتاح (نام خدایی است) [از فراعنه‌ی دودمان نوزدهم]

پسرانه

سی حسین

(احتمالی) ترکیبی از «سی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «سی»: پسر

پسرانه عربی

سی سیماک

نام یکی از سرداران پارسی داریوش بزرگ . این نام از منابع یونانی به گونه سی سی ماکس به دست ما رسیده و فارسی سینا درست آن را باید یافت . (٥١ءپیرنیا)

پسرانه

سیابخش

(احتمالی) ترکیبی از «سیا» و «بخش» (بخشیده). معنی «سیا»: سیاه، رنگ‌سیاه

پسرانه

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)