رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۶۷

صفحه‌ی ۶۷ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سعیدبخشعلی

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «بخشعلی» (بخشیده‌ی علی). معنی «سعید»: عربی؛ نیکبخت

پسرانه عربی، فارسی

سعیدخان

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

سعیدرضا

از نام‌های مرکب، ، سعید و رضا

پسرانه عربی

سعیدصالح

ترکیبی از «سعید» و «صالح». معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدعلی

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدغفور

ترکیبی از «سعید» و «غفور». معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدکاظم

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «کاظم» (فروبرنده خشم). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «محمد» (ستوده). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدمهدی

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سغد

(احتمالی) سغد، سرزمینی کهن در آسیای میانه

پسرانه فارسی

سغدیان

(احتمالی) سغدیان، مردم سغد

پسرانه فارسی

سفر علی

(احتمالی) ترکیبی از «سفر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سفر»: کتاب

پسرانه عربی

سفندارمذ

نام فرشته فروتنی و بردباری و نگهبان زمین. نگ: سیندارمذ

پسرانه فارسی

سفی الله

(احتمالی) ترکیبی از «سفی» و «الله» (خدا). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز

پسرانه

سقراط

نام فیلسوف یونانی

پسرانه یونانی

سکندر

مخفف اسکندر یا اسکندر مقدونی، در شاهنامه گاهی اینگونه یاد می‌گردد

پسرانه یونانی

سلاطین

(احتمالی) جمع «سلطان»؛ پادشاهان

پسرانه عربی

سلام ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «سلام» و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عبری

سلام اله

(احتمالی) ترکیبی از «سلام» و «اله» (خدا). معنی «سلام»: واژه‌ای که در آغاز دیدار یا گفت‌وگو با کسی بر زبان آورده می‌شود. و

پسرانه

سلامان

نام قهرمان داستان رمزی «سلامان و ابسال» که ریشه‌ای یونانی دارد و ابن‌سینا و خواجه نصیر طوسی بدان پرداخته‌اند. جامی آن را در یکی از مثنوی‌های «هفت اورنگ» به نظم درآورده است

پسرانه فارسی

سلامت اله

(احتمالی) ترکیبی از «سلامت» (تندرستی) و «اله» (خدا). معنی «سلامت»: عربی؛ تندرستی، سلامت

پسرانه عربی

سلجوق

قایق کوچک، از ریشه‌ی ترکی سل (قایق) و جوق (کوچک) [موسس دودمان سلجوقی]

پسرانه ترکی

سلطان

فرمانروا، از ریشه‌ی سلطه

پسرانه عربی

سلطان ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

سلطان احمد

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «احمد» (ستوده). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطان بخت

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بخت» (بخت و اقبال). معنی «سلطان»: عربی؛ فرمانروا، پادشاه

پسرانه عربی

سلطان بردی

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

سلطان حسن

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «حسن» (نیکو). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطان قلی

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

سلطان کریم

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «کریم» (بخشنده). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطان محمود

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «محمود». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانحسین

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانرضا

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «رضا» (خشنودی). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانعلی

از «سلطان» و «علی». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «محمد» (ستوده). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانمراد

ترکیبی از «سلطان» و «مراد». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانمرد

(احتمالی) از «سلطان» (پادشاه) و «مرد». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطنه

(احتمالی) پادشاهی، فرمانروایی

پسرانه عربی

سلم

از قوم سارمات؟، از ریشه‌ی اوستایی سیریامه (سارمات؟) [فرزند فریدون و شاه توران زمین]

پسرانه فارسی، عربی

سلمان

سلامت، تندرستی، از ریشه‌ی سلم (سلامت) [سلمان پارسی:از صحابه‌ی مشهور]

پسرانه عربی

سلمانعلی

از «سلمان» و «علی». معنی «سلمان»: عربی

پسرانه عربی

سلیله

دختر، دخت، فرزنِد دختر

پسرانه عربی

سلیم

سالم و بینقص، صفت از ریشه‌ی عربی سلم (سلامتی) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

سلیم ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی، عبری

سلیم احمد

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی

سلیم الله

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی

سلیم اله

ترکیبی از «سلیم» و «الله». معنی «سلیم»: عربی

پسرانه عربی

سلیم بردی

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی، ترکی

سلیم بیگ

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم، بی‌عیب) و «بیگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «سلیم»: عربی؛ تندرست؛ دل پاک

پسرانه عربی

سلیم رضا

(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم

پسرانه عربی

سلیمان

صلحجو، از ریشه‌ی عبری شلم (صلح) [پیامبر و شاه عبرانی]

پسرانه عبری

سلیمان خان

(احتمالی) ترکیبی از «سلیمان» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عبری

سلیمانیان

(احتمالی) جمع «سلیمان»؛ از خاندان سلیمان

پسرانه فارسی

سلین

(احتمالی) آسمانی، ماه

پسرانه ترکی

سماء الدین

(احتمالی) ترکیبی از «سماء» و «الدین» (دین). معنی «سماء»: عربی؛ آسمان

پسرانه عربی

سماعلی

(احتمالی) ترکیبی از «سما» (آسمان) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سما»: عربی

پسرانه عربی

سماک

سپهر، آسمان

پسرانه عربی

سمان

(احتمالی) آسمان

پسرانه عربی

سمران

سمرکند یا سمرقند، که نام شهری است در ایران قدیم و هم اکنون جزء کشور ازبکستان است

پسرانه عربی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)