سیامک
سیاه مو، از ریشهی اوستایی سیا (سیاه) و مک (مو) [فرزند کیومرث که به دست دیوان کشته شد]
پسرانه فارسی
۸۸۸۸ اسم
صفحهی ۶۹ از ۱۴۹؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
سیاه مو، از ریشهی اوستایی سیا (سیاه) و مک (مو) [فرزند کیومرث که به دست دیوان کشته شد]
پسرانه فارسی
(احتمالی) از «سیا» و «امیر». معنی «سیا»: سیاه، رنگسیاه. معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور
پسرانه عربی
یا : سیاوسپی sya-vas-pl. نام بهدینی است در بند ١١٣ فروردین یشت یا : سیاووش S1-ya-voosh (فارسی) یا: سیاوخش s1-ya-vakhsh ی هلوی) یا: سیاورش s1-ya-va-rashn (اوستا) برخی معنی آن را دارنده اسب سیاه و برخی سیاه چشم دانسته اند ١-نام پسر کیکاوس اهنامه+اسیستان ٢-نام هفتمین پادشاه ماد ١١٠یراننامه١ ٣- نام یکی از دادوران دوران ساسانی م ادیکان هزار دستان ٣-نام یکی از آرتشتاران سالار نامی روزگار ساسانیان ٥- از نامهای زندة امروزی
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سیاه» و «بخش» (بخشیده). معنی «سیاه»: رنگی مانند زغال که تمام نورها را به خود جذب میکند؛ مقابل سفید
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سیاه» و «محمد» (ستوده). معنی «سیاه»: رنگی مانند زغال که تمام نورها را به خود جذب میکند؛ مقابل سفید. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه عربی
«سیبویه» (بوی سیب)؛ لقب سیبویه، دستورنویس بزرگ ایرانی زبان عربی در سدهی دوم هجری
پسرانه فارسی
نام کوهی آتشفشانی در شمال دریاچهی وان در کردستان ترکیه که در ترکی «سوپهان» خوانده میشود و در ترانههای کردی بسیار از آن یاد شده است
پسرانه کردی
ترکیبی از «سید» و «امیرحسن». معنی «امیرحسن»: ترکیب «امیر» (فرمانروا) و «حسن» (نیکو)
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «امیرحسین». معنی «امیرحسین»: ترکیب «امیر» (فرمانروا) و «حسین» (نیکو)
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «امیرعباس». معنی «امیرعباس»: ترکیب «امیر» (فرمانروا) و «عباس» (شیر)
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سیدامین» و «الله» (خدا). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز
پسرانه