رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۶۴

صفحه‌ی ۶۴ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

ساعدبگ

(احتمالی) از «ساعد» (یاور) و «بگ». معنی «ساعد»: عربی؛ یاری‌دهنده

پسرانه عربی

ساعدعلی

(احتمالی) از «ساعد» (یاور) و «علی». معنی «ساعد»: عربی

پسرانه عربی

ساکو

ساده، یکسان

پسرانه کردی

سالار

نام یکی از بزرگان و سپهسالاران ایران

پسرانه کردی

سالار امیر

(احتمالی) ترکیبی از «سالار» و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «سالار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سالار خان

(احتمالی) ترکیبی از «سالار» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

سالاربیک

(احتمالی) از «سالار» و «بیک» (بزرگ). معنی «سالار»: فارسی؛ سردار و فرمانده. معنی «بیک»: بیگ

پسرانه فارسی

سالارمهدی

(احتمالی) از «سالار» (سرور) و «مهدی». معنی «سالار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سالخ بردی

(احتمالی) ترکیبی از «سالخ» و «بردی» (داد، در ترکی). معنی «بردی»: ترکی؛ داد، بخشید

پسرانه ترکی

سالم

تندرست، اسم فاعل از ریشه‌ی سلم (سلامت)

پسرانه عربی

سالور

«سالور» (Salur) نام یکی از کهن‌ترین طایفه‌های ترکمن از قبیله‌های اغوز است. در داستان‌های «دده قورقود» از قازان‌خان سالور به عنوان پهلوانی نامدار یاد شده است

پسرانه ترکمنی

سالینا

(احتمالی) منسوب به سال، ساله

پسرانه لاتین

سام

١-نام بهدینی است که در بندء١٣ فروردین بشت ستوده شده

پسرانه اوستایی، فارسی

سام الدین

(احتمالی) ترکیبی از «سام» و «الدین» (دین). معنی «سام»: فارسی

پسرانه فارسی

سامان

نام بزرگزاده بلخ در نیمه دوم سده هشتم میلادی و نیای سامانیان ٣فرزانگان

پسرانه فارسی، کردی

سامانه

(احتمالی) از «سامان»؛ آرامش. معنی «سامان»: فارسی؛ آراستگی و سامان؛ نیز نام نیای سامانیان

پسرانه فارسی

سامر

افسانه گوینده، افسانه گویندگان

پسرانه عربی

سامراد

(احتمالی) از «سام» و «راد». معنی «سام»: فارسی

پسرانه فارسی

سامرند

در زبان کُردی به معنای پادشاه جوان می باشد

پسرانه کردی

سامعلی

(احتمالی) از «سام» و «علی». معنی «سام»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سامی

بلند مرتبه

پسرانه عربی

سامیا

نام ماه یازدهم از سال ایرانیان در دوره‌ی هخامنشی

پسرانه عربی

سامیار

از نام‌های کمیاب امروزی زردشتیان

پسرانه فارسی

سامیان

منسوب به سام با پسوند «یان». سام در شاهنامه پهلوان نامدار

پسرانه فارسی

سامین

منسوب به سام، نیای رستم؛ سام‌گون

پسرانه عربی

سانال

(احتمالی) یعنی نامدار

پسرانه ترکی

سانان

(احتمالی) ستایش

پسرانه فارسی

ساندی

(احتمالی) کوتاه‌شده ساندرا

پسرانه انگلیسی

سانی

(احتمالی) یعنی هدیه

پسرانه هندی

سانیار

نام قبیله ای از اکراد

پسرانه کردی

ساواش

(احتمالی) جنگ، نبرد (ساواش)

پسرانه ترکی

ساوان

(احتمالی) ساوه

پسرانه فارسی

ساونگ

دراوستا ساو نکهنکهه. نام پدر باونکبهه در بند ١٢٣ فروردین یشت

پسرانه

ساوه

نام پادشاهی است که به دست بهرام چوبینه کشته شد

پسرانه فارسی

ساهر

شب زنده دار، از ریشه‌ی سهر (شب بیدار ماندن)

پسرانه عربی

سایدا

سایه‌ی مادر (؟)

پسرانه کردی

سایروس

صورت انگلیسی «کوروش» (Cyrus)

پسرانه انگلیسی

سبحان

پاک و منزه؛ «سبحان الله» یعنی پاک است خدا

پسرانه عربی

سبحان الدین

(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «الدین» (دین). معنی «سبحان»: عربی

پسرانه عربی

سبحان اله

(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «اله» (خدا). معنی «سبحان»: عربی

پسرانه عربی

سبحان بردی

(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

سبحان قلی

از «سبحان» (پاک و منزه

پسرانه ترکی، عربی

سبحان محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «محمد» (ستوده). معنی «سبحان»: عربی

پسرانه عربی

سبحان وردی

(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «وردی» (داد

پسرانه عربی

سبحان ویردی

(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «ویردی» (داد

پسرانه عربی

سبحان‌الله

به معنای «پاک و منزه است خدا». این عبارت از ذکرهای رایج مسلمانان است و تسبیحات حضرت فاطمه (س) با آن همراه است

پسرانه عربی

سبحانعلی

(احتمالی) از «سبحان» (پاک) و «علی». معنی «سبحان»: عربی

پسرانه عربی

سبزالدین

(احتمالی) از «سبز» و «الدین»

پسرانه

سبزعلی

از «سبز» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

سبزمراد

(احتمالی) از «سبز» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

سبزوار

نام شهری در غرب خراسان رضوی که در گذشته مرکز ناحیه‌ی بیهق بود

پسرانه فارسی

سبقت الله

(احتمالی) پیشی گرفتن به سوی خدا

پسرانه عربی

سبکتکین

خوش قدم، از ریشه‌ی ترکی سوبوک (پیِ پا، جای پا) و

پسرانه ترکی

سبکتین

سبکتگین، بنیان‌گذار سلسله‌ی غزنوی و پدر سلطان محمود

پسرانه ترکی

سبلان

نام کوه سبلان در اردبیل

پسرانه ترکی

سبنتی

نام مردان است

پسرانه

سبوح

صیغه‌ی مبالغه از ریشه‌ی «تسبیح» به معنای بسیار پاک و منزه از هر عیب

پسرانه عربی

سپانیاسپ

دارنده سیاه سواره ١- نام سومین نیای گرشاسب بخش ٣١ بندهشن

پسرانه

سپرنگ

(احتمالی) سپیدرنگ

پسرانه فارسی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)