رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۶۳

صفحه‌ی ۶۳ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

زیبر

صورتی از «زبیر». معنی «زبیر»: عربی؛ استوار؛ نام صحابی پیامبر

پسرانه عربی

زید

رشد، فزونی، از ریشه‌ی زید(زیاد شدن) [زید بن ثابت:از صحابه‌ی مشهور]

پسرانه عربی

زیدالله

(احتمالی) افزونی خدا

پسرانه عربی

زیداله

(احتمالی) از «زید» به معنی افزونی و فزونی و «الله»، یعنی فزونی و برکت از سوی خدا

پسرانه عربی

زیدان

از ریشه‌ی «زید» به معنای افزونی و فزونی یافتن. جرجی زیدان

پسرانه عربی

زیدعلی

از «زید» و «علی». معنی «زید»: عربی

پسرانه عربی

زیرک

باهوش، هوشیار

پسرانه فارسی

زیغری

نام پسر سئن sa-e-na = سینا که در بند ع١٢ فروردین یشت ستوده شده زیگ ZIK ١- نام یکی از سرداران بزرگ شاپور دوم که رومی‌ها آن را زیکس نوشته اند ٣ شاهنشاهی :|:١٢٥ ساسانیان ٢-نام یکی از هفت دودمان نامی روز کار ساسانیان (١٢٥ ساسانیان

پسرانه

زینال

صورت گفتاری «زین‌العابدین»

پسرانه

زینالدین

موجب آرایش دین؛ زینت دین

پسرانه عربی

زینالعابدین

زینت پرستشگران، از ریشه‌ی زین (زینت) [لقب امام چهارم]

پسرانه عربی

زیناوند

«زیناوند» در اوستا یعنی زیرک و هوشیار؛ لقب تهمورث

پسرانه فارسی

زینعلی

از «زین» (زینت) و «علی». معنی «زین»: این نام را شادروان پرفسور مارکوارت

پسرانه عربی

ژاک

صورت فرانسوی «یعقوب» که از راه لاتین «یاکوبوس» (Jacobus) به فرانسوی رسیده است. صورت انگلیسی آن «جیمز» و «جیکوب» است

پسرانه فرانسوی

ژاکاو

(احتمالی) یعنی برف‌آب

پسرانه کردی

ژان

صورتی از «یوحنا»؛ خدا بخشنده است. معنی «یوحنا»: عبری؛ خدا بخشنده است؛ صورت عبری «یحیی»

پسرانه فرانسوی، عبری

ژاو

چشم

پسرانه کردی

ژرژ

دهقان، کشاورز

پسرانه یونانی

ژرژیت

(احتمالی) شکل زنانه ژرژ

پسرانه فرانسوی

ژوبین

نیزه کوتاه جنگی در ایران کهن

پسرانه فارسی

ژوپین

«ژوپین» نیزه‌ی کوتاهی که در جنگ به سوی دشمن پرتاب می‌کردند

پسرانه فارسی

ژوزف

صورت فرانسوی «یوسف»، از عبری «یوسِف» به معنی «(خدا) می‌افزاید»

پسرانه فرانسوی

ژوزفین

شکل زنانه‌ی «ژوزف» که از عبری «یوسف» به معنای «خدا می‌افزاید» است

پسرانه فرانسوی

ژیار

تمدن فرهنگ

پسرانه کردی

ژیان

زندگی کردن، نام روزنامه دیگر پیره مرد

پسرانه کردی

ژیانا

(احتمالی) زندگی

پسرانه کردی

ژیر

دان

پسرانه کردی

ژیران

(احتمالی) یعنی زیرک

پسرانه کردی

ژیرو

(احتمالی) زیرک و باهوش

پسرانه کردی

ژیل

از نام لاتین «اگیدیوس» که از یونانی aigidion به معنای بزغاله گرفته شده

پسرانه فرانسوی

ژیلوان

(احتمالی) زنده

پسرانه کردی

ژینار

(احتمالی) یعنی زندگی انار

پسرانه کردی

ژیوان

(احتمالی) یعنی زنده

پسرانه کردی

ژیویر

(احتمالی) بانگ و فریاد

پسرانه گیلکی

سائب

(احتمالی) روان، جاری؛ نام صحابی

پسرانه عربی

سابق

پیشرو، مقدم، اسم فاعل از ریشه‌ی سبق

پسرانه عربی

ساتکین

(احتمالی) شاهزاده

پسرانه ترکی

ساتلق قلیچ

(احتمالی) از «ساتلیق» و «قلیچ» (شمشیر)

پسرانه ترکی

ساتلیق قلیچ

(احتمالی) از «ساتلیق» و «قلیچ» (شمشیر)

پسرانه ترکی

ساتیار

از نام‌های فراموش شده زردشتیان که امروزه در میان چادرنشینان فارس دیده می‌شود و کمان می‌رود درست آن سادیار باشد

پسرانه اوستایی

ساجد

آن که سجده می‌کند، سجده کننده

پسرانه عربی

ساجدین

(احتمالی) سجده‌کنندگان

پسرانه عربی

سادن

حاجب، دربان

پسرانه عربی

ساده میر

(احتمالی) ترکیبی از «ساده» و «میر» (سرور

پسرانه عربی

سادیار

در میان جادر نشینان فارس به پیکره ساتیار نامگذاری شده

پسرانه فارسی

سار

پرنده‌ای است شبیه گنجشک اما بزرگتر از آن که بیشتر به شکار ملخ می‌پردازد

پسرانه

سار محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سار» و «محمد» (ستوده). معنی «سار»: پرنده‌ای است شبیه گنجشک اما بزرگتر از آن که بیشتر به شکار ملخ می‌پردازد. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

ساربانی

(احتمالی) ساربان، شتربان

پسرانه فارسی

سارپ

(احتمالی) استوار و سرسخت

پسرانه ترکی

سارنگ

(احتمالی) رنگارنگ؛ نام سازی هندی

پسرانه سانسکریت

سارو

سردار کرد در دوران شاه اسماعیل. نام پرنده ای است

پسرانه کردی

ساری

پرنده‌ای است کوچک و خوش آواز

پسرانه

ساری خان

(احتمالی) ترکیبی از «ساری» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه ترکی

ساری قلی

(احتمالی) ترکیبی از «ساری» و «قلی» (بنده

پسرانه ترکی

ساسان

پسر بهمن و نوهی اسفندیار

پسرانه کردی

ساشا

صورت خودمانی «الکساندر» و «الکساندرا»

پسرانه روسی

ساعد

خوشبخت، اسم فاعل از ریشه‌ی سعد (خوشبختی) [ساعدالدوله، شاه دیلمی]

پسرانه عربی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)