رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۶۵

صفحه‌ی ۶۵ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سپنتا

پاک و مقدس

پسرانه اوستایی

سپنتام

(احتمالی) منسوب به سپنته؛ مقدس

پسرانه فارسی

سپنتامن

«سپنتمان» یا سپیتمان، نام خاندان زرتشت

پسرانه فارسی

سپند

یا اسپند. برخی این نام را به معنی- دارنده اندیشه نیک . گفتار نیک و کردار نیک دانسته اند

پسرانه فارسی

سپندات

هدیه‌ی سپندارمذ یا عدلِ مقدس برساخته از

پسرانه فارسی

سپندار

کوتاه‌شده‌ی «سپندارمذ» از اوستایی «سپنتَه آرمَئیتی» به معنی فروتنی و پارسایی مقدس

پسرانه فارسی

سپندان

اسپند، دانه‌ی خوشبویی که برای دور کردن چشم‌زخم دود می‌کنند

پسرانه فارسی

سپنسار

نام یکی از سرداران خسرو برویز در جنگ با بهرام چوبینه

پسرانه فارسی

سپوید

نام پسر مخشتی، در بندء١١ فروردین یشت

پسرانه

سپهدار

(احتمالی) شکل دیگری از «سپهدار»؛ فرمانده سپاه

پسرانه

سپهر

آسمان

پسرانه فارسی

سپهراد

نام یکی از سرداران ایرانی

پسرانه فارسی

سپهرار

(احتمالی) آسمان

پسرانه فارسی

سپهرام

(احتمالی) از «سپهر» و «رام». معنی «سپهر»: فارسی

پسرانه فارسی

سپهران

(احتمالی) از «سپهر»

پسرانه فارسی

سپهرداد

نام داماد داریوش که در شجاعت ممتاز بود

پسرانه فارسی

سپهرراد

(احتمالی) از «سپهر» (آسمان) و «راد» (جوانمرد). معنی «سپهر»: فارسی

پسرانه فارسی

سپهرم

نام سرداری از لشکر افراسیاب

پسرانه فارسی

سپهرین

(احتمالی) از «سپهر»

پسرانه فارسی

سپهیار

(احتمالی) یاور سپاه

پسرانه فارسی

سپیتاک

نام مردی است در روز کار هخامنشی که یونانی‌ها آن را spltakas نوشته‌اند

پسرانه

سپیتمان

«سپیتمه» نام خاندان زرتشت است و در گاهان از او با نام «زرتشت سپیتمان» یاد شده. سپیتمن نیز سردار سغدی بود که در برابر اسکندر ایستادگی کرد

پسرانه فارسی

سپیتوایش

راست خواه و راست جوی. نام پسر اوسیاسنو

پسرانه

سپیتی

سفید. ١- نام پسر اوسپسنو در بند١٢١ فروردین یشت ٢- نام پسرر و نت در بند١٢٣فروردین یشت

پسرانه

ستار

پوشاننده (عیب‌ها)؛ از نام‌های خدا؛ نام ستارخان، سردار مشروطه

پسرانه عربی

ستار خان

(احتمالی) ترکیبی از «ستار» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

ستاربردی

(احتمالی) از «ستار» و «بردی»

پسرانه عربی، ترکی

ستایان

(احتمالی) از «ستایش». معنی «ستایش»: فارسی؛ ستایش

پسرانه فارسی

سترگ

بزرگ، عظیم

پسرانه فارسی

سترگ آذر

نام پسر مهین آذر ١٣ فرزانگان

پسرانه

ستیپی

نام پسر ر و نت در بند ١٢٣ فروردین یشت

پسرانه

ستیونت

در فارسی امروزه ستیوند stivand. نام پسر فرادَت ونکهو در بند ١٢١ فروردین یشت

پسرانه

سجاد

بسیار سجده کننده، صفت تفضیلی از ریشه‌ی سجده [لقب امام چهارم]

پسرانه عربی

سجاد محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سجاد» و «محمد» (ستوده). معنی «سجاد»: عربی

پسرانه عربی

سجادعلی

(احتمالی) از «سجاد» و «علی». معنی «سجاد»: عربی

پسرانه عربی

سجاده

«سجّادة» از ریشه‌ی «س ج د» (سجده کردن)

پسرانه عربی

سجایا

(احتمالی) سرشت‌ها، خوی‌ها

پسرانه عربی

سحاب

ابر، تودهی بخار آب که به رنگ‌های سفید، خاکستری در آسمان دیده می‌شود

پسرانه عربی

سحابعلی

(احتمالی) از «سحاب» (ابر) و «علی». معنی «سحاب»: عربی

پسرانه عربی

سحبان

سحبان وائل

پسرانه عربی

سحرخان

(احتمالی) از «سحر» و «خان». معنی «سحر»: عربی

پسرانه عربی

سخا

بخشش

پسرانه عربی

سخاوت

بخشش، عطا، کرم

پسرانه عربی

سخاوتعلی

(احتمالی) از «سخاوت» (بخشندگی) و «علی». معنی «سخاوت»: (عربی) بخشش

پسرانه عربی

سخی اله

(احتمالی) ترکیبی از «سخی» و «اله» (خدا). معنی «سخی»: بخشنده، کریم

پسرانه

سخی قلی

(احتمالی) ترکیبی از «سخی» و «قلی» (بنده

پسرانه ترکی

سخی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سخی» و «محمد» (ستوده). معنی «سخی»: بخشنده

پسرانه عربی

سخی مراد

(احتمالی) ترکیبی از «سخی» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «سخی»: بخشنده

پسرانه عربی

سخیداد

(احتمالی) داده بخشنده

پسرانه فارسی، عربی

سدرا

درخت سدر، کُنار؛ «سدرة المنتهی» درختی در آسمان هفتم

پسرانه عربی

سدیدالدین

(احتمالی) «استوار در دین»

پسرانه عربی

سدیف

نام چند تن از صحابه

پسرانه

سر گرد

(احتمالی) سرگرد، درجه نظامی

پسرانه فارسی

سراج

چراغ، روشنایی

پسرانه عربی

سراج احمد

(احتمالی) ترکیبی از «سراج» و «احمد» (ستوده). معنی «سراج»: عربی

پسرانه عربی

سراج الله

(احتمالی) ترکیبی از «سراج» و «الله» (خدا). معنی «سراج»: عربی

پسرانه عربی

سراج اله

(احتمالی) ترکیبی از «سراج» و «اله» (خدا). معنی «سراج»: عربی

پسرانه عربی

سراصلان

(احتمالی) از «سر» و «اصلان». معنی «اصلان»: ترکی؛ «ارسلان»، شیر. صورت دیگر «آصلان» و «اسلان»

پسرانه ترکی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)