رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۳۴

صفحه‌ی ۳۴ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

بهمنعلی

(احتمالی) از «بهمن» (نیک‌منش) و «علی». معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

بهمنیار

١- نام تصحیح کننده تاریخ بیهقی (حاشیه ٢٢٥ سیستان ٢- نام یکی از موبدان خراسان که در سده دهم یزدگردی می‌زیسته

پسرانه فارسی

بهمیار

(احتمالی) از «بهمن» و «یار». معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

بهنات

- بهناد beh-nad نام پسر جاماسب برادر غباد ساسانی (٣٥ تبرستان ١)

پسرانه

بهنام حسین

(احتمالی) ترکیبی از «بهنام» (نیک‌نام

پسرانه فارسی، عربی

بهنود

پسر عزیز

پسرانه فارسی

بهنیا

نیک نژاد، دارای اصل و نسب، اصیل، شریف

پسرانه فارسی

بهوران

(احتمالی) نیک

پسرانه فارسی

بهی الدین

(احتمالی) ترکیبی از «بهی» و «الدین» (دین). معنی «بهی»: فارسی؛ خوبی و نیکی

پسرانه فارسی

بهیاد

(احتمالی) از «به» و «یاد»؛ یاد نیک. معنی «یاد»: حافظه، ذهن. خاطره، اندیشه. یادآوری

پسرانه

بهیان

سپیده دم

پسرانه کردی

بهینمهر

(احتمالی) از «بهین» (بهترین) و «مهر». معنی «بهین»: فارسی

پسرانه فارسی

بیات

بیات نام ایلی ترک؛ «بیات» در موسیقی ایرانی نام چند آواز (بیات ترک، بیات اصفهان) است

پسرانه ترکی

بیات الله

(احتمالی) ترکیبی از «بیات» و «الله» (خدا). معنی «بیات»: ترکی

پسرانه ترکی

بیاز علی

(احتمالی) ترکیبی از «بیاز» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

بیاضعلی

(احتمالی) از «بیاض» (سپیدی) و «علی». معنی «بیاض»: سفیدی. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

بیان الله

(احتمالی) ترکیبی از «بیان» و «الله» (خدا). معنی «بیان»: عربی

پسرانه عربی

بیان اله

(احتمالی) ترکیبی از «بیان» و «اله» (خدا). معنی «بیان»: عربی؛ آشکار کردن، سخن روشن

پسرانه عربی

بیانعلی

(احتمالی) از «بیان» و «علی». معنی «بیان»: عربی

پسرانه عربی

بیت اله

خانه‌ی خدا و از نام‌های کعبه است. درست‌نویسی آن «بیت‌الله» است

پسرانه عربی

بیت علی

(احتمالی) ترکیبی از «بیت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بیت»: پیشوند بسیاری از اصطلاحات تمدنی نظیر بیت ایشتار، بیت همبان، بیت تازاکی. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

بیت‌الله

«بیت‌الله» یعنی خانه‌ی خدا، عنوان کعبه در مکه که قبله‌ی مسلمانان است

پسرانه عربی

بیتخش

نام مردی است در کتیبهُ کعبه زردشت که در روزگار اردشیر بابکان می‌زیسته (٥١ ساسانی)

پسرانه

بیتک

نام پنجمین نیای منوچهر به نوشته بخش ٣١ بندهشن و ششمین نیای منوچهر به نوشته یوستی

پسرانه

بیرام

صورتی از «بایرام» به معنی جشن و عید

پسرانه ترکی

بیرام بردی

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

پسرانه ترکی

بیرام قلی

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

پسرانه ترکی

بیرام قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

پسرانه ترکی

بیرام محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

پسرانه ترکی، عربی

بیرامعلی

از «بیرام» (عید) و «علی». معنی «بیرام»: ترکی

پسرانه ترکی، عربی

بیربخش

(احتمالی) از «پیر» و «بخش»؛ بخشیده پیر

پسرانه

بیروز

نام برادر شاپور یکم ساسانی و همچ نین نام شانزدهمین پادشاه ساسانی پسر یزدگرد یکم

پسرانه فارسی

بیریوان

شیردوش، زن یا دختری که در شیردوشگاه شیر گوسفندان را می دوشد

پسرانه کردی

بیژن

مربوط به سرزمین ایران

پسرانه پهلوی، فارسی

بیژن علی

(احتمالی) ترکیبی از «بیژن» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بیژن»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بیساران

نام روستایی در کردستان

پسرانه کردی

بیستون

نام پدر نام آور و نیای شهراکم از اسپهبدان تبرستان ٣٢ فرزانگان+١٠٢ تبرستان مرعشی

پسرانه کردی

بیش کیهاتنه

نام پسر کوارزم از خاندان کیانیان (ءء٢ فرهنگ pi-shi-she-yu-tan بیشی شیو لن pi-she-yu-tan در پهلوی پیشیوتن ١- نام بهدینی در بند١٠٣ فروردین یشت ٢_ نام کسی است در بخش ٣١ بند ٢٩ بندهشن ٩ کیانیان

پسرانه

بیک دردی

(احتمالی) ترکیبی از «بیک» و «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه

بیک علی

(احتمالی) ترکیبی از «بیک» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بیک»: بیگ. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

بیک محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بیک» و «محمد» (ستوده). معنی «بیک»: بیگ. معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی

بیک مراد

(احتمالی) ترکیبی از «بیک» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «بیک»: بیگ. معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

بیک میرزا

(احتمالی) ترکیبی از «بیک» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «بیک»: بیگ. معنی «میرزا»: فارسی

پسرانه فارسی

بیک نظر

(احتمالی) ترکیبی از «بیک» و «نظر» (نگاه). معنی «بیک»: بیگ. معنی «نظر»: عربی؛ نگاه

پسرانه عربی

بیگ محمد

ترکیبی از «بیگ» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

بیگ مراد

ترکیبی از «بیگ» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

بیگزاده

(احتمالی) بیگ‌زاده، فرزند بزرگان

پسرانه ترکی، فارسی

بیگلر

امیران، اربابان، از ریشه‌ی ترکی بیگ (ارباب) و لر (پسوند جمع)

پسرانه ترکی

بیگی

(احتمالی) منسوب به بیگ؛ بزرگ‌زاده

پسرانه ترکی

بیلان کیر

نام کسی است در سنگ نوشته ستون ایوان ٨٣ بینکیر خاوری موزه کنونی تخت جمیشد (٥ء ساسانی) پیل پای pil-pây عیّار ملک فارس ١د داراب پیلتن پهلوانی بوده از فر زندان رستم ذال داراب پیل زور ١- نام پسر پیاتن پهلوان نامی ایران ٢- نام پدر فرخزاد (١ل|٩ داراب

پسرانه

بینش

قدرت ادراک و شناخت معموًلا وسیع و ژرف

پسرانه

بیورد

(احتمالی) ده‌هزار

پسرانه فارسی

بیورزاد

(احتمالی) از «بیور» (ده‌هزار) و «زاد»؛ زاده‌ی بیوراسپ (ضحاک) در شاهنامه

پسرانه فارسی

بیوک

بزرگ، مهتر، از ریشه‌ی ترکی بیک (ارباب، سرور). پ

پسرانه ترکی

پاپی احمد

(احتمالی) ترکیبی از «پاپی» و «احمد» (ستوده). معنی «احمد»: عربی

پسرانه عربی

پاپی حسن

(احتمالی) ترکیبی از «پاپی» و «حسن» (نیکو). معنی «حسن»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)