۸۸۸۸ اسم
معنی اسم پسر، صفحهی ۳۵
صفحهی ۳۵ از ۱۴۹؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
پاپی مراد
(احتمالی) ترکیبی از «پاپی» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه عربی
پادوسپان
یا پادوسبانpad-vas-ban = پادوسبان این نام در زبان پهلوی ساخته شده از یاد و رئیس گروه و ملت + وس = بخشی از کشور و سرزمین + بان به معنی نگهبان ١- نام پسر کوچک گیل کاوباره ، یکی از اسپهبدان تبرستان وسر دودمان اسپهبدان پادوسپانی در رویان و مازندران که از سال ٣٠ تا ٧٥ ه. ق . فرمانروائی کرد (٣٨ تبرستان ١+٢٠٢ تبرستان ٢ + ٧٠١ فرزانگان) ٢ - نام پسر خورزاد ( پادوسپان دوم) سومین اسپهبد پادوسپانی که از سال ١٠٥ تا ١٣٥ ه. ق. فرمانروائی کرد ٣- نام پسر فریدون ( پادوسپان سوم) هفتمین پادوسپانی که از سال ٢٥١ تاء٢٨ ه.ق. فرمانروائی کرد (٢٠٣ تبرستان٢ par-tna-ma-zi-ris? پارتاماریریس
پسرانه
پارس
نام یکی از نبیر کان هوشنگ پیشدادی. پسر یهلَو پسر سام که گویند شهر استخر را او بناکرده (برهان)
پسرانه فارسی
پارسوا
نام سرزمین و قومی ایرانی در زاگرس که نامش در سنگنبشتههای آشوری سدهی نهم پیش از میلاد آمده و بسیاری آن را با نام «پارس» همریشه میدانند
پسرانه فارسی
پاستور
«پاستور» در فرانسوی به معنای شبان و چوپان است و از لاتین «pastor» آمده. لویی پاستور
پسرانه فرانسوی
پاکر
نام اشک ٢٣ و همچنین نام پسر ارُد اشک سیزدهم. تاریخ نویسان خاور آن را فغور یا افغور و فقور نوشتهاند که شاید درست آن به همین گونه باشد (٢٣٣3⁄8٨ پیرنیا3⁄8œn
پسرانه فارسی
پامیر
(احتمالی) نام رشتهکوه بلندی در آسیای میانه که بیشترش در تاجیکستان است و به «بام دنیا» شهرت دارد. برخی آن را از «پای مهر» یا «بام» در فارسی دانستهاند
پسرانه فارسی
پدم
شاید pe-dam . نام پسر رامیار یکی از موبدان پارسی هند در ٣٠٠ سال پیش پرات pa-rât در اوستا pa-ra-ta . در فرهنگ کانکا .نام پدر پرشتک"Pa از نخستین ییرا Sa اشوزرتشت که در بند ع٩ فروردین یشت ار او یاد شده
پسرانه