رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۳۲

صفحه‌ی ۳۲ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

بلاغعلی

(احتمالی) از «بلاغ» (رسانیدن) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

بلال

تری و تازگی؛ نام بلال حبشی، مؤذن پیامبر

پسرانه عربی

بلال الدین

(احتمالی) ترکیبی از «بلال» (نام مؤذن پیامبر اسلام) و «الدین» (دین). معنی «بلال»: عربی

پسرانه عربی

بلباس

(احتمالی) نام ایلی بزرگ از کردهای منطقه‌ی مکریان که در پیرانشهر و نواحی مرزی ایران و عراق زندگی می‌کنند

پسرانه کردی

بلویر

(احتمالی) بلور

پسرانه فارسی

بمان

از نام‌های زندة امروزی

پسرانه فارسی

بمان اله

(احتمالی) ترکیبی از «بمان» (ماندگار

پسرانه فارسی

بمانجان

از «بمان» و «جان». معنی «بمان»: فارسی

پسرانه فارسی، عبری

بمانعلی

از «بمان» (ماندگار) و «علی». معنی «بمان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بن

فرزند؛ [پسر مهتر یعقوب از لیه]

پسرانه عبری

بنار

(احتمالی) بنیاد

پسرانه فارسی

بندآرایش

نام پسر بنده شهریار بهدینی از خراسان که در نیمه دوم سده دهم یزدگردی می‌زیسته. این نام امروزه فراموش شده است

پسرانه

بندار

از نام‌های زندة امروزی زردشتیان ایران. به معنی دارنده اصل و بنیاد

پسرانه فارسی

بندن

(احتمالی) پیوند

پسرانه فارسی

بندوی

١- کسی که پس از برکناری هرمز تاج شاهی را توسط او برای پرویز که در آنوقت در آتشکده بزرگ آذربایجان می‌زیست فرستادند و او را به پادشاهی خواندند ٢- نام یکی از سرداران خسرو پرویز بنده‌شهریار نام پدر بند آرایش بهدینی از مردم خراسان که در سده دهم یزدگردی می‌زیسته. این نام امروزه به دست فراموشی سپرده شده

پسرانه فارسی

بنشاد

(احتمالی) شاد

پسرانه فارسی

بنی احمد

(احتمالی) ترکیبی از «بنی» و «احمد» (ستوده). معنی «بنی»: در ابتدای بعضی اسم‌ها به معنی «فرزندان ...» می‌آید و اغلب، مفهوم قوم و طایفه را می‌سازد. معنی «احمد»: عربی؛ ستوده‌ترین؛ از نام‌های پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است

پسرانه عربی

بنی الله

(احتمالی) ترکیبی از «بنی» و «الله» (خدا). معنی «بنی»: در ابتدای بعضی اسم‌ها به معنی «فرزندان ...» می‌آید و اغلب، مفهوم قوم و طایفه را می‌سازد. معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز

پسرانه

بنی اله

(احتمالی) ترکیبی از «بنی» و «اله» (خدا). معنی «بنی»: در ابتدای بعضی اسم‌ها به معنی «فرزندان ...» می‌آید و اغلب، مفهوم قوم و طایفه را می‌سازد

پسرانه

بنی بخش

(احتمالی) ترکیبی از «بنی» و «بخش» (بخشیده). معنی «بنی»: در ابتدای بعضی اسم‌ها به معنی «فرزندان ...» می‌آید و اغلب، مفهوم قوم و طایفه را می‌سازد

پسرانه

بنیامین

پسر غم‌هایم، یا پسر جنوب، از ریشه‌ی

پسرانه عبری

بنیان

بنیاد، آنچه باعث ماندن و پایدارِی چیزی است، اساس، پایه

پسرانه

بوار

محل عبور در رود خانه

پسرانه کردی

بوالفضل

(احتمالی) شکل کوتاه «ابوالفضل»

پسرانه

بوبار

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

بوبان

نام منطقه ای در کردستان

پسرانه کردی

بوپار

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

بوتان

(احتمالی) نام رود و سرزمینی در کردستان ترکیه (بوتان یا بهتان) که رودش به دجله می‌ریزد و روزگاری امارت کردی بوتان در آن برپا بود

پسرانه فارسی

بوتیمار

نام مرغی ماهی‌خوار که به افسانه بر کنار آب می‌نشیند و از بیم کم شدن آب تشنه می‌ماند

پسرانه فارسی

بوجه

(احتمالی) شایسته

پسرانه عربی

بوخت نرسی

نام پسر گیو پسر گودرز پسر کشواد

پسرانه

بوخشا

(احتمالی) بخشنده

پسرانه فارسی

بودیان

نام یکی از شش قبیله مادی اتحادیه قبایلی ماد، که هرودوت گزارش می‌نماید

پسرانه فارسی

بوذر

صورتی از «ابوذر». معنی «ابوذر»: عربی؛ پدر ذر؛ کنیه جندب بن جناده، صحابی نامدار پیامبر

پسرانه عربی

بوذرجمهر

صورت دیگر «بزرگمهر»

پسرانه فارسی

بوراک

صورت ترکی «بُراق»

پسرانه ترکی

بوزرجمهر

از رجال متنفذ و علمی و سیاسی دوران ساسانیان

پسرانه فارسی

بوژان

بالیدن و نمو کردن.نام روستایی در ایلام (به کردی: بووژان)

پسرانه کردی

بوستان علی

(احتمالی) ترکیبی از «بوستان» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بوستان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بوعلی

مخفف ابوعلی پدر علم پزشکی ایران، که اغلب به ابن‌سینا می‌شناسند

پسرانه عربی

بوعلی سینا

(احتمالی) ترکیبی از «بوعلی» و «سینا» (نام ابن‌سینا). معنی «بوعلی»: عربی

پسرانه عبری، عربی

بولود

«بولود» (bulud) در ترکی آذربایجانی به معنی ابر است

پسرانه ترکی

بویا

خوشبو، معطر

پسرانه

به فرین

پر برف، برف مانند

پسرانه کردی

به یزداد

(احتمالی) داده‌ی ایزد نیک

پسرانه

بها

ارزش و قدر

پسرانه فارسی

بها الدین

از «بهاء» به معنی روشنی و شکوه و «الدین»

پسرانه فارسی

بهادر

دلیر، پهلوان [در نام پایتخت مغولستان (اولان باتور) باقی مانده است]

پسرانه ترکی

بهار الدین

(احتمالی) ترکیبی از «بهار» و «الدین» (دین). معنی «بهار»: فارسی

پسرانه فارسی

بهامد

(احتمالی) ارجمند

پسرانه فارسی

بهاوند

(احتمالی) نیک

پسرانه فارسی

بهبد

(احتمالی) بهتر

پسرانه فارسی

بهبود

از نام‌های کمیاب امروزی زردشتیان

پسرانه فارسی

بهبودعلی

(احتمالی) از «بهبود» (بهتر شدن) و «علی». معنی «بهبود»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بهپور

پسر نیک

پسرانه فارسی

بهتاش

(احتمالی) نیک

پسرانه فارسی، ترکی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)