۸۸۸۸ اسم
معنی اسم پسر، صفحهی ۳۰
صفحهی ۳۰ از ۱۴۹؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
برزو
تنومند، از ریشهی پهلویِ برز (بلند و نیرومند) [فرزند سهراب، لقب بهرام گور در هندوستان]
پسرانه اوستایی، فارسی، کردی
برزویه
نام رئیس پزشکان شاهی در روز کار خسرو یکم و مترجم کتاب کلیله و دمنه از سانسکریت به پهلوی ٣٣ ساسانیان
پسرانه فارسی
برزین
بالنده و رشید، از ریشهی پهلویِ برز (بلند و نیرومند) و ین (پسوند نسبت) [از سرداران کیقباد]
پسرانه پهلوی، فارسی
برزین مهر
١- نام یکی از پهلو انان داستانی شاهنامه. ٢- نام آتشکده نامی ایران باستان در ریوند خراسان ب خشی از فرهنگ اوست ا
پسرانه
برسابا
(احتمالی) «بر» در آرامی به معنی پسر است و «برسابا» را پسرِ سبا یا زادهی روز شنبه معنا کردهاند. در کتاب «اعمال رسولان»، یوسف برسابا یکی از دو نامزد جانشینی یهودا در میان حواریان است
پسرانه آرامی
برکت الله
(احتمالی) ترکیبی از «برکت» و «الله» (خدا). معنی «برکت»: (عربی) 1- فراوانی و بسیاری و رونق
پسرانه
برکت اله
(احتمالی) ترکیبی از «برکت» و «اله» (خدا). معنی «برکت»: (عربی) 1- فراوانی و بسیاری و رونق
پسرانه
برنفری
نام پسر شیر اوزن پسر خدایگان ٨ سیستان برزک bur-zak (borzak) ریشه برزو میباشد. به معنی بلند پایه. باشکوه . bur-zook در پهلوی بورزوک
پسرانه
بروسکان
«برووسک» در کردی به معنای آذرخش و برق آسمان است و «بروسکان» را میتوان آذرخشها یا درخششها معنا کرد
پسرانه کردی
بریر
یکی از شهدای کربلا به روز عاشورا در رکاب امام حسین(ع) که او اول کسی است که بعد از ُحر شهید شد؛ (2) ابن حقیر همدانی کوفی از زُ هاد و عُباد و قاریان قرآن و پیشوای آگاهان به علوم قرآن و معلم آن که در خدمت به امام حسین(ع) جنگید تا به شهادت رسید
پسرانه عربی
بریسکه
(احتمالی) «بریسکە» به معنی درخشش و برق، بهویژه برقی که در آسمان میزند؛ همخانوادهی «بروسکه»
پسرانه کردی