رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۲۸

صفحه‌ی ۲۸ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

بال محمد

(احتمالی) از «بال» (عسل) و «محمد»

پسرانه ترکی

بالا

بلند و والا؛ نیز قامت. «بالابلند» در شعر فارسی صفت معشوق است

پسرانه فارسی

بالا اقلان

(احتمالی) «بالا اوغلان» یعنی پسر کوچک

پسرانه ترکی

بالااوغلان

(احتمالی) پسر کوچک (بالا اوغلان)

پسرانه ترکی

بالاچ

(احتمالی) نام سرداری در حماسه‌ی بلوچی «بالاچ گورگیج»

پسرانه بلوچی، ترکی

بالاخان

(احتمالی) خان کوچک

پسرانه ترکی

بالامحمد

(احتمالی) محمد کوچک

پسرانه ترکی، عربی

بالاوردی

(احتمالی) کودکی داد (بالا وردی)

پسرانه ترکی

بالک

(احتمالی) بال کوچک

پسرانه فارسی

بالوی

(احتمالی) بلند

پسرانه فارسی

بالویز

(احتمالی) بلندبالا

پسرانه فارسی

بالیمریم

(احتمالی) مریم کوچک

پسرانه ترکی، عربی

بامداد

سپیده‌دم، آغاز روز و بامداد؛ نماد آغاز و امید

پسرانه فارسی

بامشاد

نام نوازنده است نامی در روز کار ساسانیان بلبل باغی به باغ دوش نوایی بزد خوب‌تر از باربد نیک تر از بامشاد

پسرانه کردی

بامگاه

از «بام» به معنای سپیده‌دم و «گاه» به معنای هنگام؛ وقت بامداد و دمیدن روز

پسرانه فارسی

بانگ

آواز بلند

پسرانه فارسی

بانی

بنیان‌گذار، سازنده

پسرانه عربی

بانیپال

آشوری؛ آشوربانیپال واپسین پادشاه بزرگ آشور که کتابخانه‌ی نامدار نینوا را گرد آورد

پسرانه

باو

در پهلوی پاو . نام پسر شاپور پسر کیوس پسر غباد برادر انوشیروان که سرزنجیره پادشاهان باوند بوده و ١٥ سال پادشاهی کرد. وی یازدهمین نیای اسپهبد مر زبان نویسنده مرزبان نامه است ءءفرزانکان

پسرانه

باوا

پدر

پسرانه کردی

باوه

دراوستا باونکهه ba-vang-ha نام پسر ساونکهنکهه 45 در بند ١٢٣ فروردین یشت ستوده شده . در آوای کَفتن ( تلفظ و نوشتن این دو نام میان مترجمان اختلاف است و گروهی با انگهه ba-ong-ha ویا سائونکهه sa-ong-ha نوشته‌اند

پسرانه

باهر

روشن و درخشان، اسم فاعل از ریشه‌ی بهر (روشنایی)

پسرانه عربی

باهرام

همان بهرام است

پسرانه فارسی

باهک

نام هشتمین نیای آدرباد ماراسپند. شاید ریشه آن باونکهه اوستائی باشد که در بند ١٢٣ فروردین یشت ستوده شده

پسرانه فارسی

باهنر

(احتمالی) هنرمند، دارای هنر

پسرانه فارسی

باهوز

(احتمالی) «باهۆز» در کردی به معنی توفان و تندباد است و به مجاز برای کسی با نیروی بسیار به کار می‌رود

پسرانه کردی

بای جان

(احتمالی) از «بای» (توانگر) و «جان»

پسرانه ترکمنی

بای حسن

ترکیبی از «بای» و «حسن». معنی «حسن»: عربی

پسرانه ترکمنی

بای محمد

(احتمالی) از «بای» (توانگر) و «محمد»

پسرانه ترکمنی

بایار

(احتمالی) ترکی؛ توانگر و یار

پسرانه ترکی

بایتگین

(احتمالی) شاهزاده توانگر

پسرانه ترکی

بایرام

عید، جشن، از ریشه‌ی ترکی بیرم

پسرانه ترکی

بایرام دردی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی

بایرام دوردی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، ترکمنی

بایرام سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، عربی

بایرام قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی

بایرام گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی

بایرام محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، عربی

بایرام مراد

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، عربی

بایرامقلی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی

بایرامگل

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، فارسی

بایربد

نام پسر آبادان از بهدینان یزد که در نیمه دوم سده دهم یزدگردی در یزد می‌زیسته. این نام امروزه فراموش شده است. شاید همان باربد باشد که به این پیکره دگرگونی

پسرانه

بایرم دردی

(احتمالی) از «بایرام» (عید) و «دردی»

پسرانه ترکمنی

بایزید

صورتی از «ابویزید»

پسرانه عربی

بایف

(احتمالی) توانگر

پسرانه ترکی

بایندر

پرنعمت [پسر کوک خان و نوهی اوغوز خانِ مغول]

پسرانه ترکی

بایندور

شکل دیگر «بایندر»

پسرانه ترکی

ببر علی

(احتمالی) از «ببر» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

ببک

(احتمالی) صورتی از «بابک». معنی «بابک»: فارسی

پسرانه فارسی

بثینه

«بُثَینة» مصغّر «بَثنة» به معنی زمین هموار و نرم است. شهرتش از بثینه

پسرانه عربی

بجرگ

(احتمالی) بزرگ

پسرانه فارسی

بحری

(احتمالی) منسوب به دریا، دریایی

پسرانه عربی

بحریه

(احتمالی) منسوب به دریا، دریایی

پسرانه عربی

بحیرا

بحیرا راهب مسیحی که بنا بر روایت‌ها در کودکی پیامبر اسلام نشانه‌های پیامبری را در او دید

پسرانه سریانی

بخت آفرین

نام پدر هیر بد شهریار که در سال ٨٣٧ یزدگردی دریز میز پسته ( ٢ ء٢ فرزانگان همزاد آن بخت آفرید نام زن است

پسرانه

بختانشاه

یا bokh-tan-shah . نام پسر ماش (١٣ ٩ تبرستان ٢

پسرانه

بخترشه

نام مردی از ایران . از فرزندان گودرز (تاریخ تبری جاب لیدن سری ١ جلد ٢ رویه ٣٩ء)

پسرانه

بختیار

دارای بخت، با اقبال، آن که بختش مساعد باشد، نیکبخت، کامروا

پسرانه فارسی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)