رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۲۶

صفحه‌ی ۲۶ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

ایل نور

ترکیبی از «ایل» و «نور». معنی «نور»: عربی؛ روشنایی؛ نام سوره بیست‌وچهارم قرآن

پسرانه ترکی، عربی

ایلا

نام پسر افراسیاب (نام‌های ایرانی دکتر بهرام فره‌وشی)

پسرانه عبری

ایلامان

(احتمالی) یعنی سلامتِ ایل

پسرانه ترکمنی

ایلتای

(احتمالی) از «ایل» (مردم) و «تای» (همتا)

پسرانه ترکی

ایلچین

(احتمالی) پیام‌آور مردم، سفیر (ایلچی)

پسرانه ترکی

ایلخانی

منسوب به «ایلخان» به معنای فرمانروای ایل

پسرانه ترکی

ایلدار

(احتمالی) فرمانروای سرزمین

پسرانه ترکی

ایلدرم

آذرخش، صاعقه [لقب بایزید اول عثمانی]

پسرانه ترکی

ایلدنیز

(احتمالی) نام شمس‌الدین ایلدگز (ایلدنیز)

پسرانه ترکی

ایلدیریم

آذرخش و صاعقه؛ لقب بایزید یکم عثمانی

پسرانه ترکی

ایلسا

(احتمالی) نامی اروپایی (کوتاه‌شده الیزابت)

پسرانه

ایلشن

(احتمالی) یعنی شادی مردم

پسرانه ترکی

ایلکان

(احتمالی) نخستین خان؛ پادشاه آغازین

پسرانه ترکی

ایلکین

از «ایلک» (ilk) به معنای نخست و اول. «ایلکین» در ترکی یعنی نخستین و آغازین

پسرانه ترکی

ایللار

(احتمالی) ترکی؛ «ایل‌لار» به معنای ایل‌ها، مردمان

پسرانه ترکی

ایلماز

(احتمالی) شکل دیگری از «یِلماز» (Yılmaz) به معنای کسی که نمی‌هراسد و از پا نمی‌نشیند

پسرانه ترکی

ایلماه

(احتمالی) از «ایل» و «ماه». معنی «ماه»: فارسی؛ ماه

پسرانه فارسی

ایلنار

(احتمالی) آتشِ مردم، انار مردم

پسرانه ترکی

ایلهان

صورت امروزی «ایلخان» به معنی فرمانروای ایل و سرزمین. فرمانروایان مغول در ایران پس از هلاکو به همین سبب «ایلخانان» خوانده می‌شدند

پسرانه ترکی

ایلیا

خدای من یهوه است؛ نام الیاس پیامبر

پسرانه عبری

ایلیاس

صورتی از «الیاس»

پسرانه عبری

ایمان

اعتقاد به وجود خداوند و حقیقت رسولان و دین، در مقابل کفر

پسرانه عربی

ایمان الدین

(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «الدین» (دین). معنی «ایمان»: عربی

پسرانه عربی

ایمان اله

(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «اله» (خدا). معنی «ایمان»: عربی

پسرانه عربی

ایمان تاج

(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «تاج» (تاج). معنی «ایمان»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ایمانعلی

از «ایمان» و «علی». معنی «ایمان»: عربی

پسرانه عربی

ایمانفر

(احتمالی) از «ایمان» و «فر» (شکوه). معنی «ایمان»: عربی؛ باور و ایمان؛ گرویدن به خدا

پسرانه عربی

ایمانقلی

(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

ایمانوردی

(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «وردی» (گل سرخ). معنی «ایمان»: عربی

پسرانه عربی

ایمانه

(احتمالی) باایمان

پسرانه عربی، فارسی

ایمن

آسوده خاطر، در امان، محفوظ؛ (2- در قدیم) با آسودگی خاطر

پسرانه عربی

ایمنعلی

(احتمالی) از «ایمن» (در امان) و «علی». معنی «ایمن»: (عربی) 1- آسوده خاطر

پسرانه عربی

ایوب

کسی که در روز سفر می‌کند، آن که باز می‌آید، اسم فاعل از

پسرانه عبری، عربی

ایوب ریبوار

(احتمالی) ترکیبی از «ایوب» و «ریبوار» (رهرو). معنی «ایوب»: عربی و عبری

پسرانه عربی، عبری، کردی

ایوب محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ایوب» و «محمد» (ستوده). معنی «ایوب»: عربی و عبری

پسرانه عربی، عبری

ایوبعلی

(احتمالی) از «ایوب» (نام پیامبر شکیبا) و «علی». معنی «ایوب»: عربی و عبری

پسرانه عربی، عبری

ایونا

(احتمالی) نامی اروپایی؛ بنفشه

پسرانه

باب الله

(احتمالی) ترکیبی از «باب» و «الله» (خدا). معنی «باب»: در

پسرانه

بابا

پدر، پدربزرگ؛ نیز لقب پیران و عارفان (باباطاهر، باباکوهی)

پسرانه فارسی

بابا احمد

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «احمد» (ستوده). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بابا الله

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «الله» (خدا). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی

بابا اله

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «اله» (خدا). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی

بابا حسن

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «حسن» (نیکو). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بابا غلام

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «غلام» (بنده). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بابا قلی

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

بابا قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «قلیچ». معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، ترکی

باباجان

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «جان» (جان و روان). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عبری

باباجانی

(احتمالی) منسوب به «باباجان»

پسرانه

باباخان

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» و «خان». معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی

باباخانی

(احتمالی) منسوب به «باباخان»

پسرانه

باباعلی

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

باباگل

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «گل» (گل). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی

بابامحمد

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «محمد» (ستوده). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بابامراد

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بابانظر

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «نظر» (نگاه). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بابایار

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «یار» (یار و دوست). معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)