۸۸۸۸ اسم
معنی اسم پسر، صفحهی ۲۵
صفحهی ۲۵ از ۱۴۹؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
اوشیدر
اوشیدر نخستین از سه رهاننده (سوشیانت) در آیین زرتشتی است که در پایان هزارهها ظهور میکند
پسرانه فارسی
اولاد
نام مرزبان و پهلوانی است در زمان رستم بدان مرز اولاد بُد پهلوان یکی نامجوی دلیر و جوان
پسرانه عربی
اولجایتو
خجسته و فرخنده. نام هشتمین ایلخان مغول (۷۰۳–۷۱۶ ق) که نام اسلامی محمد خدابنده داشت
پسرانه مغولی
اویه
نام پسر سپنکه که در بند ١٢٣ فروردین بشت ستوده شده a-hor-maz-dat (اهرمزدات (پهلوی هرمز داد(فارسی) hor-moz-dad.نام پدر مَر تان فرخ م ردان فرخ نویسنده نامه پهلوی شکند گمانیک و جار (١٤٢ یشتها٢
پسرانه
اهورا
به لغت اوستا وجود مطلق و هستی بخش اهورا مزدا هستی بخش بیهمتا و خالق عالم را گویند
پسرانه اوستایی
اهورا مزدا
در فرهنگ ایران قدیم، خدا. مرکب از اهورا به معنی سرور بزرگ و مزدا به معنی دانای کل
پسرانه فارسی
اید مراد
(احتمالی) ترکیبی از «اید» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه عربی
ایرانشاه
١- نام مردی است در ویس و رامین چو ایزد یار و ایرانشاه و روئین جوناز وآب ناز و ویس شیرین ١٣ ویس رامین) ٢-نام پسر تورانشاه از پادشاهان سلجوقی ٣_نام یکی از بهدینان خراسانی که امضاء او زیر نامه ٨٨٠,٣,١یزدگردی به پارسیان هند دیده میشود ٢٤ فرزانگان ٣-نام یکی از بزرگان ایران ٢٥ داراب ه- از نامهای زنده امروزی رواج میان پارسیان هندوستان و ایران ء- نام آتش معروف آتشکده عود وادا که پارسیان باخود به هندوستان بردند و تا به امروز روشن است
پسرانه فارسی
ایرج
آریایی، ایرانی، از ریشهی ارِجِ اوستایی که با اَیریچِ پهلوی همریشه است [فرزند فریدون]
پسرانه فارسی
ایرجعلی
(احتمالی) از «ایرج» (پسر فریدون در شاهنامه) و «علی». معنی «ایرج»: فارسی کهن
پسرانه فارسی، عربی
ایزدگشسپ
از اسامی مردانه دوران ساسانیان در شاهنامه است اما متعلق به دوران بسیار کهن بوده و خویشاوندی با آذرگشسپ دارد
پسرانه فارسی
ایشان دوردی
(احتمالی) ترکیبی از «ایشان» و «دوردی» (ایستاد و ماند (دوردی)). معنی «ایشان»: الف - فاعلی: ایشان گفتند، ایشان رفتند. ب - اضافی: کتاب ایشان، خانة ایشان. معنی «دوردی»: ترکمنی؛ ایستاد و ماند (دوردی)
پسرانه ترکمنی
ایشان محمد
(احتمالی) ترکیبی از «ایشان» و «محمد» (ستوده). معنی «ایشان»: الف - فاعلی: ایشان گفتند
پسرانه عربی