خانه اسم پسر حرف س صفحهی ۶ با همین حرف، بر اساس ریشه
نام موعود مزدیسنا . بند ٨٩ زامیادیشت
پسرانه / فارسی
سهراب ١- نام یکی از نبیرههای اشوزرتشت و آخرین موعود مزدیسنا ١ سیستان ٢-نام یکی از مفسران اوستا در روزگار ساسانیان ( ٧ ساسانیان:ل|٢٢٩مزدیسن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام یکی از قبیلههای مغول (سولدوس) که امیر چوپان از آن برخاست. دشت سولدوز در جنوب دریاچهی ارومیه و پیرامون نقده به نام آنان خوانده میشود
پسرانه / ترکی
نام بهدینی است در وندیداد ا ین واژه با سودمند یکی است به معنی - سودمند . نام پدر نیجر در بند١٠١ فروردین یشت از نامهای کمیاب امروزی زردشتیان در اوستا سو خراب بوده. به معنی-تابش سرخ. نام پسر رستم ذال چو خندان شد و چهره شاداب کرد ورا نام تهمینه سهراب کرد ش اهنامه+ بخشی از فرهنگ اوست ا ریشه پهلوی سهل ن کک : سهل در پهلوی سهرک sahrak یا شهرک .هم گفتهاند sa ١-نام پسر شاهپور، از پزشکان بیمارستان کندی شاپور ، در سده سوم هجری ٢- نام وزیر ماهان ٣- نام پدر جاویدان ، استاد و پیشوای بابک خر مدین
پسرانه
ترکیبی از «سونا» و «جمال». معنی «سونا»: ترکی؛ قو، مرغابی زیبا. معنی «جمال»: عربی؛ زیبایی
پسرانه / ترکی، عربی
مصغر «اسود» به معنی سیاه کوچک
پسرانه / عربی
(احتمالی) شادی (سئوینج)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «سهاب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
سرخرو، دارای بدن سرخ، از ریشهی پارسی سوهر (سرخ) و آب (بدن، تن) [فرزند رستم]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سهراب» و «علی». معنی «سهراب»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) منسوب به «سهراب»
پسرانه
سیره، پرندهای است کوچک و خوش آواز شبیه بلبل با پرهای زرد و سبز
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سهل» و «الدین» (دین). معنی «سهل»: آسان
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سهل» و «مهدی» (هدایتشده). معنی «سهل»: آسان. معنی «مهدی»: عربی
پسرانه / عربی
از «سهل» و «علی». معنی «سهل»: آسان. معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سهم» و «الدین» (دین). معنی «سهم»: ترس، هراس، هول
پسرانه
(احتمالی) از «سهند» (نام کوهی در آذربایجان) و «علی». معنی «سهند»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سهید» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
نام ستاره ای پرنور است
پسرانه / عربی
پسر؛ و پتاح (نام خدایی است) [از فراعنهی دودمان نوزدهم]
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «سی»: پسر
پسرانه / عربی
نام یکی از سرداران پارسی داریوش بزرگ . این نام از منابع یونانی به گونه سی سی ماکس به دست ما رسیده و فارسی سینا درست آن را باید یافت . (٥١ءپیرنیا)
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سیا» و «بخش» (بخشیده). معنی «سیا»: سیاه، رنگسیاه
پسرانه
سیاه مو، از ریشهی اوستایی سیا (سیاه) و مک (مو) [فرزند کیومرث که به دست دیوان کشته شد]
پسرانه / فارسی
«سیامند» قهرمان منظومهی عاشقانهی کردی «خج و سیامند»
پسرانه / کردی
(احتمالی) از «سیا» و «امیر». معنی «سیا»: سیاه، رنگسیاه. معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور
پسرانه / عربی
نگ . سیاوش
پسرانه / فارسی
یا : سیاوسپی sya-vas-pl. نام بهدینی است در بند ١١٣ فروردین یشت یا : سیاووش S1-ya-voosh (فارسی) یا: سیاوخش s1-ya-vakhsh ی هلوی) یا: سیاورش s1-ya-va-rashn (اوستا) برخی معنی آن را دارنده اسب سیاه و برخی سیاه چشم دانسته اند ١-نام پسر کیکاوس اهنامه+اسیستان ٢-نام هفتمین پادشاه ماد ١١٠یراننامه١ ٣- نام یکی از دادوران دوران ساسانی م ادیکان هزار دستان ٣-نام یکی از آرتشتاران سالار نامی روزگار ساسانیان ٥- از نامهای زندة امروزی
پسرانه
دارای اسب سیاه، یا پهلوان سیاه، از ریشهی اوستایی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سیاوش» و «ظفر». معنی «سیاوش»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
صورتی از «سیاوش». معنی «سیاوش»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سیاه» و «بخش» (بخشیده). معنی «سیاه»: رنگی مانند زغال که تمام نورها را به خود جذب میکند؛ مقابل سفید
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سیاه» و «محمد» (ستوده). معنی «سیاه»: رنگی مانند زغال که تمام نورها را به خود جذب میکند؛ مقابل سفید. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
«سیبویه» (بوی سیب)؛ لقب سیبویه، دستورنویس بزرگ ایرانی زبان عربی در سدهی دوم هجری
پسرانه / فارسی
نام کوهی آتشفشانی در شمال دریاچهی وان در کردستان ترکیه که در ترکی «سوپهان» خوانده میشود و در ترانههای کردی بسیار از آن یاد شده است
پسرانه / کردی
(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «آرین». معنی «آرین»: فارسی
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «آقا»
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عبری
ترکیبی از «سید» و «ابوالحسن». معنی «ابوالحسن»: عربی؛ پدر حسن؛ کنیه امام علی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «احد». معنی «احد»: عربی؛ یگانه و یکتا؛ از نامهای خداوند
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «احسان». معنی «احسان»: عربی؛ نیکی و نیکوکاری
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «اسداله». معنی «اسداله»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / یونانی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عبری
ترکیبی از «سید» و «اسمعیل»
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «اشرف». معنی «اشرف»: عربی؛ شریفتر، گرامیتر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «اعلاء». معنی «اعلاء»: عربی؛ بلند کردن، برافراشتن
پسرانه / عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲
بعدی
اسم دختر با حرف س (۶۱۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.