رفتن به محتوا
نوزاد

۷۰۸ اسم

معنی اسم پسر با حرف س، صفحه‌ی ۶

صفحه‌ی ۶ از ۱۲؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سوشیانت

نام موعود مزدیسنا . بند ٨٩ زامیادیشت

پسرانه فارسی

سوشیانس

سهراب ١- نام یکی از نبیره‌های اشوزرتشت و آخرین موعود مزدیسنا ١ سیستان ٢-نام یکی از مفسران اوستا در روزگار ساسانیان ( ٧ ساسانیان:ل|٢٢٩مزدیسن

پسرانه فارسی

سولدوز

(احتمالی) نام یکی از قبیله‌های مغول (سولدوس) که امیر چوپان از آن برخاست. دشت سولدوز در جنوب دریاچه‌ی ارومیه و پیرامون نقده به نام آنان خوانده می‌شود

پسرانه ترکی

سومند

نام بهدینی است در وندیداد ا ین واژه با سودمند یکی است به معنی - سودمند . نام پدر نیجر در بند١٠١ فروردین یشت از نام‌های کمیاب امروزی زردشتیان در اوستا سو خراب بوده. به معنی-تابش سرخ. نام پسر رستم ذال چو خندان شد و چهره شاداب کرد ورا نام تهمینه سهراب کرد ش اهنامه+ بخشی از فرهنگ اوست ا ریشه پهلوی سهل ن کک : سهل در پهلوی سهرک sahrak یا شهرک .هم گفته‌اند sa ١-نام پسر شاهپور، از پزشکان بیمارستان کندی شاپور ، در سده سوم هجری ٢- نام وزیر ماهان ٣- نام پدر جاویدان ، استاد و پیشوای بابک خر مدین

پسرانه

سوناجمال

ترکیبی از «سونا» و «جمال». معنی «سونا»: ترکی؛ قو، مرغابی زیبا. معنی «جمال»: عربی؛ زیبایی

پسرانه ترکی، عربی

سوید

مصغر «اسود» به معنی سیاه کوچک

پسرانه عربی

سوینج

(احتمالی) شادی (سئوینج)

پسرانه ترکی

سهاب علی

(احتمالی) ترکیبی از «سهاب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

سهراب

سرخرو، دارای بدن سرخ، از ریشه‌ی پارسی سوهر (سرخ) و آب (بدن، تن) [فرزند رستم]

پسرانه فارسی

سهرابعلی

(احتمالی) از «سهراب» و «علی». معنی «سهراب»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سهرابی

(احتمالی) منسوب به «سهراب»

پسرانه

سهره

سیره، پرنده‌ای است کوچک و خوش آواز شبیه بلبل با پرهای زرد و سبز

پسرانه فارسی

سهل الدین

(احتمالی) ترکیبی از «سهل» و «الدین» (دین). معنی «سهل»: آسان

پسرانه

سهل مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «سهل» و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «سهل»: آسان. معنی «مهدی»: عربی

پسرانه عربی

سهلعلی

از «سهل» و «علی». معنی «سهل»: آسان. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

سهم الدین

(احتمالی) ترکیبی از «سهم» و «الدین» (دین). معنی «سهم»: ترس، هراس، هول

پسرانه

سهند

پا بر جا

پسرانه فارسی

سهندعلی

(احتمالی) از «سهند» (نام کوهی در آذربایجان) و «علی». معنی «سهند»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

سهید محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سهید» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

سهیل

نام ستاره ای پرنور است

پسرانه عربی

سی

پسر؛ و پتاح (نام خدایی است) [از فراعنه‌ی دودمان نوزدهم]

پسرانه

سی حسین

(احتمالی) ترکیبی از «سی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «سی»: پسر

پسرانه عربی

سی سیماک

نام یکی از سرداران پارسی داریوش بزرگ . این نام از منابع یونانی به گونه سی سی ماکس به دست ما رسیده و فارسی سینا درست آن را باید یافت . (٥١ءپیرنیا)

پسرانه

سیابخش

(احتمالی) ترکیبی از «سیا» و «بخش» (بخشیده). معنی «سیا»: سیاه، رنگ‌سیاه

پسرانه

سیامک

سیاه مو، از ریشه‌ی اوستایی سیا (سیاه) و مک (مو) [فرزند کیومرث که به دست دیوان کشته شد]

پسرانه فارسی

سیامند

«سیامند» قهرمان منظومه‌ی عاشقانه‌ی کردی «خج و سیامند»

پسرانه کردی

سیامیر

(احتمالی) از «سیا» و «امیر». معنی «سیا»: سیاه، رنگ‌سیاه. معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور

پسرانه عربی

سیاوسپ

یا : سیاوسپی sya-vas-pl. نام بهدینی است در بند ١١٣ فروردین یشت یا : سیاووش S1-ya-voosh (فارسی) یا: سیاوخش s1-ya-vakhsh ی هلوی) یا: سیاورش s1-ya-va-rashn (اوستا) برخی معنی آن را دارنده اسب سیاه و برخی سیاه چشم دانسته اند ١-نام پسر کیکاوس اهنامه+اسیستان ٢-نام هفتمین پادشاه ماد ١١٠یراننامه١ ٣- نام یکی از دادوران دوران ساسانی م ادیکان هزار دستان ٣-نام یکی از آرتشتاران سالار نامی روزگار ساسانیان ٥- از نام‌های زندة امروزی

پسرانه

سیاوش

دارای اسب سیاه، یا پهلوان سیاه، از ریشه‌ی اوستایی

پسرانه فارسی

سیاوش ظفر

(احتمالی) ترکیبی از «سیاوش» و «ظفر». معنی «سیاوش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

سیاووش

صورتی از «سیاوش». معنی «سیاوش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

سیاه بخش

(احتمالی) ترکیبی از «سیاه» و «بخش» (بخشیده). معنی «سیاه»: رنگی مانند زغال که تمام نورها را به خود جذب می‌کند؛ مقابل سفید

پسرانه

سیاه محمد

(احتمالی) ترکیبی از «سیاه» و «محمد» (ستوده). معنی «سیاه»: رنگی مانند زغال که تمام نورها را به خود جذب می‌کند؛ مقابل سفید. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

سیبویه

«سی‌بویه» (بوی سیب)؛ لقب سیبویه، دستورنویس بزرگ ایرانی زبان عربی در سده‌ی دوم هجری

پسرانه فارسی

سیپان

نام کوهی آتشفشانی در شمال دریاچه‌ی وان در کردستان ترکیه که در ترکی «سوپهان» خوانده می‌شود و در ترانه‌های کردی بسیار از آن یاد شده است

پسرانه کردی

سیتاک

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

سیدآریا

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیدآرین

ترکیبی از «سید» و «آرین». معنی «آرین»: فارسی

پسرانه فارسی

سیدآقا

ترکیبی از «سید» و «آقا»

پسرانه

سیدابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عبری

سیدابوالحسن

ترکیبی از «سید» و «ابوالحسن». معنی «ابوالحسن»: عربی؛ پدر حسن؛ کنیه امام علی

پسرانه عربی

سیدابوذر

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عربی

سیدابوطالب

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عربی

سیداحد

ترکیبی از «سید» و «احد». معنی «احد»: عربی؛ یگانه و یکتا؛ از نام‌های خداوند

پسرانه عربی

سیداحسان

ترکیبی از «سید» و «احسان». معنی «احسان»: عربی؛ نیکی و نیکوکاری

پسرانه عربی

سیداحمد

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عربی

سیدارشیا

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عربی

سیداسداله

ترکیبی از «سید» و «اسداله». معنی «اسداله»: عربی

پسرانه عربی

سیداسکندر

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه یونانی

سیداسماعیل

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عبری

سیداشرف

ترکیبی از «سید» و «اشرف». معنی «اشرف»: عربی؛ شریف‌تر، گرامی‌تر

پسرانه عربی

سیداشکان

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه فارسی

سیداصغر

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه عربی

سیداعلاء

ترکیبی از «سید» و «اعلاء». معنی «اعلاء»: عربی؛ بلند کردن، برافراشتن

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف س (۶۱۱ اسم)