(احتمالی) از «سید»، «آقا» و «ملا». معنی «ملا»: گروه مردم
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عبری
ترکیبی از «سید» و «امجد». معنی «امجد»: عربی؛ بزرگوارتر، باشکوهتر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «امیر». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «امیرحافظ»
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «امیرحسن». معنی «امیرحسن»: ترکیب «امیر» (فرمانروا) و «حسن» (نیکو)
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «امیرحسین». معنی «امیرحسین»: ترکیب «امیر» (فرمانروا) و «حسین» (نیکو)
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «امیرحیدر»
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «امیرعباس». معنی «امیرعباس»: ترکیب «امیر» (فرمانروا) و «عباس» (شیر)
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سیدامین» و «الدین» (دین)
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سیدامین» و «الله» (خدا). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «براتعلی»
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «بهاء الدین». معنی «بهاء الدین»: روشنی دین
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «بیوک». معنی «بیوک»: ترکی
پسرانه / ترکی
ترکیبی از «سید» و «پارسا». معنی «پارسا»: فارسی؛ پاکدامن و پرهیزگار
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «پدرام». معنی «پدرام»: فارسی؛ آراسته، خجسته و شاد
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «پرویز». معنی «پرویز»: فارسی؛ پیروز؛ لقب خسرو دوم ساسانی (خسروپرویز)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «پیمان». معنی «پیمان»: فارسی؛ عهد و پیمان
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «پیوند». معنی «پیوند»: فارسی؛ پیوند و پیوستگی
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «تراب». معنی «تراب»: عربی؛ خاک؛ «ابوتراب» کنیهی علی بن ابیطالب است
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «توحید». معنی «توحید»: عربی؛ یگانه دانستن خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «جاسم». معنی «جاسم»: عربی؛ تنومند و درشتاندام
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «جبار». معنی «جبار»: عربی؛ توانا و چیره؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «جبل». معنی «جبل»: عبری؛ رودخانه، از ریشهی سامی [نخستین چادرنشین]
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «جلال». معنی «جلال»: عربی؛ شکوه و بزرگی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «جلالالدین»
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «جلیل». معنی «جلیل»: عربی؛ بزرگوار؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «جمال». معنی «جمال»: عربی؛ زیبایی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «جمالالدین»
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «جمیل». معنی «جمیل»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «جواد». معنی «جواد»: عربی؛ بخشنده؛ لقب امام نهم شیعیان
پسرانه / عربی
اسم دختر با حرف س (۶۱۱ اسم)