(احتمالی) از «سید» و «عوده» (بازگشت)
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عبری
ترکیبی از «سید» و «غلامحسین»
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «غلامرضا». معنی «غلامرضا»: عربی؛ «بندهی رضا»، ارادتمند امام رضا
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «غلامعلی»
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «فاخر». معنی «فاخر»: (عربی) 1- گرانبها، با ارزش؛ 2- عالی؛ 3- نیکو
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «فاروق». معنی «فاروق»: عربی؛ جداکننده حق از باطل
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «فاضل». معنی «فاضل»: عربی؛ بافضیلت
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «فرزاد». معنی «فرزاد»: فارسی
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «فرشاد». معنی «فرشاد»: فارسی؛ دارای فرّ و شادی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «فضل اله»
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «فیاض». معنی «فیاض»: عربی؛ بسیار بخشنده؛ ملا محسن فیض کاشانی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «قدرت اله»
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «کبری». معنی «کبری»: عربی؛ بزرگتر؛ لقب حضرت خدیجه
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «کریم». معنی «کریم»: عربی؛ بخشنده؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «کمال». معنی «کمال»: عربی؛ کمال، رسایی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «کمالالدین»
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «کیان». معنی «کیان»: فارسی؛ پادشاهان؛ نام دودمان کیانیان در شاهنامه
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «لطیف». معنی «لطیف»: عربی؛ نرم و مهربان؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «ماشااله». معنی «ماشااله»: عربی؛ «آنچه خدا خواست»
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «ماشاءاله». معنی «ماشاءاله»: عربی؛ «آنچه خدا خواست»
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «مبشر». معنی «مبشر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «متین». معنی «متین»: عربی؛ استوار
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «مجتبی». معنی «مجتبی»: عربی؛ برگزیده؛ لقب امام حسن
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «مجید». معنی «مجید»: عربی؛ بزرگوار؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «محسن». معنی «محسن»: عربی؛ نیکوکار؛ نام فرزند امام علی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «محمدآرش»
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمدآقا»
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمداحسان». معنی «محمداحسان»: (عربی) از نامهای مرکب، ا محّمد و اِحسان
پسرانه
ترکیبی از «سید»
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «محمدامین». معنی «محمدامین»: (عربی) از نامهای مرکب، ا محّمد و امین
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمدجعفر». معنی «محمدجعفر»: (عربی) از نامهای مرکب، ا محّمد و جعفر
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمدحامد». معنی «محمدحامد»: (عربی) از نامهای مرکب، ا محّمد و حامد
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمدحسام». معنی «محمدحسام»: از نامهای مرکب، ا محّمد و حسام
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمدحسن». معنی «محمدحسن»: ترکیب «محمد» (ستوده) و «حسن» (نیکو)
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمدحسین». معنی «محمدحسین»: (عربی) از نامهای مرکب، ا محّمد و حسین
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمدرسول». معنی «محمدرسول»: (عربی) از نامهای مرکب، ا محّمد و رسول
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمدرضا». معنی «محمدرضا»: (عربی) از نامهای مرکب، ا محّمد و رضا
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمدسپهر». معنی «محمدسپهر»: (عربی فارسی) از نامهای مرکب
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمدسجاد». معنی «محمدسجاد»: (عربی) از نامهای مرکب، ا محّمد و سجاد
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمدسعید». معنی «محمدسعید»: (عربی) از نامهای مرکب، ا محّمد و سعید
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «محمدسهیل». معنی «محمدسهیل»: (عربی) از نامهای مرکب، ا محّمد و سهیل
پسرانه
اسم دختر با حرف س (۶۱۱ اسم)