خانه اسم پسر حرف س صفحهی ۵ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «محمد» (ستوده). معنی «سلطان»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سلطان» و «مراد». معنی «سلطان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «سلطان» (پادشاه) و «مرد». معنی «سلطان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) پادشاهی، فرمانروایی
پسرانه / عربی
از قوم سارمات؟، از ریشهی اوستایی سیریامه (سارمات؟) [فرزند فریدون و شاه توران زمین]
پسرانه / فارسی، عربی
سلامت، تندرستی، از ریشهی سلم (سلامت) [سلمان پارسی:از صحابهی مشهور]
پسرانه / عربی
از «سلمان» و «علی». معنی «سلمان»: عربی
پسرانه / عربی
دختر، دخت، فرزنِد دختر
پسرانه / عربی
سالم و بینقص، صفت از ریشهی عربی سلم (سلامتی) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سلیم» و «الله». معنی «سلیم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم، بیعیب) و «بیگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «سلیم»: عربی؛ تندرست؛ دل پاک
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سلیم» (سالم
پسرانه / عربی
صلحجو، از ریشهی عبری شلم (صلح) [پیامبر و شاه عبرانی]
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «سلیمان» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عبری
(احتمالی) جمع «سلیمان»؛ از خاندان سلیمان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آسمانی، ماه
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «سماء» و «الدین» (دین). معنی «سماء»: عربی؛ آسمان
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سما» (آسمان) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سما»: عربی
پسرانه / عربی
سپهر، آسمان
پسرانه / عربی
(احتمالی) آسمان
پسرانه / عربی
سمرکند یا سمرقند، که نام شهری است در ایران قدیم و هم اکنون جزء کشور ازبکستان است
پسرانه / عربی
رییس ایل شکاک، اسماعیل اقای سمکو
پسرانه / کردی
اسبی که رنگ آن مایل به زرد باشد
پسرانه
«خدا شنید»؛ سموئیل پیامبر بنیاسرائیل
پسرانه / عبری
بخشنده و گشادهدست
پسرانه / عربی
(احتمالی) بخشنده و گشادهدست (زن)
پسرانه / عربی
داستان پرداز، قصه گو
پسرانه / عربی
شنونده، صفت از ریشهی عربی سمع (شنیدن) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سمیع» و «الله» (خدا). معنی «سمیع»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سمیع» و «اله» (خدا). معنی «سمیع»: عربی؛ شنوا؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
روشنایی دین
پسرانه / عربی
نیزه، سرنیزه
پسرانه / عربی
١- نام یکی از پادشاه ارمنستان ١٤+١٧٣ شهریاران گمنام ٢- نام یکی ازسر داران بهرام چوبینه ٣-نام یکی ازسر داران ابومسلم خراسانی، از مردم نیشابور ( ٨ تبرستان ٢
پسرانه / فارسی
روش و قانون خداوند در آفرینش
پسرانه / عربی
نام ایلی کرد در استان کرمانشاه که در پیرامون قصرشیرین و گیلانغرب زندگی میکنند
پسرانه / کردی
پرندهای شکاری [از شاهان سلجوقی]
پسرانه / ترکی
(احتمالی) سنجیده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) سنجیده، خردمند
پسرانه / فارسی
نام یکی از مردمان نیشابور . شاید همان سنباد باشد (٥٠٢ و ٥٠٣ و ١٠ء دیالمه)
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی زردشتیان
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سواد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سواد»: نوشته
پسرانه / عربی
رفتار نرم، رفتار نرم و آهسته
پسرانه
(احتمالی) از «سوخان» و «بردی» (داد)
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) ترکیبی از «سودا» و «حسن» (نیکو). معنی «سودا»: عربی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) سودرسان
پسرانه / فارسی
نام پسر اروب ؟ از خانواده نوذر. این نام فراموش شده است ٣ سیستان
پسرانه
لهجه ای از زبان کردی
پسرانه / کردی
نام یکی از هفت خاندان بزرگ پارتی و ساسانی (سورنپهلو) که در سیستان فرمانروایی داشتند
پسرانه / فارسی
نام سردار نامی اُرُدْ اشکئ سیزدهم. یونانی شده سورن است . (٣٣٧ ویس و رامین) سوه
پسرانه / فارسی
صورتی از «سورن»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سوری»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) صورتی از «سوشیانس». معنی «سوشیانس»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) صورتی از «سوشیانس». معنی «سوشیانس»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
موعد دین زرتشت
پسرانه / کردی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲
بعدی
اسم دختر با حرف س (۶۱۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.