رفتن به محتوا
نوزاد

۷۰۸ اسم

معنی اسم پسر با حرف س، صفحه‌ی ۴

صفحه‌ی ۴ از ۱۲؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سعداله

خوشبختی از خدا

پسرانه عربی

سعدمحمد

ترکیبی از «سعد» و «محمد». معنی «سعد»: عربی

پسرانه عربی

سعدی

منسوب به سعد؛ تخلص سعدی شیرازی، شاعر نامدار

پسرانه عربی، فارسی

سعدیار

(احتمالی) از «سعد» و «یار». معنی «سعد»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

سعود

اقبال بلند

پسرانه عربی

سعیا

سعیا یک نام پسرانه ایرانی است که به معنی کوشا و سعی کننده

پسرانه

سعید

خوشبخت

پسرانه عربی، کردی

سعید ازاد

ترکیبی از «سعید» و «آزاد». معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعید امی

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «امی». معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی، ژاپنی

سعید رظا

ترکیبی از «سعید» و «رضا». معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعید رمضان

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «رمضان». معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعید فیض

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «فیض». معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعید قلی

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

سعید گلی

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «گلی». معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

سعید مجید

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «مجید» (بزرگوار). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعید محسن

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «محسن» (نیکوکار). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعید مراد

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعید نعمت

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «نعمت». معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعید نوروزی

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «نوروزی». معنی «سعید»: عربی؛ نیکبخت. معنی «نوروزی»: عیدی

پسرانه عربی

سعیداحمد

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «احمد» (ستوده). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدالدین

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «الدین» (دین). معنی «سعید»: عربی؛ نیکبخت

پسرانه عربی

سعیدالله

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «الله» (خدا). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیداله

نیکبخت از سوی خدا

پسرانه عربی

سعیدبخشعلی

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «بخشعلی» (بخشیده‌ی علی). معنی «سعید»: عربی؛ نیکبخت

پسرانه عربی، فارسی

سعیدخان

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

سعیدرضا

از نام‌های مرکب، ، سعید و رضا

پسرانه عربی

سعیدصالح

ترکیبی از «سعید» و «صالح». معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدعلی

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدغفور

ترکیبی از «سعید» و «غفور». معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدکاظم

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «کاظم» (فروبرنده خشم). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «محمد» (ستوده). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سعیدمهدی

(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «سعید»: عربی

پسرانه عربی

سغد

(احتمالی) سغد، سرزمینی کهن در آسیای میانه

پسرانه فارسی

سغدیان

(احتمالی) سغدیان، مردم سغد

پسرانه فارسی

سفر علی

(احتمالی) ترکیبی از «سفر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «سفر»: کتاب

پسرانه عربی

سفندارمذ

نام فرشته فروتنی و بردباری و نگهبان زمین. نگ: سیندارمذ

پسرانه فارسی

سفی الله

(احتمالی) ترکیبی از «سفی» و «الله» (خدا). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز

پسرانه

سقراط

نام فیلسوف یونانی

پسرانه یونانی

سکندر

مخفف اسکندر یا اسکندر مقدونی، در شاهنامه گاهی اینگونه یاد می‌گردد

پسرانه یونانی

سلاطین

(احتمالی) جمع «سلطان»؛ پادشاهان

پسرانه عربی

سلام ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «سلام» و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عبری

سلام اله

(احتمالی) ترکیبی از «سلام» و «اله» (خدا). معنی «سلام»: واژه‌ای که در آغاز دیدار یا گفت‌وگو با کسی بر زبان آورده می‌شود. و

پسرانه

سلامان

نام قهرمان داستان رمزی «سلامان و ابسال» که ریشه‌ای یونانی دارد و ابن‌سینا و خواجه نصیر طوسی بدان پرداخته‌اند. جامی آن را در یکی از مثنوی‌های «هفت اورنگ» به نظم درآورده است

پسرانه فارسی

سلامت اله

(احتمالی) ترکیبی از «سلامت» (تندرستی) و «اله» (خدا). معنی «سلامت»: عربی؛ تندرستی، سلامت

پسرانه عربی

سلجوق

قایق کوچک، از ریشه‌ی ترکی سل (قایق) و جوق (کوچک) [موسس دودمان سلجوقی]

پسرانه ترکی

سلطان

فرمانروا، از ریشه‌ی سلطه

پسرانه عربی

سلطان ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

سلطان احمد

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «احمد» (ستوده). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطان بخت

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بخت» (بخت و اقبال). معنی «سلطان»: عربی؛ فرمانروا، پادشاه

پسرانه عربی

سلطان بردی

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

سلطان حسن

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «حسن» (نیکو). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطان قلی

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

سلطان کریم

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «کریم» (بخشنده). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطان محمود

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «محمود». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانحسین

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانرضا

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «رضا» (خشنودی). معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

سلطانعلی

از «سلطان» و «علی». معنی «سلطان»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف س (۶۱۱ اسم)