سایهی مادر (؟)
پسرانه / کردی
صورت انگلیسی «کوروش» (Cyrus)
پسرانه / انگلیسی
پاک و منزه؛ «سبحان الله» یعنی پاک است خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «الدین» (دین). معنی «سبحان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «اله» (خدا). معنی «سبحان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «بردی» (داد
پسرانه / عربی، ترکی
از «سبحان» (پاک و منزه
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «محمد» (ستوده). معنی «سبحان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «وردی» (داد
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سبحان» و «ویردی» (داد
پسرانه / عربی
به معنای «پاک و منزه است خدا». این عبارت از ذکرهای رایج مسلمانان است و تسبیحات حضرت فاطمه (س) با آن همراه است
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «سبحان» (پاک) و «علی». معنی «سبحان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «سبز» و «الدین»
پسرانه
از «سبز» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «سبز» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / عربی
نام شهری در غرب خراسان رضوی که در گذشته مرکز ناحیهی بیهق بود
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پیشی گرفتن به سوی خدا
پسرانه / عربی
خوش قدم، از ریشهی ترکی سوبوک (پیِ پا، جای پا) و
پسرانه / ترکی
سبکتگین، بنیانگذار سلسلهی غزنوی و پدر سلطان محمود
پسرانه / ترکی
نام کوه سبلان در اردبیل
پسرانه / ترکی
صیغهی مبالغه از ریشهی «تسبیح» به معنای بسیار پاک و منزه از هر عیب
پسرانه / عربی
دارنده سیاه سواره ١- نام سومین نیای گرشاسب بخش ٣١ بندهشن
پسرانه
(احتمالی) سپیدرنگ
پسرانه / فارسی
پاک و مقدس
پسرانه / اوستایی
(احتمالی) منسوب به سپنته؛ مقدس
پسرانه / فارسی
«سپنتمان» یا سپیتمان، نام خاندان زرتشت
پسرانه / فارسی
یا اسپند. برخی این نام را به معنی- دارنده اندیشه نیک . گفتار نیک و کردار نیک دانسته اند
پسرانه / فارسی
هدیهی سپندارمذ یا عدلِ مقدس برساخته از
پسرانه / فارسی
کوتاهشدهی «سپندارمذ» از اوستایی «سپنتَه آرمَئیتی» به معنی فروتنی و پارسایی مقدس
پسرانه / فارسی
اسپند، دانهی خوشبویی که برای دور کردن چشمزخم دود میکنند
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران خسرو برویز در جنگ با بهرام چوبینه
پسرانه / فارسی
نام پسر مخشتی، در بندء١١ فروردین یشت
پسرانه
(احتمالی) شکل دیگری از «سپهدار»؛ فرمانده سپاه
پسرانه
نام یکی از سرداران ایرانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آسمان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سپهر» و «رام». معنی «سپهر»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سپهر»
پسرانه / فارسی
نام داماد داریوش که در شجاعت ممتاز بود
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سپهر» (آسمان) و «راد» (جوانمرد). معنی «سپهر»: فارسی
پسرانه / فارسی
نام سرداری از لشکر افراسیاب
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سپهر»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یاور سپاه
پسرانه / فارسی
نام مردی است در روز کار هخامنشی که یونانیها آن را spltakas نوشتهاند
پسرانه
«سپیتمه» نام خاندان زرتشت است و در گاهان از او با نام «زرتشت سپیتمان» یاد شده. سپیتمن نیز سردار سغدی بود که در برابر اسکندر ایستادگی کرد
پسرانه / فارسی
راست خواه و راست جوی. نام پسر اوسیاسنو
پسرانه
سفید. ١- نام پسر اوسپسنو در بند١٢١ فروردین یشت ٢- نام پسرر و نت در بند١٢٣فروردین یشت
پسرانه
پوشاننده (عیبها)؛ از نامهای خدا؛ نام ستارخان، سردار مشروطه
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ستار» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «ستار» و «بردی»
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «ستایش». معنی «ستایش»: فارسی؛ ستایش
پسرانه / فارسی
بزرگ، عظیم
پسرانه / فارسی
نام پسر مهین آذر ١٣ فرزانگان
پسرانه
نام پسر ر و نت در بند ١٢٣ فروردین یشت
پسرانه
در فارسی امروزه ستیوند stivand. نام پسر فرادَت ونکهو در بند ١٢١ فروردین یشت
پسرانه
بسیار سجده کننده، صفت تفضیلی از ریشهی سجده [لقب امام چهارم]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سجاد» و «محمد» (ستوده). معنی «سجاد»: عربی
پسرانه / عربی
اسم دختر با حرف س (۶۱۱ اسم)