ترکیبی از «سید» و «نظرعلی»
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «نعمت». معنی «نعمت»: عربی؛ بخشش و روزی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «نعمت اله». معنی «نعمت اله»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «نواب». معنی «نواب»: عربی؛ جانشینان؛ عنوان بزرگان
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «نورالدین». معنی «نورالدین»: عربی؛ روشنایی دین
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «نوراله». معنی «نوراله»: عربی؛ نور خدا
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «نیما». معنی «نیما»: فارسی؛ کمان، نیمه؛ نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «وحید». معنی «وحید»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «ولی». معنی «ولی»: عربی؛ دوست و سرپرست؛ «ولیالله» لقب امام علی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «ولی الله»
پسرانه
ترکیبی از «سید» و «ولی اله»
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «سید» و «یاسر». معنی «یاسر»: عربی؛ آسانی؛ نام یاسر، پدر عمار
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عبری، عربی
ترکیبی از «سید» و «یدالله». معنی «یدالله»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «یداله»
پسرانه / عربی
ترکیبی از «سید» و «یزدان». معنی «یزدان»: فارسی؛ خدا، آفریدگار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور
پسرانه / عبری
نام دهی در کردستان
پسرانه / کردی
یونانیشده «کوروش»
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سیروس» و «کامبیز». معنی «سیروس»: یونانیشده «کوروش»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به «سیروس»
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سیف» و «الرحمن» (بخشنده
پسرانه / عربی
از «سیف» به معنی شمشیر و «الله»
پسرانه / عربی
شکل دیگر نوشتاری «سیفالله» به معنای شمشیر خدا. این لقب در تاریخ اسلام به خالد بن ولید
پسرانه / عربی
«شمشیر دین»؛ لقب چند تن از امیران و فرمانروایان
پسرانه / عربی
از «سیف» (شمشیر) و «علی». معنی «سیف»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به سیف؛ شمشیری
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سیفی» (شمشیری) و «داد». معنی «سیفی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) آبشار، سیلاب
پسرانه / لری، کردی
نام پسر ولخش که در کتیبه کعبه زردشت نام او امده ( ٥ ٢ ساسانی
پسرانه
نام پدر خَراد برزین
پسرانه
نام غلامی بوده
پسرانه / فارسی
شنوا، از ریشهی عبری شمو (شنیدن) [از حواریون مسیح]
پسرانه / عبری
آهنین، از ریشهی اوستایی سئنَه (آهن) و هم ریشه با آسنِ
پسرانه / فارسی، کردی
(احتمالی) صورتی از «سینا». معنی «سینا»: عبری و عربی
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «سینا» (نام ابنسینا) و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «سینا»: عبری و عربی
پسرانه / عبری، عربی، فارسی
«سِنان» به معنی سرنیزه است. معمار سنان
پسرانه / ترکی
اسم دختر با حرف س (۶۱۱ اسم)