۸۸۸۸ اسم
معنی اسم پسر، صفحهی ۹۹
صفحهی ۹۹ از ۱۴۹؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
فرشوکر
دراوستاpra-sho-ka-ra .به معنی-کسی که رستاخیز برانگیزد. نام پسر کی گشتاسب که در بند ١٠٢ فروردین یشت ستوده شده. وی در جنگ با تورانیان به دست نام خواست پسر هزار،ازسر داران ارجاسب کشتهشد
پسرانه
فرشید رضا
(احتمالی) ترکیبی از «فرشید» (روشنایی خورشید) و «رضا» (خشنودی). معنی «فرشید»: فارسی
پسرانه فارسی، عربی
فرقد
نام ستارهای روشن نزدیک قطب شمال آسمان. «فرقدان» دو ستارهی روشن در صورت فلکی دب اصغرند که در ادبیات عربی و فارسی نماد همراهی و جدانشدنی بودناند
پسرانه عربی
فرناد
(احتمالی) در برخی فرهنگها به معنای پایاب (جای کمعمق رود که از آن گذر کنند) آمده و برخی آن را «دارای فر و داد» دانستهاند
پسرانه فارسی
فرناک
١- نام پادشاه کاپادوکیه و شوهر هو تیئس ٢- نام شاه پنت از دودمان مهرداد که از ١٩٣ تا ٩ء١ ق. م. فرمانروای پنت ٣_ فرناک دوم از سال ٣ء تا ٣٧ ق . م . پادشاه پنت بود (ء٢١٣ پیرنیا
پسرانه فارسی
فرنداد
fren-dat یا فرندات ١- نام پسر داریوش و برادر و از سرداران خشایارشاه ٢- نام والی مصر از سوی اردشیر سوم
پسرانه
فره سروش
١- نام پدر اشووهیشت که در آغاز سده چهارم یزدگردی میزیسته و در کرد آوری فرهنگ پراکنده مزدیسنا کوشش نموده (فرزانگان) ؟نام مردی است
پسرانه