۸۸۸۸ اسم
معنی اسم پسر، صفحهی ۹۵
صفحهی ۹۵ از ۱۴۹؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
عوض بیک
(احتمالی) ترکیبی از «عوض» و «بیک» (بزرگ، در ترکی). معنی «عوض»: عربی؛ جایگزین. معنی «بیک»: بیگ
پسرانه عربی
عوض قاری
(احتمالی) از «عوض» و «قاری». معنی «عوض»: عربی؛ جایگزین. معنی «قاری»: خواننده، خوانندة قرآن
پسرانه عربی
عیار
در اصل به معنی سنجه و اندازهی زر و سیم است. در تاریخ ایران «عیاران» گروههای جوانمرد و چابکی بودند که یعقوب لیث صفاری از میان آنان برخاست، و «سمک عیار» قهرمان داستانی کهن به نثر فارسی است
پسرانه عربی
عید علی
(احتمالی) ترکیبی از «عید» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عید»: روز فرخندهای که مردم در آن به مناسبت خاصی جشن میگیرند و شادی میکنند. روز جشن، روزی که فرخنده و مبارک است. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابیطالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نامهای خداست
پسرانه عربی
عید گل
(احتمالی) ترکیبی از «عید» و «گل» (گل). معنی «عید»: روز فرخندهای که مردم در آن به مناسبت خاصی جشن میگیرند و شادی میکنند. روز جشن، روزی که فرخنده و مبارک است. معنی «گل»: فارسی؛ گل
پسرانه فارسی
عید مراد
(احتمالی) ترکیبی از «عید» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «عید»: روز فرخندهای که مردم در آن به مناسبت خاصی جشن میگیرند و شادی میکنند. روز جشن، روزی که فرخنده و مبارک است. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه عربی
عیدمحمد
از «عید» و «محمد». معنی «عید»: روز فرخندهای که مردم در آن به مناسبت خاصی جشن میگیرند و شادی میکنند. روز جشن، روزی که فرخنده و مبارک است. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه عربی
عیسی رضا
(احتمالی) ترکیبی از «عیسی» (نام پیامبر) و «رضا» (خشنودی). معنی «عیسی»: عبری
پسرانه عبری، عربی
عینی اله
(احتمالی) ترکیبی از «عینی» و «اله» (خدا). معنی «عینی»: منسوب به عین. آن چه به چشم دیده شود
پسرانه
عیه ذاستی
کسی که زندگانیش از زندگی بخش استv؟vV ١- نام پسر پوروذاخشتی که در بند ١١٢ ٢-نام خاندانی است در بند١١٣ فروردین یشت ٣ - نام شوهر فرنی که در بند ١٣٠ فروردین یشت ستوده شد ١٠ یشتها٢ 1-J
پسرانه
غایب نظر
(احتمالی) ترکیبی از «غایب» و «نظر» (نگاه). معنی «غایب»: کسی که حضور نداشته باشد. معنی «نظر»: عربی
پسرانه عربی
غریب جمال
(احتمالی) از «غریب» و «جمال». معنی «غریب»: عربی؛ کمیاب و شگفت. معنی «جمال»: عربی؛ زیبایی
پسرانه عربی