۸۸۸۸ اسم
معنی اسم پسر، صفحهی ۹۴
صفحهی ۹۴ از ۱۴۹؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
عمان الله
(احتمالی) ترکیبی از «عمان» و «الله» (خدا). معنی «عمان»: کهنترین واژه زبان اکدی احتمالا برای معرفی قومی و سرزمینی با دریای بیکران که همان دریای عمان و خلیج فارس است. معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز
پسرانه
عمان سعید
(احتمالی) ترکیبی از «عمان» و «سعید» (نیکبخت). معنی «عمان»: کهنترین واژه زبان اکدی احتمالا برای معرفی قومی و سرزمینی با دریای بیکران که همان دریای عمان و خلیج فارس است. معنی «سعید»: عربی؛ نیکبخت
پسرانه عربی
عمان محمد
(احتمالی) ترکیبی از «عمان» و «محمد» (ستوده). معنی «عمان»: کهنترین واژه زبان اکدی احتمالا برای معرفی قومی و سرزمینی با دریای بیکران که همان دریای عمان و خلیج فارس است. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه عربی
عمرمحمد
(احتمالی) از «عمر» و «محمد». معنی «عمر»: (عربی) (اَعلام) (1) عمر ابن خطاب[:قرن اول هجری] دومین خلیفهی مسلمانان [23 13- قمری] و صحابی پیامبر اسلام(ص)، که در زمان او ایران، شام، فلسطین و مصر به تصرف مسلمانان درآمد؛ (2) عمر ابن سهلان[:قرن 6هجری] دانشمند و فیلسوف ایرانی، مؤلف شرح رسالۀالطیر ابن سینا (ترجمه)، رسالۀالسنجریه، به فارسی و بصایر نصیریه، در منطق به عربی؛ (3) عمرابن عبدالعزیز: هشتمین خلیفهی اموی [101 99- قمری]، که به پرهیزکاری و پیروی از سنت شهرت داشت، به اصلاح امور مالی پرداخت و نسبت به شیعیان بردباری در پیش گرفت؛ (4) عمر ابن فرحان[:قرن 1و 2هجری] اخترشناس، معمار و مترجم ایرانی، از مردم طبرستان، ساکن بغداد، از طراحان شهر بغداد و مترجم کتابهای پهلوی به عربی. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه عربی
عمرنبی
(احتمالی) از «عمر» و «نبی». معنی «عمر»: (عربی) (اَعلام) (1) عمر ابن خطاب[:قرن اول هجری] دومین خلیفهی مسلمانان [23 13- قمری] و صحابی پیامبر اسلام(ص)، که در زمان او ایران، شام، فلسطین و مصر به تصرف مسلمانان درآمد؛ (2) عمر ابن سهلان[:قرن 6هجری] دانشمند و فیلسوف ایرانی، مؤلف شرح رسالۀالطیر ابن سینا (ترجمه)، رسالۀالسنجریه، به فارسی و بصایر نصیریه، در منطق به عربی؛ (3) عمرابن عبدالعزیز: هشتمین خلیفهی اموی [101 99- قمری]، که به پرهیزکاری و پیروی از سنت شهرت داشت، به اصلاح امور مالی پرداخت و نسبت به شیعیان بردباری در پیش گرفت؛ (4) عمر ابن فرحان[:قرن 1و 2هجری] اخترشناس، معمار و مترجم ایرانی، از مردم طبرستان، ساکن بغداد، از طراحان شهر بغداد و مترجم کتابهای پهلوی به عربی. معنی «نبی»: عربی؛ پیامبر
پسرانه عربی
عنایت اله
شکل دیگر نوشتاری «عنایتالله» به معنای توجه و لطف خداوند. «عنایت» از ریشهی «عنی» به معنای اهمیت دادن و پرداختن به چیزی است
پسرانه عربی