۸۸۸۸ اسم
معنی اسم پسر، صفحهی ۶۱
صفحهی ۶۱ از ۱۴۹؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
ریبر
«رێبەر» از «ری» (راه) و «بر» (برنده)، به معنی راهبر و راهنما؛ همریشه با «رهبر» فارسی
پسرانه کردی
زاده گلبهار
(احتمالی) از «زاده» و «گلبهار». معنی «زاده»: آنکه بدنیا آمده، متولد شده، تولد یافته
پسرانه
زاگرس
نام رشته کوهی که از مغرب ایران تا شرق ترکیه و شمال عراق ادامه دارد که همان کوههای پشتکوه کنونی یا پاطاق است و یونانیان آن را زاگرس گفتهاند
پسرانه
زانکو
«زانکۆ» در کردی سورانی به معنی دانشگاه است و از «زانین» به معنی دانستن ساخته شده که با «دانستن» فارسی همریشه است
پسرانه کردی
زاور
دلیر و توانا . ذ-7 نام ستاره زهره. زاوش به معنی - خاموش . نام ستاره مشتری. از نامهای زنده رواج میان بانوان زرتشتی زَرْ آخْترْ زَرْافِسر (نامنامه نخعی زَرافشان از نامهای زنده رواج میان بانوان زرتشتی زراندام زَرانکیز از نامهای رواج زربانو نام دختر رستم و خواهر بانو کشسب ،که سواری جنگجو بوده. او در جنگ بهمن پهلوانیها نموده وسر انجام ذال و آذربرزین و تخوار را از زندان رها ساخته (١٩٢ زن ایرانی +٣٩١ نامهای ایرانی یوستی)
پسرانه فارسی
زبرجد
سنگی است قیمتی که در جواهرسازی مورد استفاده قرار میگیرد که مهترین آن به رنگ سبز میباشد. زمرد
پسرانه
زبیر
ابنعوام قریشی [قرن اول هجری] از خویشاوندان و از صحابهی پیامبر اسلام(ص) و برادر زادهی حضرت خدیجه همراه با طلحه در جنگ جمل شرکت کرد و کشته شد
پسرانه عربی
زبیر احمد
(احتمالی) ترکیبی از «زبیر» (نام صحابی پیامبر) و «احمد» (ستوده). معنی «زبیر»: عربی
پسرانه عربی
زپیر
نام پسر بغابوخش از یاران داریوش یکم که یونانیها آن راza-p1-res نوشته.شاید زوپیر درست آن باشد
پسرانه