رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۵۱

صفحه‌ی ۵۱ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

خزرعلی

(احتمالی) از «خضر» و «علی». معنی «خضر»: عربی

پسرانه عربی

خستو

نام یکی از بزرگان چین باستان ن مه‌ای عباسی ) )

پسرانه

خسرو

نام پادشاه ایران

پسرانه پهلوی، کردی

خسرو الدین

(احتمالی) ترکیبی از «خسرو» و «الدین» (دین). معنی «خسرو»: فارسی

پسرانه فارسی

خسرو خان

(احتمالی) ترکیبی از «خسرو» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

خسروان

نام پسر انوشیروان پسر غباد پسر فیروز

پسرانه

خسروپرویز

نام یکی از پادشاهان بزرگ و خبرساز دوران ساسانیان که عاقبت در زندان توسط فردی بی‌نام و نشان بنام زادفرخ کشته شد

پسرانه فارسی

خسروزاد

زاده‌ی خسرو، شاهزاده

پسرانه فارسی

خسروشاد

نام موبدی است در روزگار ساسانیان

پسرانه فارسی

خشاشه

نام یکی ازسر داران ایرانی در زمان شاه گشتاسب

پسرانه فارسی

خشایار

نام یکی از شاهان هخامنشی

پسرانه فارسی

خشایارشا

ولیعهد داریوش‌بزرگ که جانشین او گشت و تا اراضی شرق اروپا کشورگشایی نمود

پسرانه فارسی

خشنواز

خشنودکننده

پسرانه فارسی

خشنود

خوشحال، راضی و شادمان

پسرانه فارسی

خضر

سبز [نام پیامبری است]

پسرانه عربی

خضرالله

(احتمالی) از «خضر» (پیامبر سبز) و «الله»

پسرانه عربی

خضران

(احتمالی) منسوب به «خضر»

پسرانه

خضیر

از ریشه‌ی «خ ض ر» به معنی سبزی

پسرانه عربی

خطایی

«خطایی» تخلص شاه اسماعیل یکم صفوی بود که دیوان شعری به ترکی آذربایجانی دارد

پسرانه فارسی

خطیبه

(احتمالی) سخنور (زن)

پسرانه عربی

خلعت حسین

(احتمالی) از «خلعت» و «حسین». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

خلعتعلی

(احتمالی) از «خلعت» (جامه پیشکشی) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

خلف

جانشین، فرزند شایسته

پسرانه عربی

خلیل

دوست یکدل، صفت از ریشه‌ی خلل (در دل نفوذ کردن) [لقب حضرت ابراهیم]

پسرانه عربی

خلیل احمد

ترکیبی از «خلیل» و «احمد». معنی «خلیل»: عربی

پسرانه عربی

خلیل پاشا

(احتمالی) ترکیبی از «خلیل» و «پاشا» (سرور

پسرانه عربی، ترکی

خلیل عباس

(احتمالی) ترکیبی از «خلیل» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «خلیل»: عربی

پسرانه عربی

خلیل مراد

(احتمالی) ترکیبی از «خلیل» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «خلیل»: عربی

پسرانه عربی

خلیلالرحمان

(احتمالی) شکل دیگری از «خلیل‌الرحمن». معنی «خلیل‌الرحمن»: عربی

پسرانه عربی

خلیلالله

«دوست خدا»؛ لقب ابراهیم پیامبر

پسرانه عربی

خلیلمحمد

(احتمالی) از «خلیل» (دوست) و «محمد». معنی «خلیل»: عربی

پسرانه عربی

خمار

«خُمار» حالت سستی و سنگینی پس از مستی است و در شعر فارسی «چشم خمار» کنایه از چشم نیم‌باز و گیرا است. «خِمار» با کسره به معنی روسری و سرپوش است

پسرانه عربی

خمسعلی

(احتمالی) از «خمس» (پنج) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

خمید رضا

(احتمالی) ترکیبی از «خمید» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی

خنجست

فرخنده

پسرانه فارسی

خواجه اراز

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور

پسرانه ترکمنی

خواجه عظیم

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور، بزرگ) و «عظیم». معنی «عظیم»: عربی؛ بزرگ؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

خواجه علی

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور

پسرانه عربی

خواجه قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور

پسرانه ترکی

خواجه محمد

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور

پسرانه عربی

خواجه نعمان

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور

پسرانه عربی

خواجه نفس

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور، بزرگ) و «نفس». معنی «نفس»: عربی؛ جان

پسرانه عربی

خواجهنفیس

(احتمالی) از «خواجه» (سرور) و «نفیس» (گرانبها). معنی «نفیس»: گرانمایه، قیمتی

پسرانه

خوبانه

(احتمالی) از «خوبان». معنی «خوبان»: فارسی؛ نیکوان، زیبارویان

پسرانه فارسی

خوبعلی

(احتمالی) از «خوب» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

خوبه

(احتمالی) از «خوب»

پسرانه

خوجم بردی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجم» و «بردی» (داد، در ترکی). معنی «بردی»: ترکی؛ داد، بخشید

پسرانه ترکی

خوجه

(احتمالی) خواجه، سرور

پسرانه فارسی

خوجه احمد

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، عربی

خوجه بردی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، ترکی

خوجه دردی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی

خوجه دوردی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، ترکمنی

خوجه قلی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، ترکی

خوجه قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، ترکی

خوجه گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه، سرور) و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «خوجه»: فارسی؛ خواجه، سرور

پسرانه فارسی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)