رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۴۰

صفحه‌ی ۴۰ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

ثابت

پایدار، اسم فاعل از ریشه‌ی ثبت

پسرانه عربی

ثارالله

کین خواه خداوند، کسی که از دشمنان خدا انتقام گیرد

پسرانه عربی

ثاراله

«خون خدا»؛ لقب امام حسین

پسرانه عربی

ثاقب

روشن، درخشان

پسرانه عربی

ثامر

مثمر، میوه دهنده، میوه دار

پسرانه عربی

ثامن

هشتم

پسرانه عربی

ثمد

(احتمالی) آب اندک؛ نام دیار قوم ثمود

پسرانه عربی

ثنا اله

(احتمالی) ترکیبی از «ثنا» و «اله» (خدا). معنی «ثنا»: عربی

پسرانه عربی

ثناءالله

(احتمالی) ترکیبی از «ثناء» (ستایش) و «الله» (خدا). معنی «ثناء»: عربی

پسرانه عربی

ثوبان

ثوبان از یاران و خدمتگزاران پیامبر اسلام

پسرانه عربی

ثویبه

ثویبه کنیز ابولهب بود که پیش از حلیمه سعدیه چند روزی پیامبر اسلام را شیر داد. نام به صورت کوچک‌شده از ریشه‌ی «ثوب» ساخته شده است

پسرانه عربی

جابان

(احتمالی) جوان

پسرانه فارسی

جابر

جبران‌کننده، شکسته‌بند؛ نام جابر بن عبدالله انصاری و جابر بن حیان

پسرانه عربی

جابرعلی

از «جابر» (جبران‌کننده) و «علی». معنی «جابر»: عربی

پسرانه عربی

جاثیه

(احتمالی) زانوزده؛ نام سوره چهل‌وپنجم قرآن

پسرانه عربی

جاد

نیکو، بخشاینده

پسرانه عربی

جادی

زعفران

پسرانه عربی

جارالله

«همسایه‌ی خدا»؛ لقب زمخشری، مفسر و ادیب بزرگ ایرانی

پسرانه عربی

جاستین

از «یوستینوس» برگرفته از «یوستوس» به معنی دادگر و درستکار. یوستینین (ژوستینین)

پسرانه لاتین

جاسم

تنومند، اسم فاعل از ریشه‌ی جسم

پسرانه عربی

جاسم محمد

(احتمالی) ترکیبی از «جاسم» (تنومند

پسرانه عربی

جافر علی

(احتمالی) ترکیبی از «جافر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

جافربگ

(احتمالی) از «جعفر» و «بگ» (بزرگ). معنی «جعفر»: عربی

پسرانه عربی

جالینوس

آرام [پزشک مشهور یونانی]

پسرانه یونانی

جام

نام برادر بزرگ انوشیروان دادگر

پسرانه فارسی

جاماسب

١- از خاندان هُوکو. نام شوهر پوروچیستا جوان‌ترین دختر اشوزردشت و برادر فرشوشتر و وزیر کی گشتاسب کد در بند ١٠٣ فروردین یشت فروهر او ستوده شده. در گاتها سه بار از او یاد شده است. یسنا ع٣ بند ١٧ و یسنا ٣٩ بند ٩ و یسنا ١ل بند ١٨ ٢- جاماسب دوم بهدینی است کد در بند ١٢٧ فروردین یشت ستوده شده ٣_ نام بست و یکمین پادشاه ساسانی برادر غباد یکم کد از ٣٩٨ت٠٢ دم. پادشاهی کرده

پسرانه فارسی

جاماسپ

دارنده‌ی اسب

پسرانه فارسی

جامشید

صورتی از «جمشید». معنی «جمشید»: فارسی

پسرانه فارسی

جامی

(احتمالی) منسوب به جام؛ نام شاعر نامدار قرن نهم

پسرانه فارسی

جان

یهوه افتخارآفرین است، از ریشه‌ی عبری یون (پر افتخار) و اَه (یهوه)

پسرانه عبری

جان الله

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «الله» (خدا). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری

جان اله

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «اله» (خدا). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری

جان اوغلان

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «اوغلان» (پسر

پسرانه عبری

جان زاده

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «زاده». معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری

جان فدا

(احتمالی) جان‌فدا، فداکار

پسرانه فارسی

جان ملک

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «ملک» (پادشاه). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری، عربی

جانباز

نام کسی بوده (٥٩ نام‌های عباسی)

پسرانه فارسی

جانبخش

(احتمالی) جان‌بخش، زنده‌کننده

پسرانه فارسی

جاندل

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «دل» (دل). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری

جانعلی

از «جان» و «علی». معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری، عربی

جانلی

(احتمالی) جاندار، پرشور و سرزنده

پسرانه ترکی

جانمحمد

از «جان» و «محمد». معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری، عربی

جانمراد

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری، عربی

جانمیرزا

(احتمالی) از «جان» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری، فارسی

جانوشیار

(احتمالی) جان‌نوش، هوشیار

پسرانه فارسی

جانی

جانی، عزیز چون جان

پسرانه فارسی

جانیار

نامی مردانه در زبان فارسی

پسرانه کردی، فارسی

جاوید

جاوید، همیشگی و جاودان

پسرانه فارسی

جاوید علی

(احتمالی) ترکیبی از «جاوید» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جاوید»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

جاوید مهر

(احتمالی) ترکیبی از «جاوید» و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «جاوید»: فارسی

پسرانه فارسی

جاویدان

همیشگی، ابدی، به طور همیشگی، تا ابد

پسرانه

جاویدحسین

(احتمالی) از «جاوید» (همیشگی) و «حسین». معنی «جاوید»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

جاهد

جهد کننده، کوشا، ساعی

پسرانه عربی

جبار

غلبه کننده، چیره، اسم فاعل از ریشه‌ی جبر (چیرگی) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)