رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

آذربد

نام پسر هومت که نوشتن نامه دینکرد را به انجام رسانیده است د یباجه ط یشت‌ها ١ آذرباد (امیدان آتورپات ا تان) نام پسر امید از خانواده امیدان-نام آخرین کسی است که کتاب پهلوی دینکرد را تدوین و منظم کرده است ١١ فرهنگ

پسرانه فارسی

آذربرز

نام مردی بوده است (٢٣ داراب نامه)

پسرانه

آذربود

(احتمالی) از «آذر» (آتش) و «بود» (بو)؛ یعنی بوی آتش، بوی عود و کندر که در آتشکده می‌سوزاندند

پسرانه فارسی

آذربه

از «آذر» به معنای آتش و «به» به معنای نیک و بهتر. آذر در فرهنگ ایرانی نام ایزد آتش و نام ماه نهم سال خورشیدی هم هست

پسرانه فارسی

آذربهرام

نام پسر آذرنوش ١٣ فرزانگان

پسرانه فارسی

آذرپاد

نام دیگر آدرباد ماراسپند.موبدان موبد روز کار شاپور دوم ساسانی

پسرانه فارسی

آذرپزوه

نام پسر آذر آئین پسر گستهم نویسنده کتاب گلستان دانش و همچنین نویسنده کتاب ستایش خسروان ٢١ فرزانگان

پسرانه

آذرپژوه

(احتمالی) پژوهنده‌ی آتش؛ نام تازه‌ساخت

پسرانه فارسی

آذرپناه

نام یکی از ساتراب آذر آبادگان

پسرانه فارسی

آذرپی

(احتمالی) پیرو آتش

پسرانه فارسی

آذرتوس

در وامق و عذرای عنصری نام مردی است که عذرا را بدو داده بودند لغت نامه)

پسرانه فارسی

آذرجوش

(احتمالی) آتش جوشان، پرشور و پرتکاپو

پسرانه فارسی

آذرسود

a-te-re-sa-vah در اوستا آتر سوه به معنی دارنده سودآذر ١- نام ناموری است که در بند ١٠٢ فروردین یشت ستوده شده ٢- نام پسر آذر زند از خانواده کیانیان به نوشته یوستی (ءء٢ فرهنگ

پسرانه

آذرشسب

نام فرشته نگهبان بر آتش. آذرشب نیز نوشته‌اند (برهان

پسرانه فارسی

آذرشن

(احتمالی) آتشین

پسرانه فارسی

آذرطوس

(احتمالی) صورتی از «آذرتوس»

پسرانه فارسی

آذرفر

دارای فرّ آتش

پسرانه فارسی

آذرفرنبغ

نام آتشکده بزرگ موبدان در فارس

پسرانه فارسی

آذرکار

(احتمالی) کارگزار آتش، کسی که با آتش کار می‌کند

پسرانه فارسی

آذرکیش

نام یکی از دانشمندان و عارفان سلسله آبادانی و پارسیان می باشد که در سده هشتم و نهم ه . ق می‌زیسته

پسرانه فارسی

آذرکیوان

١- نام یکی از موبدان بزرگ شیراز در روزگار حافظ چکامه سرای نامی ایران که شماره بی‌شماری پیرو داشت و اشاره حافظ از پیر مغان اوست ٢- از صوفیان برهمنی روزگار اکبر شاه هندی ء١٠١٣-٩ ه. ق . که خود یا پیروانش کتاب دساتیر را ساختند ٢ ٣ فرهنگ ایران باستان (نگ لغت نامه و فرهنگ نفیسی

پسرانه فارسی

آذرگشسب

آتش جهنده، برق. آذرگشسپ، آذرگشنسپ

پسرانه فارسی

آذرگشسپ

آتشِ اسب، از ریشه‌ی پهلویِ آتور (آتش)، گوشْن (نرینه) و اَسپ (اسب) [سردار بزرگ خسرو پرویز]

پسرانه فارسی

آذرمان

(احتمالی) آتشین‌منش

پسرانه فارسی

آذرماهان

(احتمالی) منسوب به آذر و ماه؛ از «آذر» و «ماهان»

پسرانه فارسی

آذرمن

(احتمالی) آتشین‌منش

پسرانه فارسی

آذرمهربرزین

«آذر برزین‌مهر» یکی از سه آتشکده‌ی بزرگ دوره‌ی ساسانی بود که در خراسان قرار داشت و آتش کشاورزان شمرده می‌شد

پسرانه فارسی

آذرنرسی

(احتمالی) آذرنرسی نام پسر هرمز دوم، شاه ساسانی، است. «نرسی» از ایزد پیام‌آور «نریوسنگ» گرفته شده است

پسرانه فارسی

آذرنوش

از «آذر» (آتش) و «نوش» (جاوید

پسرانه فارسی

آذروان

(احتمالی) نگهبان آتش

پسرانه فارسی

آرات

(احتمالی) آراسته

پسرانه

آراج

(احتمالی) آراسته

پسرانه فارسی

آراد

نام فرشته ای

پسرانه فارسی

آرارات

نام کوهی در کردستان ترکیه (به کردی: ئارارات)

پسرانه کردی

آراز

رود ارس

پسرانه ترکی

آرازش

(احتمالی) صورتی از «آراز»

پسرانه ترکی

آراس

رود ارس (به کردی: ئاراس)

پسرانه ترکی، کردی

آراسب

(احتمالی) دارنده‌ی اسب

پسرانه

آراسپ

(احتمالی) دارنده‌ی اسب. در «کوروش‌نامه»ی گزنفون

پسرانه فارسی

آرال

«آرال» در ترکی به معنی جزیره است

پسرانه ترکی

آران

نام پادشاه آذربایجان در عهد باستان

پسرانه ترکی، کردی

آرتا

مقدس، راست گفتار، درست کردار

پسرانه اوستایی

آرتاباز

نام فرمانده گردونه‌های کوروش بزرگ. کمان کنم آرتم پارس که هرودت و شادروان پیرنیا او را از بزرگان ماد یاد کرده‌اند همین آرتاباز باشد ٣٣ پیرنیا

پسرانه فارسی

آرتابان

از عبارت‌های تاریخ‌نگاران یونان باستان نظیر هرودوت، کتسیاس، کزنفون است

پسرانه فارسی

آرتاپارت

نام نگهبان ویژه کودوش دوم (١٠١٠ پیرنیا)

پسرانه فارسی

آرتام

برتری، ارزش

پسرانه ترکی

آرتامن

(احتمالی) پاک‌منش

پسرانه

آرتان

نام برادر داریوش و پسر ویشتاسپ

پسرانه فارسی

آرتمن

نام برادر بزرَک خشایارشاه پسر کوروش

پسرانه فارسی

آرتوان

(احتمالی) از «آرت» (پاکی

پسرانه فارسی

آرتور

(احتمالی) نام شاه افسانه‌ای انگلستان (آرتور)

پسرانه

آرتیا

(احتمالی) از «آرتا». معنی «آرتا»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

آرتیان

(احتمالی) از «آرتین». معنی «آرتین»: فارسی؛ منسوب به آرتا؛ یعنی پاک، مقدس و پیرو راستی

پسرانه فارسی

آرتیمان

(احتمالی) پاکدل

پسرانه فارسی

آرتین

منسوب به آرتا؛ یعنی پاک، مقدس و پیرو راستی

پسرانه فارسی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)