رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۲۳

صفحه‌ی ۲۳ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

امیرنصرت

(احتمالی) از «امیر» و «نصرت» (یاری

پسرانه عربی

امیرنظام

«فرمانروای سپاه»؛ لقب حسنعلی‌خان گروسی، امیرنظام، از رجال نامدار دوره‌ی قاجار

پسرانه عربی

امیرنوید

(احتمالی) از «امیر» و «نوید» (مژده). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرنیکان

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «نیکان» (نیکان

پسرانه عربی، فارسی

امیرنیما

(احتمالی) از «امیر» و «نیما» (کمان

پسرانه عربی، فارسی

امیروالا

(احتمالی) از «امیر» و «والا» (بلندمرتبه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیروحید

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» و «وحید». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیروصال

(احتمالی) از «امیر» و «وصال» (رسیدن به یار). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیروفا

ترکیبی از «امیر» و «وفا». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «وفا»: عربی؛ وفاداری

پسرانه عربی

امیروهاب

(احتمالی) از «امیر» و «وهاب» (بسیار بخشنده). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرهاتف

(احتمالی) از «امیر» و «هاتف» (ندادهنده غیبی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرهادی

از نام‌های مرکب)، امیر و هادی

پسرانه عربی

امیرهاشم

امیر و پادشاه شکننده و خرد کننده، حاکم و فرمانده شکننده و خرد کننده

پسرانه عربی

امیرهانی

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «هانی» (شاد

پسرانه عربی

امیرهدایت

(احتمالی) از «امیر» و «هدایت» (راهنمایی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرهژبر

ترکیبی از «امیر» و «هژبر». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «هژبر»: فارسی؛ شیر

پسرانه عربی، فارسی

امیرهمایون

امیر فرخنده و خجسته، پادشاه و حاکمی که دارای تاثیر خوب و نیکوست

پسرانه عربی، فارسی

امیرهمت

(احتمالی) از «امیر» و «همت» (اراده). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرهوراد

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «هوراد» (زاده‌ی خورشید). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرهوشنگ

از نام‌های مرکب (، امیر و هوشنگ

پسرانه عربی، فارسی

امیرهوشیار

(احتمالی) از «امیر» و «هوشیار» (آگاه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرهومان

(احتمالی) از «امیر» و «هومان» (نیک‌منش). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرهومن

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «هومن» (نیک‌اندیش). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیریارا

(احتمالی) از «امیر» و «یارا» (توانایی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیریاسین

از اسامی مرکب (، امیر و یاسین

پسرانه عربی

امیریحیی

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «یحیی» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

امیریدالله

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «یدالله» (دست خدا). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیریزدان

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «یزدان» (خدا). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیریعقوب

(احتمالی) از «امیر» و «یعقوب» (نام پیامبر). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، عبری

امیریوسف

از نام‌های مرکب (، امیر و یوسف

پسرانه عربی، عبری

امیریه

(احتمالی) منسوب به امیر؛ شاهانه

پسرانه عربی

امیمه

شکل تصغیری «أمّ» به معنی مادر کوچک

پسرانه عربی

امین

قابل اعتماد، از ریشه‌ی امن [لقب حضرت محمد]

پسرانه عربی

امین ازاد

(احتمالی) از «امین» و «آزاد». معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امین اله

ترکیبی از «امین» و «الله». معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی

امین بیک

ترکیبی از «امین» و «بیگ». معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی

امین پاشا

(احتمالی) از «امین» و «پاشا». معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

امین تاج

(احتمالی) ترکیبی از «امین» و «تاج» (تاج). معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امین حسین

ترکیب «امین» (امانت‌دار) و «حسین»

پسرانه عربی

امین رحمان

(احتمالی) از «امین» و «رحمان». معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی

امین رضا

ترکیب «امین» (امانت‌دار) و «رضا»

پسرانه عربی

امین عباس

(احتمالی) ترکیبی از «امین» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی

امین عطا

ترکیبی از «امین» و «عطا». معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی

امین محمد

ترکیبی از «امین» و «محمد». معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی

امین نصیری

(احتمالی) از «امین» و «نصیری». معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی

امینابراهیم

(احتمالی) از «امین» (امانت‌دار) و «ابراهیم». معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی، عبری

امیناحمد

(احتمالی) از «امین» (امانت‌دار) و «احمد» (ستوده). معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی

امینالله

«امین خدا»، امانت‌دار خداوند

پسرانه عربی

امینپارسا

(احتمالی) از «امین» (امانت‌دار) و «پارسا» (پرهیزگار). معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امینسالار

(احتمالی) از «امین» و «سالار» (سرور). معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امینسجاد

(احتمالی) از «امین» و «سجاد» (بسیار سجده‌کننده). معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی

امینصدرا

(احتمالی) از «امین» و «صدرا» (بزرگ

پسرانه عربی

امینعلی

(احتمالی) از «امین» (امانت‌دار) و «علی». معنی «امین»: عربی

پسرانه عربی

امینمهدی

شخصی که درستکار و هدایت شده است

پسرانه عربی

امینه آغا

(احتمالی) ترکیبی از «امینه» (نام مادر پیامبر اسلام (آمنه)) و «آغا» (بانو

پسرانه عربی

ان قربان

(احتمالی) از «آنه» (مادر) و «قربان»

پسرانه ترکمنی

انادردی

(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «دردی»

پسرانه ترکمنی

انافس

نام پسر هوتن و فرمانده کیسی سها

پسرانه

اناقلی

(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «قلی» (بنده)

پسرانه ترکی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)