رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۲۲

صفحه‌ی ۲۲ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

امیرفرهنگ

امیر دانشمند و فرهیخته، پادشاه دارای علم و معرفت

پسرانه عربی، فارسی

امیرفریبرز

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «فریبرز» (نام پسر کیکاووس در شاهنامه). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «فریبرز»: فارسی؛ دارای فرّ بزرگ؛ فریبرز پسر کیکاووس در شاهنامه

پسرانه عربی، فارسی

امیرفضلالله

(احتمالی) از «امیر» و «فضل‌الله» (بخشش خدا). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور

پسرانه عربی

امیرفیاض

(احتمالی) از «امیر» و «فیاض» (بسیار بخشنده). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرقادر

ترکیبی از «امیر» و «قادر». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «قادر»: عربی؛ توانا

پسرانه عربی

امیرقلی

ترکیبی از «امیر» و «قلی»

پسرانه عربی، ترکی

امیرک

(احتمالی) امیر کوچک، با پسوند تحبیب

پسرانه فارسی

امیرکارن

(احتمالی) از «امیر» و «کارن» (نام خاندان پهلوانی ایران). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرکاظم

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «کاظم» (فروبرنده خشم). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرکامیار

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «کامیار» (کامیاب

پسرانه عربی، فارسی

امیرکاوه

(احتمالی) از «امیر» و «کاوه» (آهنگر قیام‌کننده بر ضحاک). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرکبیر

ترکیبی از «امیر» و «کبیر». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرکرار

(احتمالی) از «امیر» و «کرار» (حمله‌کننده بی‌بازگشت

پسرانه عربی

امیرکسری

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» و «کسری». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرکنعان

(احتمالی) از «امیر» و «کنعان» (سرزمین یعقوب). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرکوشا

(احتمالی) از «امیر» و «کوشا» (کوشنده). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرکوشان

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «کوشان» (نام دودمانی کهن در آسیای میانه). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «کوشان»: نام دودمان کوشانیان

پسرانه عربی

امیرکیا

امیر و پادشاه بزرگ و سرور

پسرانه عربی، فارسی

امیرکیارش

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «کیارش» (پادشاه بزرگ

پسرانه عربی، فارسی

امیرکیان

امیر پادشاهان، پادشاه پادشاهان، امیر و پادشاه بزرگان و سروران

پسرانه عربی، فارسی

امیرکیانوش

(احتمالی) از «امیر» و «کیانوش» (از تبار کیان). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرکیوان

از نام‌های مرکب)، امیر و کیوان

پسرانه عربی، فارسی

امیرکیهان

ترکیبی از «امیر» و «کیهان». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرماکان

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ماکان» (نام سردار دیلمی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرمالک

(احتمالی) از «امیر» و «مالک» (دارنده). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرمؤمن

(احتمالی) از «امیر» و «مؤمن» (باایمان). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرمتین

امیر و پادشاه محکم و استوار و با وقار

پسرانه عربی

امیرمجتبی

(احتمالی) از «امیر» و «مجتبی» (برگزیده). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرمجید

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «مجید» (بزرگوار). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرمحتشم

(احتمالی) از «امیر» و «محتشم» (باشکوه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرمحراب

(احتمالی) از «امیر» و «محراب» (جای نماز پیش‌نماز). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرمحسن

پادشاه و امیر احسان کننده و امیر نیکوکار و نیکو کردار

پسرانه عربی

امیرمحمد

امیر بسیار تحسین شده و پادشاه ستایش شده

پسرانه عربی

امیرمحمود

امیر و پادشاه ستوده شده ,امیر و پادشاه مورد پسند

پسرانه عربی

امیرمختار

از نام‌های مرکب (، امیر و مختار

پسرانه عربی

امیرمرتضی

از نام‌های مرکب (، امیر و مرتضی

پسرانه عربی

امیرمردان

(احتمالی) از «امیر» و «مردان»

پسرانه عربی

امیرمرصاد

(احتمالی) از «امیر» و «مرصاد» (کمینگاه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرمسعود

امیر و پادشاه نیکبخت و سعادتمند، پادشاه خوشبخت و خوش اقبال

پسرانه عربی

امیرمسلم

(احتمالی) از «امیر» و «مسلم» (مسلمان

پسرانه عربی

امیرمشهود

ترکیبی از «امیر» و «مشهود». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرمصطفی

امیر و پادشاه برگزیده شده، حاکم انتخاب شده

پسرانه عربی

امیرمصنف

(احتمالی) از «امیر» و «مصنف» (نویسنده). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور

پسرانه عربی

امیرمظفر

ترکیبی از «امیر» و «مظفر». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرمعراج

(احتمالی) از «امیر» و «معراج» (نردبان

پسرانه عربی

امیرمعز

(احتمالی) از «امیر» و «معز» (عزت‌دهنده). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرمعین

ترکیبی از «امیر» و «معین». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرمنصور

امیر و پادشاه مظفر و پیروز، فرمانده‌ی فاتح و کامکار

پسرانه عربی

امیرمهبد

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «مهبد» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی، فارسی

امیرمهدی

امیر هدایت شده، فرمانروای ارشاد گردیده

پسرانه عربی

امیرمهدیار

(احتمالی) از «امیر» و «مهدیار» (یار مهدی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرمهراد

(احتمالی) از «امیر» و «مهراد» (بخشنده مهر). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرمهراس

(احتمالی) از «امیر» و «مهراس»

پسرانه عربی

امیرمهرداد

(احتمالی) از «امیر» و «مهرداد» (داده مهر). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرمهرگان

(احتمالی) از «امیر» و «مهرگان» (جشن پاییزی ایرانیان). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرمهیار

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «مهیار» (نام شاعر دیلمی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرمیعاد

(احتمالی) از «امیر» و «میعاد» (وعده‌گاه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرمیکائیل

ترکیبی از «امیر» و «میکائیل». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور

پسرانه عربی

امیرناصر

از نام‌های مرکب، ا امیر و ناصر

پسرانه عربی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)