امیر مهران
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «مهران». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
۸۸۸۸ اسم
صفحهی ۱۹ از ۱۴۹؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «مهران». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «میثم» (نام یکی از یاران امام علی (میثم تمار)). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «میثم»: عربی؛ نام میثم تمار، یار وفادار امام علی
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «نصرالدین» (یاری دین). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «نوذر». معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا) و «آراد» (نام ایزد پاکی و دین). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آرتا» (راستی و پاکی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «آرش» (کمانگیر نامدار ایران باستان). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «آرش»: فارسی؛ از اوستایی «ارخش»، به معنای درخشان، نیکچشم یا تیرانداز. آرش کمانگیر پهلوان اسطورهای ایران است که برای تعیین مرز ایران و توران تیری از البرز رها کرد و جانش را در آن نهاد؛ تیر از بامداد تا نیمروز رفت و مرز را تا رود جیحون برد. نماد فداکاری و میهندوستی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آرشام» (بسیار نیرومند). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آرمین» (نام پسر منوچهر در شاهنامه). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آریا» (آزاده و نجیب). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «اردوان» (نام پادشاهان اشکانی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «ارسام» (نیای هخامنشیان). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ارشان» (دلیر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسعد» (نیکبختتر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسکندر» (نام پادشاه مقدونی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، یونانی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» و «اشکان» (نام خاندان اشکانی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اقبال» (بخت نیک). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اکبر» (بزرگتر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اکرم» (بزرگوارتر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی
(احتمالی) از «امیر» و «باربد» (نوازنده دربار خسروپرویز). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «باقر» (شکافنده دانش). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «بهتاش» (نیک). معنی «امیر»: عربی
پسرانه عربی، فارسی