رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۱۴۳

صفحه‌ی ۱۴۳ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

ولی الله

ترکیبی از «ولی» و «الله»

پسرانه عربی

ولی جان

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «جان» (جان و روان). معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی، عبری

ولی حسین

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی

ولی خان

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

ولی قربان

(احتمالی) از «ولی» و «قربان». معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی

ولی گلی

(احتمالی) از «ولی» و «گلی». معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ولید

نوزاد، کودک، اسم از ریشه‌ی ولد

پسرانه عربی

ولیداد

داده ولی

پسرانه عربی، فارسی

ولیدالرحمن

(احتمالی) از «ولید» (نوزاد) و «الرحمن». معنی «ولید»: عربی

پسرانه عربی

ولیرضا

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «رضا» (خشنودی). معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی

ولیقلی

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

ولیمحمد

ترکیبی از «ولی» و «محمد». معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی

ولیمراد

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی

ونداد

نام فرمانروایان باوندی تبرستان

پسرانه پهلوی، فارسی

ونداد امید

یا : ونداامید van-da-o-mld. نام پسر ونداد هرمزد(١٠١ تبرستان ٢)

پسرانه

وندادمهر

fvfan-dad-hor-mazd وندادهر مزد ١- نام یکی از اسپهبدان تبرستان

پسرانه

وندیداد

نوزدهمین نسک اوستا، کتاب آسمانی زرتشتیان. این نسک دارای ۲۲ فرگرد یا فصل است

پسرانه فارسی

ونفرغشن

نام پسر جمشید پسر ویونکهان، به نوشته: بخش ٣١ ، بند٧ بندهشن ١٩ یشت‌ها ١

پسرانه

ونکهو

نیک. این واژه دراوستا صفت است

پسرانه

وهاب

روزی دهنده، صفت از ریشه‌ی وهب (روزی دادن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

وهاب علی

(احتمالی) ترکیبی از «وهاب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «وهاب»: عربی

پسرانه عربی

وهاج

فروزان، درخشان

پسرانه

وهامان

نام پدر سلمان فارسی . نام اصلی سلمان روزبه بوده است ( ٢٣ ٢ مجمل التواریخ والقصص

پسرانه

وهب

بخشش بلاعوض

پسرانه عربی

وهبرز

نام یکی از دادوران دوران ساسانی

پسرانه فارسی

وهبی

(احتمالی) بخشیده، موهوبی

پسرانه عربی

وهرام

بهرام به شکل ارمنی قدیم‌، که اگر «ه» حذف گردد بصورت ورام خواهد بود. ورهرام

پسرانه فارسی

وهرام شاپور

(احتمالی) از «وهرام» (بهرام) و «شاپور». معنی «وهرام»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

وهرام گشسب

(احتمالی) از «وهرام» (بهرام) و «گشسب». معنی «وهرام»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

وهرز

دولتمند

پسرانه فارسی

وهزاد

- بهزاد : از نام‌های رواج وهزاد فرخ و پیروز نام نویسنده اندرز نام‌های به پهلوی که دستور خدایار آن را به فارسی برگردانده ٢١٧ زن ایرانی)

پسرانه فارسی

وهسود

سود نیک

پسرانه فارسی

وهشاپور

نام موبد سرشناسی بوده در روز کار غباد

پسرانه فارسی

وهمئذات

نام پسر منْتَرواک که در بند ١١٥ فروردین یشت ستوده شده

پسرانه

وهمن

صورتی از «بهمن». معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

وهمنش

بهمنش - خوش نیت - خوش اندیشه

پسرانه فارسی

وهمهر

نام مرزبان ارمنستان در دوران پادشاهی بهرام کور وهمهرشاهپور نام یکی از بزرگان ایران که مرزبان ارمنستان بوده (٣٠٥ ساسانیان)

پسرانه فارسی

وهنیا

شکل دیگری از «بهنیا». نیک نژاد، دارای اصل و نسب، اصیل، شریف

پسرانه فارسی

وهوپرس

نام پسر ائینیاو در بند ١٢٣ فروردین یشت fvfo-hu-kha-shat-ra وهو خشتره نام پسر داریو شاه

پسرانه

وهوداد

fvfo-hu-da-ta : در اوستا ١ - نام پسر کات

پسرانه

وهوزد

نام پسر کتو ، در بند ١١٣ فروردین یشت

پسرانه

وهومن

ریشه اوستائی بهمن امروزی است

پسرانه فارسی

ویبرد

شاید = وْهَفْر - یا : بْهَفَر باشد . نام پسر پاردی و پدر اردشیر

پسرانه

وید

چاره، علا

پسرانه

ویراب

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

ویراک

نام سومین نیای منوچهر، به نوشته یوستی

پسرانه

ویرو

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

ویزیرشتی

دارنده نیزه پهن. نام پسر نیْتَیْه از کیانیان، به نوشته یوستی ء٢فرهنگ

پسرانه

ویس کرم

ترکیبی از «ویس» و «کرم». معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ویس محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ویس» و «محمد» (ستوده). معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ویسپرد

نام بخشی از اوستا

پسرانه فارسی

ویستور

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

ویستهم

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

ویسعلی

(احتمالی) ترکیبی از «ویس» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ویسمراد

ترکیبی از «ویس» و «مراد». معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ویسه

از ریشه‌ی اوستایی وئسکَه که در پهلوی به وسک تبدیل شده [نام پدر پیران تورانی]

پسرانه فارسی

ویسی

(احتمالی) منسوب به «ویس»؛ نیز اویسی

پسرانه

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)