رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۱۰۶

صفحه‌ی ۱۰۶ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

کلباد

نام پهلوانی است تورانی که به دست فریبرز کشته شد بگرد اندرون یافت کلباد را به گردن بر آورد پولاد را

پسرانه فارسی

کلیم

سخنگو، کسی که شیوا حرف میزند، صفت از ریشه‌ی کلم [لقب حضرت موسی]

پسرانه عربی

کلیم االله

(احتمالی) شکل دیگری از «کلیم‌الله». معنی «کلیم‌الله»: عربی

پسرانه عربی

کلیم اله

(احتمالی) ترکیبی از «کلیم» و «اله» (خدا). معنی «کلیم»: عربی

پسرانه عربی

کلیم‌الله

هم‌سخن خدا و لقب موسی (ع) است

پسرانه عربی

کمال

کامل، از ریشه‌ی کمال [کمال‌الملک:نقاش]

پسرانه عربی

کمال علی

(احتمالی) ترکیبی از «کمال» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «کمال»: عربی

پسرانه عربی

کمال محمد

(احتمالی) ترکیبی از «کمال» و «محمد» (ستوده). معنی «کمال»: عربی

پسرانه عربی

کمال‌الملک

کمال کشور؛ لقب محمد غفاری، نقاش نامدار

پسرانه عربی

کمالان

(احتمالی) جمع «کمال»

پسرانه

کمانعلی

(احتمالی) از «کمان» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کمانگیر

کسی که در فن تیر - اندازی با کمان ماهر باشد

پسرانه فارسی

کمبوجیه

پدر کورش هخامنشی، هرودوت نسب وی را به پرسه قهرمان یونان باستان می‌رساند

پسرانه فارسی

کمکعلی

(احتمالی) از «کمک» و «علی». معنی «کمک»: مدد

پسرانه عربی

کمندعلی

(احتمالی) از «کمند» و «علی». معنی «کمند»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

کمیل

کوچک کامل، اسم تصغیر از ریشه‌ی کامل

پسرانه عربی

کنارنگ

مرزبان. یکی از مرزبان شاهنامه فرود پسر سیاوش است

پسرانه فارسی

کنجو

نام پسر ذاب (ت ری

پسرانه

کندال

(احتمالی) نامی انگلیسی؛ دره رود کنت

پسرانه انگلیسی

کندرو

زرین پاشنه

پسرانه فارسی

کنعان

منقبض، آماده‌ی انجام کار، جد اساطیریِ اعراب سوریه

پسرانه عبری، عربی

کو

نام یکی از تورانیان، از خاندان اس بن کراخان ka-ra-khân نام پسر بزرگ افراسیاب

پسرانه

کوارزم

نام پسر اردشیر،از کیانیان، به نوشته یوستی

پسرانه

کوپال

عمود، گُرز آهنین

پسرانه فارسی

کوت

دژ، قلعه، از ریشه‌ی هندی، کوتوال (صاحب قلعه) از همین ریشه است [از پهلوانان شاهنامه]

پسرانه فارسی

کوچک گل

(احتمالی) ترکیبی از «کوچک» و «گل» (گل). معنی «کوچک»: فارسی؛ کوچک. معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه فارسی

کوچکعلی

از «کوچک» و «علی». معنی «کوچک»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

کوردستان

نام سرزمینی ایرانی که شامل ترکیه و عراق می باشد

پسرانه کردی

کورس

(احتمالی) صورتی از «کوروش». معنی «کوروش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

کورش

بنیانگذار سلسله هخامنشی در ایران

پسرانه فارسی

کورنگ

١- نام پسر بیداسب ، پسر تور ، برادر گرشاسب ، ویدر زن جمشید ٢- نام پادشاه زابلستان (شاهنام

پسرانه

کورو

ژاپنی؛ پسر نهم

پسرانه ژاپنی

کوروس

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

کوروش

جنگاور، مبارز، از ریشه‌ی هند و ایرانی کو (نابود کردن، جنگیدن) [بنیانگذار دودمان هخامنشی]

پسرانه فارسی

کوروش رضا

(احتمالی) ترکیبی از «کوروش» (نام بنیان‌گذار هخامنشیان) و «رضا» (خشنودی). معنی «کوروش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

کوژین

(احتمالی) یعنی زندگیِ کوه

پسرانه کردی

کوش

سیاه [جد اتیوپییان]

پسرانه عبری

کوشا

کوشنده، سخت کوش

پسرانه فارسی

کوشان

نام دودمان کوشانیان

پسرانه

کوشیار

نام یکی ازسر داران تبری ( ١٨ ٧ سیستان٢

پسرانه فارسی

کونول

(احتمالی) دل (کونول)

پسرانه ترکی

کوهرنگ

نام کوه و شهرستانی در استان چهارمحال و بختیاری. زاینده‌رود از دامنه‌های این کوه سرچشمه می‌گیرد و تونل کوهرنگ بخشی از آب سرشاخه‌های کارون را به زاینده‌رود می‌رساند

پسرانه فارسی

کوهزاد

نام پهلوانی بوده

پسرانه فارسی

کوهعلی

(احتمالی) از «کوه» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کوهیار

از دلاوران ایرانی که در لشکرکشی کیخسرو به توران و نبرد بزرگ کیخسرو با افراسیاب شرکت داشت[.بنابر بعضی از نسخه های شاهنامه «کوشیار» به جای «کوهیار» آمده است]

پسرانه فارسی

کویار

همراه سفر در کوه

پسرانه کردی

کوین

آنگلوساکسون؛ کودک زیبارو

پسرانه فارسی

کهبد

زاهد، گوشه نشین، عابد

پسرانه

کهرم

اهورامزدایِ پهلوان، از ریشه‌ی پهلویی گَئو (پهلوان) و

پسرانه فارسی

کهزاد

کوهزاد

پسرانه فارسی

کهندل

نام مردی بوده

پسرانه

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)