رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۱۰۴

صفحه‌ی ۱۰۴ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

کارینا

چهارمین سرزمین از سرزمین‌های تابعه‌ی پارت که به واسطه‌ی ولات [جمِع والی] اداره می‌شده‌اند

پسرانه لاتین

کاسپین

«Caspian» نام اروپایی دریای خزر است که از نام قوم کاسپی

پسرانه انگلیسی

کاظم

شکیبا، فروخورنده‌ی خشم، اسم فاعل از ریشه‌ی کظم

پسرانه عربی

کاظمعلی

از «کاظم» و «علی». معنی «کاظم»: عربی

پسرانه عربی

کاظمیه

(احتمالی) منسوب به کاظم؛ نام شهر کاظمین

پسرانه عربی

کاکا ویس

(احتمالی) ترکیبی از «کاکا» (برادر) و «ویس». معنی «کاکا»: غلام. معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی

کاکاخاص

(احتمالی) از «کاکا» (برادر) و «خاص». معنی «کاکا»: غلام

پسرانه

کاکاخاصه

(احتمالی) از «کاکا» و «خاص». معنی «کاکا»: غلام

پسرانه

کاکاعلی

(احتمالی) از «کاکا» (برادر) و «علی». معنی «کاکا»: غلام. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کاکامراد

(احتمالی) از «کاکا» (برادر) و «مراد». معنی «کاکا»: غلام. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

کاکامیر

(احتمالی) از «کاکا» (برادر) و «میر». معنی «کاکا»: غلام. معنی «میر»: عربی

پسرانه عربی

کاکل علی

(احتمالی) ترکیبی از «کاکل» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «کاکل»: موی سر

پسرانه عربی

کاکله

(احتمالی) کاکل

پسرانه فارسی

کاکه رضا

(احتمالی) از «کاکه» (برادر) و «رضا»

پسرانه کردی

کاکه عزیز

(احتمالی) از «کاکه» (برادر) و «عزیز»

پسرانه کردی

کاکه مم

(احتمالی) از «کاکه» (برادر) و «مم» (محمد)

پسرانه کردی

کاکی

نام پدر ما کان ١٢٠,٣ شهر یاران گمنام

پسرانه فارسی

کاله

نورس

پسرانه کردی

کامبیز

صورت دیگری از کمبوجیه که در زبان فرانسه کامبیز شده و مجدداً وارد فارسی شده است.ص کمبوجیه

پسرانه فارسی

کامجو

کام‌جو، آرزومند

پسرانه فارسی

کامدین

١- نام هیر بدزاده که در سال ٩٢٨ یزدگردی نامه پارسیان هند را به ایران رسانید ( ٢٧١ فرزانگان ٢- نام موبد موبدان بهروج هندوستان که در سال ١٠٠٥ می‌زیسته

پسرانه فارسی

کامراد

(احتمالی) کامروا و راد

پسرانه فارسی

کامران

خوشبخت، سعادتمند، از ریشه‌ی پارسی کام (بخت، شادمانی) و ران (هدایت کردن)

پسرانه فارسی، کردی

کامروز

(احتمالی) روز کامیابی

پسرانه فارسی

کامشاد

از «کام» (آرزو) و «شاد»؛ یعنی کامروا و شاد، کسی که به آرزویش رسیده و شادمان است

پسرانه فارسی

کامشید

(احتمالی) کام روشن

پسرانه فارسی

کامکار

کامروا، کامران

پسرانه فارسی

کامگار

نیک‌بخت، قادر، موفق

پسرانه فارسی

کامل

کامل

پسرانه عربی

کامور

(احتمالی) کامور، کامیاب

پسرانه فارسی

کاموس

نام مبارزی کشانی که پادشاه سنجاب بود وی از بهادران توران و از امرای زیردست افراسیاب بود

پسرانه فارسی

کامیاب

آن که به خواست و آرزویش رسیده است، پیروز

پسرانه کردی

کامیاد

(احتمالی) یعنی یاد کامیابی

پسرانه فارسی

کامین

(احتمالی) کامیاب

پسرانه فارسی

کامینه

در نظریۀ روانکاوی، فرد یا شیء یا بخشی از بدن که می‌تواند وسیلۀ ارضای یک سائق باشد

پسرانه

کاوان

انقلاب بزرگ، سخره سنگی

پسرانه کردی

کاوس

صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی

پسرانه فارسی

کاوش

(احتمالی) جست‌وجو، پژوهش

پسرانه فارسی

کاووس

پادشاه ثروتمند

پسرانه فارسی

کاووش

صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی

پسرانه فارسی

کاوه

مانند گاو، از ریشه‌ی پهلوی کاوگ که گویا از بخشِ اول

پسرانه فارسی، کردی

کاویار

کوهنورد، نگهبان کوه

پسرانه کردی

کاویان

کاویانی، منسوب به کاوه (شخصیت اساطیری شاهنامه) +، ک کاوه

پسرانه فارسی

کایاهان

(احتمالی) یعنی فرمانروای صخره

پسرانه ترکی

کایر

(احتمالی) همیاری

پسرانه مازندرانی

کئومنت

نام پسر زَوْن zvan که در بند ١٢٥ فروردین یشت ستوده شده. این نام در پهلوی کمندg0-mandیا ویمند ffشده ( ساسانیان

پسرانه

کبک علی

(احتمالی) از «کبک» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کبگعلی

(احتمالی) از «کبک» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

کبوجیه

صورتی از «کمبوجیه». معنی «کمبوجیه»: فارسی کهن؛ نام پدر و پسر کوروش بزرگ

پسرانه فارسی

کبوده

(احتمالی) درخت بیدمشک

پسرانه فارسی

کبیر

بزرگ و پرعظمت، صفت از ریشه‌ی عربی کبر (بزرگی) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

کبیری

(احتمالی) منسوب به کبیر؛ بزرگ

پسرانه عربی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)