رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۱۰۳

صفحه‌ی ۱۰۳ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

قلی نظر

(احتمالی) ترکیبی از «قلی» (بنده

پسرانه ترکی، عربی

قلی نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «قلی» (بنده

پسرانه ترکی، فارسی

قلیچ

شمشیر

پسرانه ترکی

قلیچ تقان

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی

قلیچ دردی

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی

قلیچ محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی، عربی

قلیچ نفس

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی، عربی

قلیچ نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی، فارسی

قمار علی

(احتمالی) از «قمر» و «علی». معنی «قمر»: عربی

پسرانه عربی

قنبر

قنبر غلام و یار وفادار علی بن ابی‌طالب

پسرانه عربی

قنبرعلی

از «قنبر» و «علی». معنی «قنبر»: عربی

پسرانه عربی

قنداب

(احتمالی) آب قند

پسرانه فارسی

قندعلی

(احتمالی) از «قند» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قندی گل

(احتمالی) ترکیبی از «قندی» (قندی

پسرانه فارسی

قوام

استواری، استحکام

پسرانه عربی

قوام الملک

به معنای استواری و پشتوانه‌ی کشور. لقبی دیوانی بود که در دوره‌ی قاجار به بزرگان خاندان قوام شیرازی داده می‌شد

پسرانه عربی

قوچ محمد

(احتمالی) از «قوچ» (دلیر) و «محمد»

پسرانه ترکی

قوچعلی

(احتمالی) از «قوچ» (دلیر) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

قوس الدین

(احتمالی) ترکیبی از «قوس» و «الدین» (دین). معنی «قوس»: کمان

پسرانه

قوس محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قوس» و «محمد» (ستوده). معنی «قوس»: کمان. معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی

قوشلی

(احتمالی) پرنده‌دار

پسرانه ترکی

قول دردی

(احتمالی) ترکیبی از «قول» و «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه

قول محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قول» و «محمد» (ستوده). معنی «قول»: جمع اقوال

پسرانه عربی

قول مراد

(احتمالی) ترکیبی از «قول» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «قول»: جمع اقوال

پسرانه عربی

قوی محمد

(احتمالی) از «قوی» و «محمد»

پسرانه ترکی

قویاش

(احتمالی) خورشید (گونش)

پسرانه ترکی

قهار

چیره؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

قیاسعلی

(احتمالی) از «قیاس» و «علی». معنی «قیاس»: بررسی یا بیان وجوه اشتراک و افتراق دو چیز یا دو کس.

پسرانه عربی

قیام الدین

(احتمالی) ترکیبی از «قیام» و «الدین» (دین). معنی «قیام»: به پا خاستن، ایستادن

پسرانه

قیدار

«قیدار» در تورات نام پسر دوم اسماعیل است و آن را تیره و سیه‌چرده معنا کرده‌اند. قیداریان از قبیله‌های کهن عرب شمالی بودند و در روایات اسلامی نیای پیامبر از نسل او شمرده می‌شود

پسرانه عبری

قیدار علی

(احتمالی) ترکیبی از «قیدار» (سیه‌چرده) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قیدار»: عبری

پسرانه عبری، عربی

قیس

کسی که با خودنمایی راه می‌رود، برازنده

پسرانه عربی

قیس علی

(احتمالی) ترکیبی از «قیس» (نام قیس عامری (مجنون)) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قیس»: عربی

پسرانه عربی

قیصر

لقب امپراتوران روم باستان بویژه روم شرقی یا بیزانس

پسرانه لاتین

قیصر خان

(احتمالی) ترکیبی از «قیصر» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه لاتین

قیطون

از دیدگاه شاهنامه نام پادشاه مصر در زمان حمله اسکندر مقدونی

پسرانه فارسی

قیوم

پایدار، خودبنیاد، صفت از ریشه‌ی عربی قیم (بر پا داشتن) [از القاب خداوند]. ک

پسرانه عربی

قیوم بردی

(احتمالی) ترکیبی از «قیوم» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

قیه علی

(احتمالی) ترکیبی از «قیه» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قیه»: جیغی که از روی خوشحالی کشیده شود. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

کاپر

(احتمالی) یاور

پسرانه مازندرانی

کار محمد

(احتمالی) از «کار» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

کاران

برآمده از گوش، از ریشه‌ی سانسکریت کَرْنَه (گوش) [پسر سوریه که از گوشاش زاده شد]

پسرانه هندی

کارتال

(احتمالی) عقاب (کارتال)

پسرانه ترکی

کاردار

نام پسر مهر نرسی، از نخستین ارتشتاران سالار روزگار ساسانیان اهنشاهی

پسرانه فارسی

کاردان

کارین یا کارن ka-ren —غارن. نام سردودمان خانواده کارن

پسرانه

کاردو

(احتمالی) کارد

پسرانه کردی

کارن

شکل دیگری از «قارن». پارسی

پسرانه فارسی

کارنگ

زبان آور، چرب زبان

پسرانه فارسی

کارو

به زبان اکدی به معنی کوچ‌نشین کلنی

پسرانه

کاروس

گیاهی خو شبو

پسرانه کردی

کارون

نام رودی در جنوب غربی ایران

پسرانه یونانی

کاروند

نام نبیره کیغباد

پسرانه فارسی

کاریا

درخت گردو

پسرانه یونانی

کارین

دور و بعید

پسرانه فارسی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)