رفتن به محتوا
نوزاد

۲۵۱ اسم

معنی اسم پسر با حرف ک، صفحه‌ی ۵

صفحه‌ی ۵ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

کیم

کره‌ای

پسرانه

کینگی

از اصطلاحات باستانی و به معنی دژ یا نقطه مسکون توصیف شده‌است

پسرانه

کیوان

نام پدر موبد سروش، از شاگردان دستور آذر کیوان ١٥ فرزانگان

پسرانه فارسی

کیوانعلی

(احتمالی) از «کیوان» (زحل) و «علی». معنی «کیوان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

کیوذاست

نام کسی بوده کیوس Kl-yOs پاکی اوس key-oos = کاوس ١- نام پسر غباد برادر بزرگ انوشیروان. ٢- نام سیز دهمین نیای اسپهبد مرزبان، نویسنده مرزبان نامه =کیومرد یا کیومرت پ هلوی کیْه مر تْن ا وسمتا Paay شده : کیسه ، به معنی - جان و زندگی ، و صفت مر تن، به معنی- مردنی و درگذشتنی. روی هم رفته : زندة مردنی ١- از بند ١٠ یسنا ء٢ و بندهای ٨٧ و ١٣٥ فروردین یشت، برمی آید که او نخستین آدم است (ء٣ یشت‌ها ٢ ٢- در شاهنامه ، سرسلسله پیشدادیان و خستین شاه ایران زمین است. نخستین خدیوی که کشور گشود سر پادشاهان کیومرس بود در جای دیگر: پژوهنده نامه باستان که از پهلوانی زند داستان چنین گفت کائین تخت و کلاه کیومرس آورد، کو بود شاه تاریخ نویسان اسلامی مانند بلعمی و بیرونی اورا کیرشاه یا گلشاه نامیده اند

پسرانه

کیوس

(احتمالی) صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی

پسرانه فارسی

کیومرث

آن زندهای که خواهد مرد

پسرانه فارسی

کیومهر

(احتمالی) از «کیو» و «مهر». معنی «مهر»: فارسی کهن؛ ایزد مهر و پیمان، خورشید؛ ماه نخست پاییز؛ دوستی

پسرانه فارسی

کیهان

گیهان، جهان، عالم، گیتی، مجموعه‌ی همه اشیا و پدیده‌های موجود در هستی، آسمان

پسرانه فارسی

کیهان نوش

(احتمالی) از «کیهان» و «نوش». معنی «کیهان»: فارسی

پسرانه فارسی

کیهانرخ

(احتمالی) رخ کیهانی

پسرانه فارسی

اسم دختر با حرف ک (۱۰۳ اسم)