خانه اسم پسر حرف ش صفحهی ۲ با همین حرف، بر اساس ریشه
ترکیبی از «شاه» و «محمود». معنی «محمود»: عربی؛ ستوده؛ نام سلطان محمود غزنوی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «شاه» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «معصوم». معنی «معصوم»: عربی؛ پاک از گناه
پسرانه / عربی
نام پسر غباد ساسانی و شوهر ویس، دختر شاه غارن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «مولا». معنی «مولا»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) شاهنژاد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «ولی». معنی «ولی»: عربی؛ دوست و سرپرست؛ «ولیالله» لقب امام علی
پسرانه / عربی
نام پسر سرور ، پادشاه یمن (٢٠ داراب)
پسرانه
(احتمالی) شاه
پسرانه / فارسی
شهباز: گونهای باز بزرگِ شکاری به رنگهای زرد و سفید
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شاه» و «بخت»
پسرانه
پر بزرگ بال پرنده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاهپور» و «رضا» (خشنودی). معنی «شاهپور»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
آگاه، اسم فاعل از ریشهی عربی شهد (دیدن و مشاهده کردن) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شاهد» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «شاهد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» و «دل»؛ دارای دل شاهانه، بزرگمنش
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» و «دوست»؛ دوستدار شاه
پسرانه
مشهور، معروف
پسرانه / عربی
از «شاه» و «راد» (جوانمرد)؛ یعنی پادشاه جوانمرد و بخشنده
پسرانه / فارسی
از «شاه» و «رام» (آرام
پسرانه / فارسی
١- از نامهای زندة امروزی زردشتیان ٢- نام پسر امیر تیمور گورکانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «رنان»
پسرانه
نام یکی از شاهزادگان کرد
پسرانه / کردی
(شاه = جزء پیشین بعضی از کلمههای مرکب به معنی «اصلی» و «مهم» +رود = فرزند به ویژه پسر)(1-
پسرانه
نام پسر شاه بهرام پادشاه کشمیر ٨داراب
پسرانه / فارسی
شاهزاده، زادهی شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهمانند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاخسار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شاه» و «سام». معنی «سام»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهمانند
پسرانه / فارسی
سوار دلاور و چالاک
پسرانه / فارسی
«شاهسون»، دوستدار شاه؛ نام ایلی در آذربایجان
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «عباس» (شیر بیشه). معنی «عباس»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
از «شاه» و «فر»؛ دارای فرّ شاهی و شکوه
پسرانه / فارسی
صورتی از «شاپور». معنی «شاپور»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «شاه» و «قلی» (بنده)
پسرانه / ترکی
١- نام یکی از دانشمندان سمر قندی که در سده دهم میزیسته فرهنگ سخنوران ٢- نام یکی از لشکریان مأمون ٣- شاهک ساروی معروف به کشاجم، دانشمند و منجم نامی سده دوم و سوم هجری در دستگاه مأمون خلیفه عباسی نام کسی بوده است ٣٢ ویس و رامین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شاه» و «کام» (آرزو)؛ یعنی کام شاهانه، کامیاب و بزرگ. نام پسرانهی کمکاربرد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «لار» (نام شهری در جنوب ایران). معنی «لار»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «مانی» (نام بنیانگذار آیین مانوی). معنی «مانی»: فارسی
پسرانه / فارسی
«شاه مردان»؛ لقب علی بن ابیطالب در ادب فارسی. از نامهای رایج پسرانه در گذشته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» و «میر». معنی «میر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) «نام شاه»؛ بزرگنام و بلندآوازه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دلِ شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «نور» (روشنی). معنی «نور»: عربی
پسرانه / عربی
از نامهای رواج تا سده گذشته میان زردشتیان ایران د درگذشتگان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام کوه بلند شاهو در کرمانشاه و کردستان؛ نیز به معنای شاهانه
پسرانه / کردی
(احتمالی) شاهانه، منسوب به شاه
پسرانه / فارسی
١- نام پدر زادوی ٢- نام پسر بزرگ هفتواد
پسرانه / فارسی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶
بعدی
اسم دختر با حرف ش (۲۷۰ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.