رفتن به محتوا
نوزاد

۱۸۴ اسم

معنی اسم پسر با حرف ج، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

جنگعلی

(احتمالی) از «جنگ» و «علی»

پسرانه عربی

جنید

سپاهی کوچک؛ نام جنید بغدادی، عارف نامدار

پسرانه عربی

جواد

بخشنده، صفت از ریشه‌ی جود (بخشش)

پسرانه عربی

جواد حسن

(احتمالی) ترکیبی از «جواد» و «حسن» (نیکو). معنی «جواد»: عربی

پسرانه عربی

جواد محمد

(احتمالی) ترکیبی از «جواد» و «محمد» (ستوده). معنی «جواد»: عربی

پسرانه عربی

جوادرضا

(احتمالی) از «جواد» (بخشنده) و «رضا». معنی «جواد»: عربی

پسرانه عربی

جوادعلی

(احتمالی) از «جواد» (بخشنده) و «علی». معنی «جواد»: عربی

پسرانه عربی

جوادی

(احتمالی) منسوب به جواد؛ بخشنده

پسرانه عربی

جوان یار

(احتمالی) ترکیبی از «جوان» و «یار» (یار و دوست). معنی «جوان»: فارسی

پسرانه فارسی

جوانبخت

(احتمالی) بختِ جوان، خوشبخت

پسرانه فارسی

جوانبخش

(احتمالی) جوانی‌بخش

پسرانه فارسی

جوانرو

(احتمالی) صورت کردی نام شهر «جوانرود» در استان کرمانشاه، در منطقه‌ای کوهستانی نزدیک هورامان

پسرانه فارسی

جوانشیر

نام سی و یکمین پادشاه ساسانی پسر خسرو پرویز که زمان کوتاهی در سال ٢٩ء پادشاهی کرد

پسرانه فارسی

جوانمرد

دارای خصلتهای نیک و پسندیده مانند بخشندگی، گذشت، دلیری و کمک به دیگران

پسرانه

جوانمیر

(احتمالی) امیر جوان

پسرانه فارسی

جوانوی

نام دبیر بهرام کور و نام دبیر یزدگرد داول به نوشته تبری (شاهنشاهی

پسرانه فارسی

جوتیار

«جووتیار» در کردی به معنای کشاورز و برزگر است، از «جووت» به معنای جفت گاو شخم‌زن و گاوآهن

پسرانه کردی

جورج

از «گئورگیوس» به معنی کشاورز

پسرانه انگلیسی

جوزعلی

(احتمالی) از «جوز» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

جوکار

(احتمالی) کشاورز جو

پسرانه فارسی

جولای

(احتمالی) ماه ژوئیه

پسرانه انگلیسی

جولداش

(احتمالی) همراه، همسفر (یولداش)

پسرانه ترکی

جوهر علی

(احتمالی) ترکیبی از «جوهر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جوهر»: عربی

پسرانه عربی

جویا

نام پهلوانی بوده از مردم مازندران (.ء نام‌های عباسی)

پسرانه فارسی

جویان

جستجو کننده

پسرانه فارسی

جهاد

کوشش در راه خدا، تلاش

پسرانه عربی

جهاد الله

(احتمالی) ترکیبی از «جهاد» و «الله» (خدا). معنی «جهاد»: عربی

پسرانه عربی

جهاد علی

(احتمالی) ترکیبی از «جهاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جهاد»: عربی

پسرانه عربی

جهان بس

(احتمالی) نام‌گذاری برای بس بودن دختر؛ «جهان بس است»

پسرانه

جهان پور

(احتمالی) نام خانوادگی؛ پسرِ جهان

پسرانه

جهان جو

(احتمالی) جهان‌جو

پسرانه فارسی

جهان سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «جهان» و «سلطان» (پادشاه). معنی «جهان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

جهان طلا

(احتمالی) طلای جهان

پسرانه فارسی

جهان فر

ترکیبی از «جهان» و «فر». معنی «جهان»: فارسی؛ جهان و گیتی

پسرانه فارسی

جهان نیک

(احتمالی) نیک جهان

پسرانه فارسی

جهان‌آرا

(احتمالی) آراینده جهان

پسرانه فارسی

جهانبخت

(احتمالی) بختِ جهان

پسرانه فارسی

جهانبخش

(احتمالی) بخشنده جهان؛ نیز نام پسر رستم در داستان‌های پهلوانی

پسرانه فارسی

جهاندار

١-نام پسر اکبر شاه هندی ٥ فرزانگان ٢-جها ندار شاه فرزند عالم بهادر شاه پادشاه دهلی (فرهنگ سخنوران

پسرانه فارسی

جهانزیر

از نام‌های زندة امروزی جادر نشینان فارس

پسرانه فارسی

جهانسوز

سوزاننده‌ی جهان

پسرانه فارسی

جهانشاه

از نام‌های زندة امروزی

پسرانه فارسی

جهانشیر

اسم به معنی" شیر" جهان میباشد

پسرانه فارسی

جهانعلی

(احتمالی) از «جهان» و «علی». معنی «جهان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

جهانگرد

آن که به کشورها و نواحی مختلف جهان سفر می کند، سیاح، گردش گر

پسرانه فارسی

جهانگشای

گشاینده‌ی جهان، جهانگیر؛ «تاریخ جهانگشای» نوشته‌ی عطاملک جوینی

پسرانه فارسی

جهانگیر

١- نام پسر رستم ذال پهلوان نامی ایران ٢- از نام‌های زندة زردشتیان هند و ایران

پسرانه فارسی

جهانمیر

(احتمالی) امیر جهان

پسرانه فارسی

جهن

کشنده و کوبنده، از ریشه‌ی اوستایی ژَنْجنیشْتَه (کوبنده و ویرانگر) [از پهلوانان شاهنامه]

پسرانه فارسی

جی کئو

نام پسر پرشت کنو از خاندان هووی چین جیخری نام پدر مرتید در سنگ نبشته بیستون

پسرانه

جی مایکل

(احتمالی) از «جی» و «مایکل»

پسرانه عبری

جی‌تر آفرین

نام پر ویدرن کد در اوستا Hhaha t taیونانی‌ها ل tissalerne نوش chith-ra-va-hesht چیتراوهشت نام پسر خشایارشاه کد در زبان اوستائی hah به معنی بهشتی نرf یونانی‌ها آن را tithrausteg نوشته‌اند

پسرانه

جی‌تر تخم

. نام مردی است ساکارتی که به نوشته بند ١٣ کتیبه بزرگ بیستون بر داریوش یاغی ند و خود را پادشاه ساکارت واز دودمان هوو خشتْر

پسرانه

اسم دختر با حرف ج (۸۲ اسم)