رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۹

صفحه‌ی ۹ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

ابوبکر

پدر بکر (شتر جوان)؛ نام نخستین خلیفه پس از پیامبر

پسرانه عربی

ابوبکرصدیق

ترکیبی از «ابوبکر» و «صدیق». معنی «ابوبکر»: عربی

پسرانه عربی

ابوتراب

پدر خاک، از ریشه‌ی تراب (خاک)

پسرانه عربی

ابوجهاد

(احتمالی) پدرِ جهاد

پسرانه عربی

ابوحمزه

کنیه‌ای به معنی پدر حمزه

پسرانه عربی

ابوحنیفه

(احتمالی) کنیه نعمان بن ثابت، پیشوای مذهب حنفی؛ پدرِ حنیفه (پاکدین)

پسرانه عربی

ابوخالد

(احتمالی) پدرِ خالد

پسرانه عربی

ابوذر

پدر مورچگان، از ریشه‌ی أب (پدر) و ذَر (مورچه) [از صحابه]

پسرانه عربی

ابوریحان

نام یا لقب یکی از دانشمندان مشهور ایرانی از سده ۳۶۲ تا ۴۴۲ هجری قمری

پسرانه عربی

ابوسعید

کنیه به معنی پدرِ سعید

پسرانه عربی

ابوصالح

(احتمالی) پدرِ صالح (نیکوکار)

پسرانه عربی

ابوطالب

پدر طالب؛ نام پدر امام علی و عموی پیامبر

پسرانه عربی

ابوطیب

(احتمالی) پدرِ طیب (پاکیزه)

پسرانه عربی

ابوعزیز

(احتمالی) پدرِ عزیز

پسرانه عربی

ابوعلی

بوعلی یا ابوعلی، نام یا لقب پزشک نامدار ایرانی ابن‌سینا است

پسرانه

ابوعمار

کنیه‌ای به معنی پدر عمار؛ یاسر عرفات، رهبر فلسطینی، با این کنیه شناخته می‌شد

پسرانه عربی

ابولفضل

لقب و کنیه حضرت عباس

پسرانه عربی

ابومسلم

«پدر مسلم»؛ ابومسلم خراسانی، سردار ایرانی که قیام او خلافت امویان را برانداخت

پسرانه عربی

ابی‌الحسن

(احتمالی) «ابی» شکل دیگری از «ابو»

پسرانه عربی

ابی‌الفضل

(احتمالی) شکل دیگری از «ابوالفضل». معنی «ابوالفضل»: عربی؛ پدر فضیلت؛ لقب حضرت عباس، علمدار کربلا

پسرانه عربی

ابیش

(احتمالی) بخشنده

پسرانه فارسی

اپرنگ

(احتمالی) پررنگ

پسرانه فارسی

اپروند

دارنده بلندی و شکوه یا فرهمند

پسرانه فارسی

اپرویز

(احتمالی) پیروز (پرویز)

پسرانه فارسی

اپرویژ

«پیروز»؛ صورت کهن «پرویز» که لقب خسرو دوم ساسانی بود

پسرانه فارسی

اپیوه

(احتمالی) زیبا

پسرانه فارسی

اتا

(احتمالی) از «آتا» (ترکی) به معنای پدر

پسرانه ترکی، عربی

اتا محمد

(احتمالی) ترکیبی از «اتا» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

اتا نفس

(احتمالی) از «آتا» (پدر) و «نفس»

پسرانه ترکی

اتابخت

نام پسر پادشاه مشان ٥١ ساسانی) در اوستا و درس آن هوتن hoo-tan است که یونانی‌ها آن را otanes نوشته اند. نام داماد داریوش بزرگ و همچنین نام یکی از سرداران او (٥٢٠ پیرنیا

پسرانه

اتابک

پدر بزرگ، از ریشه‌ی ترکی آتا (پدر) و بیک (ارباب، سرور) [از خاندان‌های حاکم بر فارس]

پسرانه ترکی

اتام اقلان

(احتمالی) «آتام اوغلان» یعنی پسر پدرم

پسرانه ترکی

اتام اوقلان

(احتمالی) «آتام اوغلان» یعنی پسر پدرم

پسرانه ترکی

اتبک

صورتی از «اتابک»

پسرانه ترکی

اتجان

(احتمالی) از «آتا» (پدر) و «جان»

پسرانه ترکی، عبری

اترس

(احتمالی) آتش

پسرانه فارسی

اترک

اترک نام رودی در شمال‌شرق ایران که مرز ایران و ترکمنستان است

پسرانه فارسی

اترین

(احتمالی) آتشین

پسرانه فارسی

اتوز قلی

(احتمالی) از «اتوز» (سی) و «قلی»

پسرانه ترکی

اته یار

(احتمالی) از «آته» (پدر) و «یار»

پسرانه ترکی

اثمر

صفت برتر از ریشه‌ی «ثمر» به معنی میوه و بار؛ یعنی پربارتر و پرثمرتر، و به مجاز سودمندتر

پسرانه عربی

اثیر

درخشنده (صفت شمشیر)، اسم فاعل از ریشه‌ی اثر [ابن اثیر، مورخ عرب]

پسرانه عربی

اثیرالدین

برگزیده‌ی دین. اثیرالدین اخسیکتی شاعر قرن ششم هجری است

پسرانه عربی

اجلال

بزرگ داشتن، تجلیل؛ 2- شوکت و جلال، بلندی مقام؛ 3- کبریا و عظمت پروردگار

پسرانه عربی

اجمل

بهتر

پسرانه عربی

اچل

(احتمالی) یعنی گشاده

پسرانه ترکی

احباب

دوستان، یاران. دوست داشتن. جمع حبیب

پسرانه

احتشام

مصدر باب افتعال از ریشه‌ی «ح ش م»

پسرانه عربی

احد

یگانه و یکتا؛ از نام‌های خداوند

پسرانه عربی

احدالله

«خدای یگانه»؛ از «احد» و «الله»

پسرانه عربی

احدرضا

ترکیبی از «احد» و «رضا». معنی «احد»: عربی

پسرانه عربی

احدیه

(احتمالی) از «احد» به معنای یگانه. معنی «احد»: عربی؛ یگانه و یکتا؛ از نام‌های خداوند

پسرانه عربی

احرار

آنانکه از وابستگی‌ها و تعلقات، بویژه وابستگی‌های مادّی، آزادند. آزادگان. جمع حُرّ

پسرانه

احسان

زیبا، نیکو، از ریشه‌ی عربی حسن

پسرانه عربی

احسان الدین

(احتمالی) ترکیبی از «احسان» و «الدین» (دین). معنی «احسان»: عربی؛ نیکی و نیکوکاری

پسرانه عربی

احسان الله

به معنای نیکی و بخشش خداوند. «احسان» از ریشه‌ی «حسن» است و در قرآن بارها در معنای نیکوکاری آمده است

پسرانه عربی

احسان اله

ترکیبی از «احسان» و «الله». معنی «احسان»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)