رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۸۹

صفحه‌ی ۸۹ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

عتیق الرحمن

(احتمالی) ترکیبی از «عتیق» و «الرحمن» (بخشنده

پسرانه عربی

عثمان

جوجه هوبره، بچه مار

پسرانه عربی

عدنان

نام یکی از اجداد پیامبر اسلام(ص) است که به فصاحت شهرت داشته

پسرانه عربی

عدی

جاهای بلند، جاهای مرتفع

پسرانه عربی

عراز

(احتمالی) یعنی بخت و کامیابی

پسرانه ترکمنی

عراز طاغن

(احتمالی) از «عراز» و «طاغان»

پسرانه ترکمنی

عراز علی

(احتمالی) ترکیبی از «عراز» (احتمالا یعنی بخت و کامیابی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عراز»: ترکمنی

پسرانه ترکمنی، عربی

عراز مراد

(احتمالی) ترکیبی از «عراز» (احتمالا یعنی بخت و کامیابی) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «عراز»: ترکمنی؛ احتمالا یعنی بخت و کامیابی. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه ترکمنی، عربی

عرازدوردی

(احتمالی) از «عراز» و «دوردی»

پسرانه ترکمنی

عرازقربان

(احتمالی) از «عراز» و «قربان»

پسرانه ترکمنی

عرازقلی

(احتمالی) از «عراز» و «قلی»

پسرانه ترکمنی

عرازگل

ترکیبی از «عراز» و «گل». معنی «عراز»: ترکمنی

پسرانه ترکمنی

عرازمحمد

(احتمالی) از «عراز» و «محمد»

پسرانه ترکمنی

عرب

(احتمالی) عرب

پسرانه عربی

عرب شاه

(احتمالی) ترکیبی از «عرب» و «شاه»

پسرانه عربی

عرب شیر

(احتمالی) ترکیبی از «عرب» (عرب) و «شیر» (شیر). معنی «عرب»: عربی

پسرانه عربی

عرب محمد

(احتمالی) ترکیبی از «عرب» (عرب) و «محمد» (ستوده). معنی «عرب»: عربی

پسرانه عربی

عربعلی

(احتمالی) از «عرب» و «علی». معنی «عرب»: عربی

پسرانه عربی

عرشعلی

(احتمالی) از «عرش» و «علی». معنی «عرش»: تخت

پسرانه عربی

عرشیا

منسوب به عرش؛ آسمانی و بلندپایه

پسرانه عربی، فارسی

عرشیه

(احتمالی) منسوب به عرش؛ آسمانی

پسرانه عربی

عرفات

(= عرفه) دشتی در حدود 21کیلومتری شرق مکه

پسرانه عربی

عرفان

خوب شناخته شده، مشهور، از ریشه‌ی عرف

پسرانه عربی

عرفان الدین

(احتمالی) ترکیبی از «عرفان» و «الدین» (دین). معنی «عرفان»: عربی

پسرانه عربی

عرفانعلی

(احتمالی) از «عرفان» و «علی». معنی «عرفان»: عربی

پسرانه عربی

عروجعلی

(احتمالی) از «عروج» و «علی». معنی «عروج»: عربی

پسرانه عربی

عروجقلی

ترکیبی از «عروج» و «قلی». معنی «عروج»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

عریز الله

(احتمالی) ترکیبی از «عریز» و «الله» (خدا). معنی «عریز»: موقع شوهر کردن دختری که دمه‌بخت باشد. معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز

پسرانه

عزت الدین

(احتمالی) ترکیبی از «عزت» و «الدین» (دین). معنی «عزت»: عربی؛ ارجمندی

پسرانه عربی

عزتالله

از «عزت» به معنی ارجمندی و سربلندی و «الله»

پسرانه عربی

عزتعلی

(احتمالی) از «عزت» و «علی». معنی «عزت»: عربی

پسرانه عربی

عزته

(احتمالی) از «عزت». معنی «عزت»: عربی؛ ارجمندی

پسرانه عربی

عزتی

(احتمالی) منسوب به عزت

پسرانه عربی

عزتیه

(احتمالی) منسوب به عزت

پسرانه عربی

عزرا

«یاری»؛ عزرا کاهن و کاتب بنی‌اسرائیل

پسرانه عبری

عزعز

(احتمالی) تکرار «عزیز»؛ عزیزِ عزیز

پسرانه

عزیر

عزیر، از پیامبران بنی‌اسرائیل که در قرآن یاد شده

پسرانه عبری

عزیز

زمینِ سخت و محکم، شکست ناپذیر

پسرانه عربی

عزیز عباس

(احتمالی) ترکیبی از «عزیز» (گرامی) و «عباس» (شیر بیشه). معنی «عزیز»: عربی

پسرانه عربی

عزیز نظر

(احتمالی) ترکیبی از «عزیز» (گرامی) و «نظر» (نگاه). معنی «عزیز»: عربی

پسرانه عربی

عزیزالله

ترکیبی از «عزیز» و «الله». معنی «عزیز»: عربی

پسرانه عربی

عزیزبک

(احتمالی) از «عزیز» و «بک» (بیگ). معنی «عزیز»: عربی؛ ارجمند؛ از نام‌های خدا؛ لقب یوسف (عزیز مصر)

پسرانه عربی

عزیزبگ

ترکیبی از «عزیز» و «بگ». معنی «عزیز»: عربی؛ ارجمند؛ از نام‌های خدا؛ لقب یوسف (عزیز مصر)

پسرانه عربی

عزیزخان

(احتمالی) ترکیبی از «عزیز» (گرامی) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

عزیزعلی

(احتمالی) ترکیبی از «عزیز» (گرامی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عزیز»: عربی

پسرانه عربی

عزیزقلی

(احتمالی) ترکیبی از «عزیز» و «قلی». معنی «عزیز»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

عزیزکرم

(احتمالی) از «عزیز» و «کرم». معنی «عزیز»: عربی

پسرانه عربی

عزیزمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «عزیز» (گرامی) و «محمد» (ستوده). معنی «عزیز»: عربی

پسرانه عربی

عزیزمراد

ترکیبی از «عزیز» و «مراد». معنی «عزیز»: عربی

پسرانه عربی

عزیزی

(احتمالی) منسوب به عزیز

پسرانه عربی

عسکر

لشکر [لقب امام یازدهم]

پسرانه عربی

عسکر علی

(احتمالی) ترکیبی از «عسکر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عسکر»: عربی

پسرانه عربی

عسکر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «عسکر» و «محمد» (ستوده). معنی «عسکر»: عربی

پسرانه عربی

عسگر

شکل فارسی‌شده‌ی «عسکر» به معنای سپاه و لشکر. خود واژه‌ی عربی «عسکر» را برگرفته از فارسی «لشکر» می‌دانند

پسرانه عربی

عسگر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «عسگر» و «محمد» (ستوده). معنی «عسگر»: عربی

پسرانه عربی

عسگرعلی

(احتمالی) از «عسگر» (سپاه) و «علی». معنی «عسگر»: عربی

پسرانه عربی

عسگری

منسوب به «عسکر» به معنی لشکرگاه. امام هادی و امام حسن عسکری(ع) چون در محله‌ی نظامی سامرا زیر نظر بودند «عسکریین» خوانده شدند

پسرانه عربی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)