رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۴۹

صفحه‌ی ۴۹ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

حیان

از ریشه‌ی «ح‌ی‌ی» (زندگی)

پسرانه عربی

حیدر

شیر کوتاه قد [لقب حضرت علی]

پسرانه عربی

حیدر بگ

ترکیبی از «حیدر» و «بگ». معنی «حیدر»: عربی؛ شیر؛ لقب امام علی

پسرانه عربی

حیدر بیک

(احتمالی) ترکیبی از «حیدر» و «بیک» (بزرگ

پسرانه عربی

حیدر بیگی

(احتمالی) ترکیبی از «حیدر» و «بیگی» (بزرگ‌زاده). معنی «حیدر»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

حیدر پناه

ترکیبی از «حیدر» و «پناه». معنی «حیدر»: عربی

پسرانه عربی

حیدر حسین

(احتمالی) ترکیبی از «حیدر» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «حیدر»: عربی

پسرانه عربی

حیدر رضا

(احتمالی) ترکیبی از «حیدر» و «رضا» (خشنودی). معنی «حیدر»: عربی

پسرانه عربی

حیدر صدیق

ترکیبی از «حیدر» و «صدیق». معنی «حیدر»: عربی

پسرانه عربی

حیدر طاهر

ترکیبی از «حیدر» و «طاهر». معنی «حیدر»: عربی؛ شیر؛ لقب امام علی. معنی «طاهر»: عربی؛ پاک

پسرانه عربی

حیدراکبر

(احتمالی) از «حیدر» (شیر) و «اکبر» (بزرگ‌تر). معنی «حیدر»: عربی

پسرانه عربی

حیدرپور

(احتمالی) نام خانوادگی؛ پسرِ حیدر

پسرانه

حیدرعلی

از نام‌های مرکب، حیدر و علی. خ

پسرانه عربی

حیدرقلی

(احتمالی) از «حیدر» (شیر) و «قلی» (بنده). معنی «حیدر»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

حیدری

(احتمالی) منسوب به «حیدر»؛ شیرمانند

پسرانه

حیمد رضا

(احتمالی) ترکیبی از «حیمد» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی

خاتم

پایان‌دهنده؛ «خاتم‌الانبیا» لقب پیامبر اسلام؛ نیز انگشتری

پسرانه عربی

خادم

خدمت کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی خدمت

پسرانه عربی

خادم حسن

(احتمالی) ترکیبی از «خادم» و «حسن» (نیکو). معنی «خادم»: عربی

پسرانه عربی

خادم حسین

(احتمالی) ترکیبی از «خادم» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «خادم»: عربی

پسرانه عربی

خادم حسینی

(احتمالی) از «خادم» و «حسینی». معنی «خادم»: عربی

پسرانه عربی

خادم علی

(احتمالی) ترکیبی از «خادم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «خادم»: عربی

پسرانه عربی

خادما

(احتمالی) از «خادم»؛ خدمتگزار. معنی «خادم»: عربی؛ خدمت کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی خدمت

پسرانه عربی

خاص مراد

(احتمالی) از «خاص» و «مراد»

پسرانه عربی

خاصعلی

(احتمالی) از «خاص» (ویژه) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

خاقان

خاقان را با خط فارسی باید خواه- قان نوشت و مفهوم کلی خونخواه است. در شاهنامه او خون‌خواه کاموس در جنگ هماون است

پسرانه

خال محمد

(احتمالی) از «خال» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

خال مومن

(احتمالی) از «خال» و «مؤمن». معنی «مؤمن»: عربی؛ باایمان؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

خال یار

(احتمالی) از «خال» و «یار». معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

خالد

جاویدان، پایدار، اسم فاعل از ریشه‌ی خلد (جاودانگی) [خالد بن ولید:سردار مسلمان]

پسرانه عربی

خالدار

(احتمالی) دارای خال

پسرانه فارسی

خالدمحمد

(احتمالی) از «خالد» (جاودان) و «محمد». معنی «خالد»: عربی

پسرانه عربی

خالق

آفریننده؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

خالقداد

(احتمالی) داده خدای آفریننده

پسرانه فارسی، عربی

خالقویردی

از «خالق» به معنی آفریدگار و «وئردی» به معنی داد

پسرانه ترکی

خان

ارباب ،شاه؛ [حاکم کرمان از دودمان قراختاییان]

پسرانه ترکی

خان احمد

(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

خان اغلان

(احتمالی) «خان اوغلان» یعنی پسرِ خان

پسرانه ترکی

خان اقلان

(احتمالی) «خان اوغلان» یعنی پسرِ خان

پسرانه ترکی

خان اوغلان

(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه ترکی

خان اوقلان

(احتمالی) «خان اوغلان» یعنی پسرِ خان

پسرانه ترکی

خان بابا

(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

خان داداش

(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه ترکی

خان دردی

(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه ترکی

خان عمو

(احتمالی) عموی بزرگ

پسرانه ترکی، عربی

خان کیشی

(احتمالی) مرد بزرگ (خان کیشی)

پسرانه ترکی

خان میرزا

(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

خان نظر

(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

خانباز

(احتمالی) از «خان» و «باز» (شاهین). معنی «خان»: ترکی

پسرانه ترکی

خانحسین

(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

خانزاد

(احتمالی) خان‌زاده، فرزند بزرگان

پسرانه فارسی

خانزاده

(احتمالی) خان‌زاده، فرزند بزرگان

پسرانه فارسی

خانعلی

(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

خانقلی

(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه ترکی

خانگلدی

(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه ترکی

خانلار

(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

خانلر

(احتمالی) خان‌ها، بزرگان

پسرانه ترکی

خانلو

(احتمالی) منسوب به خان

پسرانه ترکی

خانلی

(احتمالی) منسوب به خان

پسرانه ترکی

خانی

منسوب به «خان» به معنی فرمانروا و بزرگ

پسرانه ترکی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)