رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۳۷

صفحه‌ی ۳۷ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

پوروشتی

نام پسر گوی(کی) در بند١١٣ فروردین یشت

پسرانه

پوروشسب

دارنده اسب خاکستری؛ نام پدر زرتشت

پسرانه فارسی

پوریا

نام پهلوان دلیر ایرانی مشهور به پهلوان محمود خوارزمی و ملقب به «پوریای ولی» و نیز متخلص به قتالی، پهلوان، عارف و شاعر قرن 7و 8هجری، مثنوی عرفانی َکنزُ الَحقایق را سروده است

پسرانه فارسی

پوریامهر

(احتمالی) از «پوریا» (پهلوان) و «مهر». معنی «پوریا»: فارسی

پسرانه فارسی

پوریامین

(احتمالی) از «پوریا» (پهلوان) و «امین». معنی «پوریا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

پولاد

نام یکی از پهلوانان ایرانی در زمان کیقباد

پسرانه فارسی

پولاد علی

(احتمالی) ترکیبی از «پولاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «پولاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

پولادوند

از «پولاد» به معنی فولاد و پسوند دارندگی «وند»

پسرانه فارسی

پویا

جوینده

پسرانه کردی

پویراز

«پویراز» (poyraz) نام باد سرد شمال‌شرقی است و از نام یونانی «بورئاس» (Boreas)

پسرانه ترکی

پویین

پوینده

پسرانه فارسی

پهلبد

آهنگساز دوران خسرو پرویز ساسانی

پسرانه فارسی

پهلوان

نام هشتمین نیای اسپهبد بختیار پسر شاه

پسرانه

پیا

مرد کامل

پسرانه

پیام

پیام، خبر

پسرانه فارسی

پیام الدین

(احتمالی) ترکیبی از «پیام» و «الدین» (دین). معنی «پیام»: فارسی؛ پیام، خبر

پسرانه فارسی

پیام الله

(احتمالی) ترکیبی از «پیام» و «الله» (خدا). معنی «پیام»: فارسی

پسرانه فارسی

پیام علی

(احتمالی) ترکیبی از «پیام» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «پیام»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

پیر حسین

(احتمالی) از «پیر» و «حسین». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

پیر قلی

(احتمالی) از «پیر» و «قلی». معنی «قلی»: ترکی؛ بنده؛ جزء پسین بسیاری از نام‌ها (امامقلی، اللهقلی)

پسرانه ترکی

پیر مراد

ترکیبی از «پیر» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

پیران

رهبر، پیشرو، از ریشه‌ی پارسی پیر (سالخورده، محترم) [پهلوان تورانی و وزیر افراسیاب]

پسرانه فارسی

پیربخش

(احتمالی) بخشیده پیر

پسرانه فارسی

پیرجلال

ترکیبی از «پیر» و «جلال». معنی «جلال»: عربی؛ شکوه و بزرگی

پسرانه عربی

پیرداد

(احتمالی) داده پیر

پسرانه فارسی

پیرزاد

(احتمالی) از «پیر» و «زاد»؛ زاده پیر. معنی «زاد»: فارسی کهن؛ در شاهنامه نام پسر ماهیار

پسرانه فارسی

پیرعلی

(احتمالی) از «پیر» (بزرگ) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

پیرعلی داد

(احتمالی) از «پیرعلی» و «داد». معنی «داد»: قانون، عدالت، انصاف

پسرانه

پیرک

(احتمالی) از «پیر»؛ پیر کوچک

پسرانه

پیرمحمد

ترکیبی از «پیر» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

پیرمهر

(احتمالی) از «پیر» و «مهر». معنی «مهر»: فارسی کهن؛ ایزد مهر و پیمان، خورشید؛ ماه نخست پاییز؛ دوستی

پسرانه فارسی

پیرناز

(احتمالی) از «پیر» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

پسرانه فارسی

پیروز

یکی از شخصیت‌های شاهنامه

پسرانه فارسی

پیروزان

نام برادر شاپور اول

پسرانه فارسی

پیشداد

نخستین قانونگذار

پسرانه فارسی

پیشرو

جلو دار

پسرانه کردی

پیشوا

رهبر (به کردی: پیشه وا)

پسرانه کردی

پیغمبر

(احتمالی) پیام‌آور خدا

پسرانه فارسی

پیغمبرقلی

(احتمالی) از «پیغمبر» و «قلی» (بنده). معنی «پیغمبر»: فارسی

پسرانه فارسی، ترکی

پیکر

یا: بسْکَّل pey-kal. از نام‌های بانوان که تا سده بیش

پسرانه

پیلتن

عظیم الجثه، زورمند. تلویحاً رستم زال

پسرانه فارسی

پیلسم

~ بردار پیران‌ویسه رئیس قبایل ترکان‌چین است او در توطئه قتل سیاوش حضور داشت و مخالف قتل شاهزاده سیاوش بود

پسرانه فارسی

پیما

(احتمالی) از «پیما»؛ پیماینده

پسرانه

پیمان

قراری که دو یا چند تن میگذارند تا کاری انجام دهند یا تعهدی نسبت به هم یا به کسی داشته باشند؛ قرار، عهد

پسرانه فارسی

پیمانعلی

(احتمالی) از «پیمان» (عهد) و «علی». معنی «پیمان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

تابال

نام فرماندار ایرانی سارد در زمان کوروش

پسرانه فارسی

تابدوق

(احتمالی) یافته شده (تاپدیق)

پسرانه ترکی

تات گلدی

(احتمالی) یعنی «طعم آمد»

پسرانه ترکمنی

تاج بردی

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «بردی» (داد

پسرانه فارسی، ترکی

تاج گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «گلدی» (آمد

پسرانه فارسی

تاج محمد

ترکیبی از «تاج» و «محمد». معنی «تاج»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

تاج مراد

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «تاج»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

تاجدردی

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه فارسی

تاجقلی

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)