رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۱۶

صفحه‌ی ۱۶ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

البتگین

آلپتگین، غلام سامانیان و بنیان‌گذار حکومت غزنه؛ «آلپ» یعنی دلیر و «تگین» یعنی شاهزاده

پسرانه ترکی

البرز

هرای بزرگ

پسرانه پهلوی، فارسی

الپر

زرنگ، زیرک

پسرانه

التفات

توجه، نگرش؛ مهربانی، لطف

پسرانه عربی

التفاتعلی

(احتمالی) از «التفات» (توجه و مهربانی) و «علی». معنی «التفات»: (عربی) توجه

پسرانه عربی

التنا

(احتمالی) از «آلتین» (طلا)؛ طلایی

پسرانه ترکی

التنای

(احتمالی) از «آلتین» (طلا) و «آی» (ماه)؛ ماه طلایی

پسرانه ترکی

التون

(احتمالی) طلا (آلتون)

پسرانه ترکی

التی

(احتمالی) ترکی از «آلتی» (شش) یا «آلتین» (طلا)

پسرانه

التیام

به هم پیوستگی

پسرانه عربی

التینای

(احتمالی) از «آلتین» (طلا) و «آی» (ماه)؛ ماه طلایی

پسرانه ترکی

الچین

فرستاده، سفیر و پیام‌آور

پسرانه ترکی

الدنیز

«دریای ایل»؛ ایلدنیز بنیان‌گذار اتابکان آذربایجان بود

پسرانه ترکی

الدوزه

(احتمالی) شکل دیگری از «اولدوز»

پسرانه ترکی

الرحمان

«الرحمن» به معنای بخشاینده

پسرانه عربی

الرحمن

از ریشه‌ی «رحمت»

پسرانه عربی

الشامنش

نام پسر داریوش یکم و سردار نامی لشکر خشایارشاه . یونانی‌ها انرا arsamenes نوشته اند

پسرانه

الشن

شادی ایل، حاکم، رهبر، حکمران یک منطقه

پسرانه ترکی

الصفات علی

(احتمالی) از «صفات» و «علی». معنی «صفات»: صفت‌ها

پسرانه عربی

الطفات علی

(احتمالی) ترکیبی از «الطفات» (لطف‌ها

پسرانه عربی

العباس

(احتمالی) شیر بیشه، لقب حضرت عباس

پسرانه عربی

العظیم

به معنای بزرگ و بلندمرتبه

پسرانه عربی

الف اله

(احتمالی) ترکیبی از «الف» و «اله» (خدا). معنی «الف»: هِزار، هزاره

پسرانه

الف خان

(احتمالی) ترکیبی از «الف» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه ترکی

الفرد

از انگلیسی کهن «اِلف‌رد» (Ælfræd)

پسرانه انگلیسی

الکوس

(احتمالی) ریشه آن روشن نیست

پسرانه یونانی

الله بخشی

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «بخشی» (نیز نوازنده دوره‌گرد در خراسان). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز. معنی «بخشی»: ترکی؛ واژه‌ای که در دوره‌ی مغول به معنای دبیر و نیز راهب بودایی به کار می‌رفت. امروز در خراسان شمالی به نوازندگان دوتار و راویان داستان‌های حماسی «بخشی» می‌گویند و موسیقی آنان در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شده است

پسرانه فارسی

الله بردی

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «بردی» (داد

پسرانه ترکی

الله پناه

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «پناه». معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه

الله حسین

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه عربی

الله داد

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «داد». معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه

الله رضا

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «رضا» (خشنودی). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه عربی

الله شکور

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «شکور». معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه عربی

الله کرم

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «کرم». معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه عربی

الله محمد

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «محمد» (ستوده). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه عربی

الله مراد

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه عربی

الله مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه عربی

الله نور

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «نور» (روشنی). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه عربی

الله ورد

(احتمالی) ترکیبی از «الله» (خدا) و «ورد». معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه عربی

الله وردی

از «الله» و «وئردی» به معنای داد

پسرانه ترکی

الله ویرن

(احتمالی) «الله ویرن» یعنی خدا داده

پسرانه ترکی

اللهشکر

(احتمالی) از «الله» (خدا) و «شکر» (سپاس)

پسرانه فارسی

اللهقلی

«بنده‌ی خدا»؛ «قلی» در ترکی یعنی بنده

پسرانه ترکی

اللهویردی

«خدا داد»؛ اللهوردی‌خان سردار شاه عباس صفوی بود که سی‌وسه‌پل اصفهان را ساخت

پسرانه ترکی

اللهیار

«یار خدا»؛ الله‌یارخان نام چند تن از سرداران دوره‌ی صفوی و قاجار

پسرانه فارسی

المار

(احتمالی) سیب (آلما)

پسرانه ترکی

الماس بگ

(احتمالی) از «الماس» و «بگ». معنی «الماس»: فارسی؛ الماس، گوهری بسیار سخت و درخشان

پسرانه فارسی

المیزد

hor-mozd یا هرمزد or-mazd ارمزد = شیروی shi-rooy . نام پسر هما از خاندان کیانیان به نوشته یوستی

پسرانه

الناس

مردم. «الناس» نام صد و چهاردهمین و واپسین سوره‌ی قرآن است

پسرانه عربی

النور

«النور» به معنی روشنایی

پسرانه عربی

الوسرذ

نام پسر تریت که در بند ١٢٥ فروردین بشت ستوده شد

پسرانه

الوند

نام کوه بلند الوند در همدان (اروند در متن‌های کهن)

پسرانه فارسی

الوین

از انگلیسی کهن «اِلف‌وین» (Ælfwine)

پسرانه انگلیسی

اله الدین

(احتمالی) ترکیبی از «اله» (خدا) و «الدین» (دین)

پسرانه

اله جان

(احتمالی) ترکیبی از «اله» (خدا) و «جان» (جان و روان). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری

اله حسین

(احتمالی) ترکیبی از «اله» (خدا) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

اله داد

ترکیبی از «الله» و «داد». معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)