رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۱۳۹

صفحه‌ی ۱۳۹ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

نورزاد

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «زاد». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نورس

نو رسیده، جوان

پسرانه فارسی

نورسلطان

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «سلطان» (پادشاه). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورشاد

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «شاد». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورشرف

نور بزرگواری

پسرانه عربی

نورصباح

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «صباح». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورطلا

نور زرین

پسرانه عربی، فارسی

نورعباس

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «عباس» (شیر بیشه). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورعلی

از «نور» و «علی». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورعلیرضا

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «علیرضا» (نام امام هشتم شیعیان). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورقلی

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

نورقلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «قلیچ». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

نورکرم

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «کرم». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورگل

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «گل» (گل). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نورماه

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «ماه» (ماه). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

نورمحمد

ترکیبی از «نور» و «محمد». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورمراد

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورملک

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «ملک» (پادشاه). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نورمند

(احتمالی) روشن، نورانی

پسرانه فارسی، عربی

نوروان

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «وان». معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

نوروز

نام بهدینی است که در سال ٨٨٠ یزدگردی در یزد می‌زیسته ٢٤ فرزانگان

پسرانه فارسی

نوروز اکرم

(احتمالی) ترکیبی از «نوروز» و «اکرم» (بزرگوارتر). معنی «نوروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نوروز گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «نوروز» و «گلدی» (آمد

پسرانه فارسی

نوروزعلی

از «نوروز» و «علی». معنی «نوروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نوروزقلی

(احتمالی) ترکیبی از «نوروز» و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

نوروزمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «نوروز» و «محمد» (ستوده). معنی «نوروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نوری

ژاپنی؛ قانون

پسرانه عربی، فارسی

نوری سعید

ترکیبی از «نوری» و «سعید»

پسرانه عربی

نوریا

(احتمالی) شکل دیگری از «نوریه» یا «نوریا». معنی «نوریه»: عربی؛ نورانی

پسرانه اسپانیایی

نوریاغبی

(احتمالی) شکل دیگری از «نوریاغدی»؛ نور بارید. معنی «نوریاغدی»: ترکی؛ نور بارید (نوریاغدی)

پسرانه ترکی

نوریاغدی

(احتمالی) نور بارید (نوریاغدی)

پسرانه ترکی

نوریاقدی

(احتمالی) شکل دیگری از «نوریاغدی». معنی «نوریاغدی»: ترکی؛ نور بارید (نوریاغدی)

پسرانه ترکی

نوریان

(احتمالی) روشنان

پسرانه عربی، فارسی

نوریقدی

(احتمالی) شکل دیگری از «نوریاغدی». معنی «نوریاغدی»: ترکی؛ نور بارید (نوریاغدی)

پسرانه ترکی

نوژن

نوعی کاج، صنوبر

پسرانه فارسی

نوژین

(احتمالی) یعنی زندگی نو

پسرانه کردی

نوش

از نام‌های زندة امروزی زرتشتیان

پسرانه فارسی

نوشاب

آب گوارا

پسرانه فارسی

نوشادعلی

(احتمالی) ترکیبی از «نوشاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نوشاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نوشافرین

(احتمالی) آفرین جاودان

پسرانه فارسی

نوشزاد

به شادی زائیده شده

پسرانه فارسی

نوشی

شیرین

پسرانه فارسی

نوشیروان

صورتی از «انوشیروان». معنی «انوشیروان»: فارسی

پسرانه فارسی

نوشیکا

(احتمالی) بچه‌آهو

پسرانه مازندرانی، فارسی

نوفل

جوان زیبارو

پسرانه عربی

نویان

شاهزاده، امیر

پسرانه ترکی

نوید

مرده. برخی فراکوی آن را نوید می‌دانند

پسرانه کردی

نویداله

(احتمالی) ترکیبی از «نوید» و «اله» (خدا). معنی «نوید»: فارسی؛ مژده، خبر خوش

پسرانه فارسی

نویدحسین

(احتمالی) ترکیبی از «نوید» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «نوید»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

نویدرضا

از نام‌های مرکب، م نوید و رضا

پسرانه فارسی، عربی

نوین

دارای حالت یا کیفیت نو، جدید

پسرانه فارسی

نوینا

(احتمالی) از «نوین»؛ نو و تازه. معنی «نوین»: فارسی؛ نو

پسرانه فارسی

نهاد

سرشت

پسرانه فارسی

نهایت

پایان، انتها؛ 2- آخرین، بالاترین، بیشترین؛ 3- بالاترین حد چیزی

پسرانه عربی

نهوشیروان

صورتی از «انوشیروان». معنی «انوشیروان»: فارسی

پسرانه کردی، فارسی

نه‌هروز

(احتمالی) نوروز (به گویش کردی)

پسرانه

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)