رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۱۳۶

صفحه‌ی ۱۳۶ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

نامین

(احتمالی) از «نامی»؛ نامدار. معنی «نامی»: فارسی؛ نامی، نامدار

پسرانه فارسی

نایب

جانشین

پسرانه عربی

نایب حسین

(احتمالی) ترکیبی از «نایب» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «نایب»: عربی

پسرانه عربی

نایبعلی

از «نایب» و «علی». معنی «نایب»: عربی

پسرانه عربی

نایف

(احتمالی) شکل دیگری از «بایف»؛ توانگر (ترکی). معنی «بایف»: ترکی؛ توانگر

پسرانه عربی

نباتعلی

(احتمالی) ترکیبی از «نبات» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نبات»: عربی

پسرانه فارسی، عربی

نبرزین

نام فرماندار گرگان در هنگام داریوش سوم هخامنشی . کمان می‌رود این نام با ناوورزین یکی باشد

پسرانه فارسی

نبهان

زیرک و باشرف [جد جاهلیِ قبیله‌ی طی]

پسرانه عربی

نبی

پیامبر

پسرانه عربی

نبی بخش

(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «بخش» (بخشیده). معنی «نبی»: عربی؛ پیامبر

پسرانه عربی

نبی جان

(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «جان» (جان و روان). معنی «نبی»: عربی

پسرانه عربی، عبری

نبی علی

(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نبی»: عربی

پسرانه عربی

نبیل

شریف و فاضل، صفت از ریشه‌ی نبل

پسرانه عربی

نبیه

آگاه

پسرانه عربی

نثاراحمد

(احتمالی) ترکیبی از «نثار» و «احمد» (ستوده). معنی «نثار»: پراکندگی

پسرانه عربی

نجابت

پاک نژادی، بزرگوا

پسرانه

نجات

رهایی

پسرانه عربی

نجات اله

(احتمالی) ترکیبی از «نجات» و «اله» (خدا). معنی «نجات»: عربی؛ رهایی

پسرانه عربی

نجات‌بخش

(احتمالی) نجات‌دهنده

پسرانه فارسی، عربی

نجاتعلی

از «نجات» و «علی». معنی «نجات»: عربی

پسرانه عربی

نجغقلی

(احتمالی) ترکیبی از «نجغ» و «قلی» (بنده

پسرانه ترکی

نجف

نجف، شهر آرامگاه علی بن ابی‌طالب

پسرانه عربی

نجف محمد

(احتمالی) ترکیبی از «نجف» (نام شهری در عراق

پسرانه عربی

نجفعلی

از «نجف» و «علی». معنی «نجف»: عربی

پسرانه عربی

نجفقلی

(احتمالی) ترکیبی از «نجف» و «قلی». معنی «نجف»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

نجم الله

(احتمالی) ترکیبی از «نجم» و «الله» (خدا). معنی «نجم»: عربی

پسرانه عربی

نجم رشید

(احتمالی) از «نجم» (ستاره) و «رشید». معنی «نجم»: عربی

پسرانه عربی

نجم علی

(احتمالی) ترکیبی از «نجم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «نجم»: عربی

پسرانه عربی

نجمه الدین

(احتمالی) ترکیبی از «نجمه» و «الدین» (دین). معنی «نجمه»: عربی؛ ستاره

پسرانه عربی

نجی اله

(احتمالی) ترکیبی از «نجی» و «اله» (خدا)

پسرانه

نجیالله

(احتمالی) ترکیبی از «نجی» و «الله» (خدا). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن؛ بخشی از اذان و نماز

پسرانه

نجیب

اشرافزاده، بزرگوار، صفت از ریشه‌ی نجب (نجابت)

پسرانه عربی

نجیب احمد

(احتمالی) ترکیبی از «نجیب» و «احمد» (ستوده). معنی «نجیب»: عربی

پسرانه عربی

نجیبالله

(احتمالی) ترکیبی از «نجیب» و «الله» (خدا). معنی «نجیب»: عربی

پسرانه عربی

نجیه اله

(احتمالی) ترکیبی از «نجیه» (رهایی‌یافته) و «اله» (خدا). معنی «نجیه»: عربی

پسرانه عربی

ندیم

از ریشه‌ی «ندم» به معنی هم‌نشینی

پسرانه عربی

نذیر

از القاب پیامبر اسلام(ص) برگرفته از قرآن کریم

پسرانه عربی

نذیراحمد

(احتمالی) ترکیبی از «نذیر» و «احمد» (ستوده). معنی «نذیر»: (عربی) (1- اَعلام) از القاب پیامبر اسلام(ص) برگرفته از قرآن کریم؛ (2- در قدیم) ترساننده، بیم دهنده، در مقابلِ بَشیر. معنی «احمد»: عربی؛ ستوده‌ترین؛ از نام‌های پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است

پسرانه عربی

نرسی

نرسی، پادشاه ساسانی؛ از «نریوسنگ» ایزد پیام‌آور

پسرانه فارسی

نرمن

(احتمالی) نرم

پسرانه فارسی

نریمان

مردانه، از ریشه‌ی پارسی نَری (نرینه، مرد) و مان (پسوند نسبت) [از پهلوان شاهنامه]

پسرانه اوستایی، فارسی

نزار محمد

(احتمالی) ترکیبی از «نزار» و «محمد» (ستوده). معنی «نزار»: لاغر

پسرانه عربی

نسار احمد

(احتمالی) ترکیبی از «نسار» و «احمد» (ستوده). معنی «نسار»: (= نسا) 1- جایی که آفتاب کمتر به آن بتابد

پسرانه عربی

نستود

نام یکی از سرداران خسرو پرویز

پسرانه فارسی

نستور

نام پسر زریر ، برادر شاه گشتاسب در شاهنامه ، درست آن بستور است

پسرانه یونانی

نستوه

١-نام یکی ازسر داران منوچهر (برهان ٢- نام پهلوانی از لشکر فریدون : سپهدار چون غارن رزم زن چو شاپور و نستوه شمشیرزن

پسرانه فارسی

نسیبه

اصیل، خویشاوند

پسرانه عربی

نسیما

(احتمالی) شکل دیگری از «نسیم». معنی «نسیم»: عربی؛ نسیم

پسرانه عربی، فارسی

نشتو

نام مردی بوده است برهان)

پسرانه

نصار

بسیار یاری رسان به دیگران

پسرانه عربی

نصار احمد

(احتمالی) ترکیبی از «نصار» (یاری‌دهنده) و «احمد» (ستوده). معنی «نصار»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)