رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۱۲۳

صفحه‌ی ۱۲۳ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

مسعود

نیکبخت، اسم مفعول از ریشه‌ی سعد (خوشبختی) [شاه غزنوی]

پسرانه عربی

مسعوداله

(احتمالی) ترکیبی از «مسعود» و «اله» (خدا). معنی «مسعود»: عربی؛ نیکبخت؛ نام سلطان مسعود غزنوی

پسرانه عربی

مسعودرضا

از نام های مرکب، ه مسعود و رضا

پسرانه عربی

مسعودمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «مسعود» و «محمد» (ستوده). معنی «مسعود»: عربی

پسرانه عربی

مسکام

نام پسر بغدوست کا دست ه خشایارشاه وی را به فرمانداری "دریسک برگزید

پسرانه

مسلم

مسلمان؛ نام مسلم بن عقیل، فرستاده امام حسین

پسرانه عربی

مسلم علی

(احتمالی) ترکیبی از «مسلم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مسلم»: عربی

پسرانه عربی

مسلم عوض

ترکیبی از «مسلم» و «عوض». معنی «مسلم»: عربی

پسرانه عربی

مسود

سید، آقا، سرور

پسرانه

مسود صادق

(احتمالی) ترکیبی از «مسود» و «صادق» (راستگو). معنی «مسود»: سید

پسرانه عربی

مسودی

(احتمالی) منسوب به «مسعود»

پسرانه

مسیب

(احتمالی) نام یار امام علی (مسیب)

پسرانه عربی

مسیح

لمس شده توسط خداوند، تقدیس شده، برگرفته از لقب کوروش در تورات:מְ שִׁ יחוֹ֮

پسرانه عربی

مسیح الدین

(احتمالی) ترکیبی از «مسیح» و «الدین» (دین). معنی «مسیح»: عبری؛ مسح‌شده؛ لقب عیسی

پسرانه عبری

مسیحا

مسیح؛ کنایه از زنده‌کننده

پسرانه عبری

مسیر

از نام‌های کمیاب امروزی زردشتیان

پسرانه

مشتاق

علاقه‌مند، صفت از ریشه‌ی شوق

پسرانه عربی

مشتاقعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مشتاق» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مشتاق»: عربی

پسرانه عربی

مشد

(احتمالی) کوتاه‌شده «مشهدی». معنی «مشهدی»: از مردم مشهد

پسرانه

مشدقلی

(احتمالی) ترکیبی از «مشد» و «قلی» (بنده

پسرانه ترکی

مشدمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «مشد» و «محمد» (ستوده). معنی «مشد»: احتمالا کوتاه‌شده «مشهدی». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی

مشدی

(احتمالی) کوتاه‌شده «مشهدی»؛ کسی که به زیارت مشهد رفته است. معنی «مشهدی»: از مردم مشهد

پسرانه

مشفق

مهربان، مهربانی کننده

پسرانه

مشکان

(احتمالی) منسوب به «مشک». بونصر مشکان

پسرانه فارسی

مشکعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مشک» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مشک»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

مشکوه

شکل دیگر «مشکات» به معنای چراغدان یا طاقچه‌ای که چراغ در آن نهند. این واژه در آیه‌ی نور (نور، ۳۵) آمده است

پسرانه عربی

مشهد بردی

(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «بردی» (داد

پسرانه ترکی

مشهد دردی

(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه

مشهد قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی

مشهد گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «مشهد»: محل حاضر شدن مردم؛ محضر؛ محل حضور

پسرانه

مشهدقلی

(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «قلی» (بنده

پسرانه ترکی

مشهدمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «مشهد» و «محمد» (ستوده). معنی «مشهد»: محل حاضر شدن مردم

پسرانه عربی

مشهود

آشکار، دیده‌شده

پسرانه عربی

مشی

از آب گرفته شده، از ریشه‌ی عبری

پسرانه عبری

مشیا

نام نخستین مرد در اسطوره ایرانی

پسرانه فارسی

مشیر

آن که در کارها با او مشورت می‌کنند، مشورت کننده، رای زننده

پسرانه عربی

مصدق

راستگو، اسم فاعل از ریشه‌ی صدق

پسرانه عربی

مصطفی

برگزیده، اسم مفعول از ریشه‌ی صفو

پسرانه عربی

مصطفی عباس

(احتمالی) ترکیبی از «مصطفی» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «مصطفی»: عربی

پسرانه عربی

مصطفی قلی

(احتمالی) ترکیبی از «مصطفی» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

مصعب

شتر نر سرکش، اسبی که زیر زین نرفته [مصعب بن عمیر:از صحابی]

پسرانه عربی

مصفا

پاکیزه

پسرانه عربی

مصلح

آنکه با خیر اندیشی و نیکوکاری به مردم کمک می‌کند و مشکلات آن‌ها را برطرف می‌سازد

پسرانه عربی

مصور

صورتگر؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

مصیب

راستگو، اسم فاعل از ریشه‌ی صوب (صواب)

پسرانه عربی

مطلب

(احتمالی) خواسته؛ عبدالمطلب پدربزرگ پیامبر

پسرانه عربی

مطلبعلی

(احتمالی) ترکیبی از «مطلب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مطلب»: عربی

پسرانه عربی

مطلق علی

(احتمالی) ترکیبی از «مطلق» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مطلق»: تمام

پسرانه عربی

مطیع اله

(احتمالی) ترکیبی از «مطیع» و «اله» (خدا). معنی «مطیع»: فرمان بردار، اطاعت - کننده

پسرانه

مظاهر

جمع «مظهر»؛ جلوه‌ها

پسرانه عربی

مظفر

پیروزمند؛ مظفرالدین شاه قاجار که فرمان مشروطه را امضا کرد

پسرانه عربی

مظفرالدین

پیروزی دین؛ نام مظفرالدین‌شاه قاجار

پسرانه عربی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)