رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۱۲

صفحه‌ی ۱۲ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

ارجمند

ارزشمند و گرامی

پسرانه فارسی

ارجی محمد

(احتمالی) از «ارجی» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

ارحام

، خویشان، کسان، بستگان، منسوبان به ویژه منسوبان نََسبی[.این واژه اگر «ارحام» /erham/تلفظ شود به معنی مهربانی کردن، مهر ورزیدن، بخشایش آوردن است]

پسرانه عربی

ارخشا

(احتمالی) درخشان

پسرانه فارسی

ارد

(احتمالی) نام ایزدبانوی ثروت و نیکبختی (ارد یا ارت) و روز بیست‌وپنجم هر ماه؛ نیز به معنای راستی

پسرانه فارسی

اردا

نام موبدی بوده است در هنگام اردشیر

پسرانه فارسی

اردشام

(احتمالی) پاک

پسرانه فارسی

اردشیر

پادشاه مقدس، از ریشه‌ی پارسی باستانِ اَرتَه (مقدس) و

پسرانه فارسی

اردلان

از واژه ارد ایرانی است

پسرانه کردی

اردم

فضیلت، کار یا هنرِ خوب

پسرانه ترکی

اردوان

یاریگرِ راستی و پاکی

پسرانه فارسی

اردی

مخفف اردیبهشت

پسرانه

اردی داد

داده‌ی اردیبهشت، داده‌ی راستی

پسرانه

اردیان

(احتمالی) پاک

پسرانه فارسی

اردین

راستین

پسرانه فارسی

ارز محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ارز» و «محمد» (ستوده). معنی «ارز»: پول کشورهای خارجی. اسناد بانکی که ارزش آنها به پول‌های خارجی معیّن شده باشد. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

ارزین

(احتمالی) در برخی منابع نام فرمانداری از پارس آمده است

پسرانه فارسی

ارژن

ارژن نام درختی کوهی با چوب سخت (بادام کوهی) است. «دشت ارژن» در نزدیکی شیراز به نام همین درخت است

پسرانه فارسی

ارژنگ

یکی از شخصیت های شاهنامه

پسرانه فارسی

ارس

نام رود ارس در شمال‌غرب ایران که مرز ایران و جمهوری آذربایجان و ارمنستان است

پسرانه فارسی

ارسالان

یادگار همسر، بنا یا ساختمانی که بانی و باعث آن شوهر بوده اما اینک در قید حیات نیست

پسرانه ترکی

ارسام

صورتی از «آرشام» و «آرسام»

پسرانه فارسی

ارسامن

(احتمالی) شکل دیگری از «آرسام»

پسرانه فارسی

ارسطو

بهترین هدف؛ نام فیلسوف بزرگ یونانی، شاگرد افلاطون

پسرانه یونانی

ارسلان

شیر [از شاهان سلجوقی]

پسرانه ترکی

ارسمان

(احتمالی) آسمان

پسرانه فارسی

ارسن

از یونانی «آرسنیوس» به معنای دلیر و مردانه

پسرانه ارمنی

ارسیا

(احتمالی) آسمانی

پسرانه فارسی

ارسیما

نماینده داریوش سوم برای گفتگو با

پسرانه فارسی

ارش

(احتمالی) صورتی از «آرش»

پسرانه فارسی

ارشا

(احتمالی) نام پسر اردشیر دوم هخامنشی (ارشه) که به پادشاهی رسید؛ معنای دقیق آن روشن نیست

پسرانه فارسی

ارشاد

راهنمایی، رهبری و هدایت به راه درست. از ریشه‌ی «رشد»، هم‌ریشه با رشید و راشد

پسرانه عربی

ارشاد حسن

(احتمالی) ترکیبی از «ارشاد» و «حسن» (نیکو). معنی «ارشاد»: عربی

پسرانه عربی

ارشاسب

دارنده اسب‌های نر. از نام‌های ایران باستان

پسرانه فارسی

ارشاک

نام بنیان‌گذار سلسله اشکانی

پسرانه فارسی

ارشام

نام نیای داریوش، بزرگ به نوشته کتیبه

پسرانه فارسی

ارشامه

صورتی از «ارشام»

پسرانه فارسی

ارشان

(احتمالی) دلیر

پسرانه فارسی

ارشاویر

(احتمالی) صورت ارمنی «ارشک» و «آرش»؛ ارشاویر نام چند تن از شاهزادگان اشکانی ارمنستان بود

پسرانه ارمنی

ارشد

رشیدتر، بزرگتر؛ 2- دارای درجه و مقامی بالاتر از دیگران، مافوق

پسرانه عربی

ارشدعلی

ترکیبی از «ارشد» و «علی». معنی «ارشد»: (عربی) 1- رشیدتر

پسرانه عربی

ارشدقلی

(احتمالی) از «ارشد» و «قلی» (بنده)

پسرانه عربی، ترکی

ارشز

(احتمالی) دلیر

پسرانه فارسی

ارشک

«ارشک» یعنی دلیر و پهلوان. نام بنیان‌گذار سلسله اشکانی که پادشاهی پارت را بنیاد نهاد

پسرانه فارسی

ارشکان

بنا بر نوشته موسی خورن تاریخ نویس نامی ارمنستان کنیه فرهاد دوم و اردوان دوم پادشاهان اشکانی بوده

پسرانه

ارشمنش

نام پسر داریوش نخست که یونانی‌ها او را ارسه منس! نوشته‌اند (ایران‌نامه a a a rara

پسرانه

ارشمیدس

استاد اندیشه، از ریشه‌ی یونانی

پسرانه یونانی

ارشن

نام برادر کاووس . ارشن و آرش و ارشک و آرسن به معنی مرد پهلوان است. نام اشک سردودمان شاهنشاهی اشکانی نیز از همین ریشه است به معنی مرد و دلیر + ارشام نام نیای داریوش یکم و پدر ویشتاسب نیز از همین ریشه می‌باشد. به معنی مرد زورمند و پهلوان ١ ٢ بخشی از فرهنگ اوست ا

پسرانه فارسی

ارشویر

نام دیگر فرهاد چهارم اشکانی که دارای سه پسر بود اردشیر

پسرانه فارسی

ارشیا

تخت و اورنگ شاهان، گاه، تخت

پسرانه عربی، فارسی

ارشیز

(احتمالی) دلیر

پسرانه فارسی

ارغان

(احتمالی) نیرومند و استوار

پسرانه ترکی

ارغش

رفیدا یار موبد بود و رامین چو ارغش یار ویرو بود و شروین (ء١٢ ویس و رامین)

پسرانه فارسی

ارغند

خشمگین، غضبناک، قهرآلود، ارغنده

پسرانه

ارغون

نام چهارمین ایلخان مغول در ایران

پسرانه مغولی

ارفش

(احتمالی) باشکوه

پسرانه فارسی

ارفع

بلندتر، رفیع‌تر. بلندترین، رفیع‌ترین. و به مجاز ارجمند

پسرانه عربی

ارقه بر

دراوستا artabara به معنی دارای راستی. نام پسر خشایارشاه و یکی از سرداران زمان کوروش بزرگ. یونانی‌ها اورا .نوشتهان ba

پسرانه

ارکان

جمع «رکن»؛ ستون‌ها و پایه‌ها، بخش‌های اصلی هر چیز

پسرانه عربی

ارکین

آزاد و رها

پسرانه ترکی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)