رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۱۰۱

صفحه‌ی ۱۰۱ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فوادرضا

(احتمالی) از «فؤاد» (دل) و «رضا». معنی «فؤاد»: عربی

پسرانه عربی

فومن

نام شهری در غرب استان گیلان

پسرانه فارسی

فهام

بسیار دانا و فهمیده

پسرانه عربی

فهد

یوزپلنگ [شاه عربستان]

پسرانه عربی

فهرامرز

(احتمالی) شکل دیگری از «فرامرز». معنی «فرامرز»: فارسی

پسرانه کردی

فه‌رهاد

فر هاد قهرمان شیرین و فر هاد

پسرانه کردی

فهمعلی

(احتمالی) از «فهم» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

فهمیده

فهمیده

پسرانه عربی، فارسی

فهیم

فهیم

پسرانه عربی

فهیم رضا

(احتمالی) ترکیبی از «فهیم» و «رضا» (خشنودی). معنی «فهیم»: عربی

پسرانه عربی

فیاض

بخشنده، از ریشه‌ی فیض

پسرانه عربی

فیاض بگ

(احتمالی) ترکیبی از «فیاض» و «بگ» (بزرگ

پسرانه عربی

فیاضعلی

از «فیاض» و «علی». معنی «فیاض»: عربی

پسرانه عربی

فیروز

١- نام هیجدهمین پادشاه ساسانی فیروز بگم)

پسرانه فارسی

فیروز محمد

(احتمالی) ترکیبی از «فیروز» و «محمد» (ستوده). معنی «فیروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فیروزان

نام یکی از سرداران نامی یزدگرد سوم

پسرانه فارسی

فیروزشاه

١- نام پسر ملک داراب پادشاه ایران ٢ - از نام‌های رواج میان پارسیان هندوستان

پسرانه

فیروزعلی

(احتمالی) از «فیروز» (پیروز) و «علی». معنی «فیروز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فیروزمهر

(احتمالی) از «فیروز» و «مهر». معنی «فیروز»: فارسی

پسرانه فارسی

فیصل

حاکم، داور، از ریشه‌ی فصل (به سرانجام رساندن) [از شیوخ عرب]

پسرانه عربی

فیض

بسیار شدن آب

پسرانه عربی

فیض امیر

(احتمالی) ترکیبی از «فیض» و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «فیض»: عربی

پسرانه عربی

فیضمحمد

از نام‌های مرکب (، فیض و محّمد. ق

پسرانه عربی

فیکا

(احتمالی) درخت بید

پسرانه مازندرانی

فیلیپوس

«فیلیپوس» (Philippos) از philos به معنای دوستدار و hippos به معنای اسب ساخته شده است. فیلیپ دوم، پادشاه مقدونیه و پدر اسکندر، در شاهنامه «فیلقوس» خوانده شده است

پسرانه یونانی

قائد

رهبر

پسرانه عربی

قائم

برپا؛ لقب امام دوازدهم (قائم آل محمد)

پسرانه عربی

قابوس

شکل عربی شده از کاووس پارسی است [اسم سنتی ملوک اردن]

پسرانه عربی

قابیل

به دست آمده، سیاه، از ریشه‌ی سامی [نخستین پسر آدم]

پسرانه عبری

قادر

توانا، اسم فاعل از ریشه‌ی قدرت

پسرانه عربی

قادر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قادر» و «محمد» (ستوده). معنی «قادر»: عربی

پسرانه عربی

قادربخش

(احتمالی) از «قادر» و «بخش»؛ بخشیده خدای توانا. معنی «قادر»: عربی؛ توانا

پسرانه عربی

قادرعلی

از «قادر» و «علی». معنی «قادر»: عربی

پسرانه عربی

قادیر بردی

(احتمالی) ترکیبی از «قادیر» و «بردی» (داد، در ترکی). معنی «بردی»: ترکی؛ داد، بخشید

پسرانه ترکی

قادیر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قادیر» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

قارداشعلی

(احتمالی) از «قارداش» (برادر) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

قارمحمد

(احتمالی) از «قار» (برف) یا «قارا» و «محمد»

پسرانه ترکمنی

قارن

جنگجو، از ریشه‌ی پهلوی کارین (مربوط به جنگ، جنگی) [نام خاندانی بزرگ در عصر اشکانی]

پسرانه فارسی

قارون

کبک، شترمرغ، در تورات به صورت قورح ثبت شده [از ثروتمندان عصر موسی]

پسرانه عربی

قارینه

(احتمالی) از «قارا» یا «قرینه»

پسرانه

قازان

قازان، شهری در تاتارستان؛ غازان‌خان ایلخان مغول

پسرانه ترکی

قاسم

قسم خورنده، تقسیم کننده، از ریشه‌ی قسم

پسرانه عربی

قاسم بگ

(احتمالی) ترکیبی از «قاسم» (بخش‌کننده) و «بگ» (بزرگ

پسرانه عربی

قاسمعلی

از «قاسم» و «علی». معنی «قاسم»: عربی

پسرانه عربی

قاضی

(احتمالی) داور

پسرانه عربی

قاضی مراد

(احتمالی) ترکیبی از «قاضی» (داور) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «قاضی»: عربی

پسرانه عربی

قافلان

(احتمالی) یعنی دلیر

پسرانه ترکی

قامتعلی

(احتمالی) از «قامت» و «علی». معنی «قامت»: قامة. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قانع

قناعت کننده

پسرانه عربی

قباد

شاه محبوب، از ریشه‌ی اوستایی کَوا (کی، شاه) و واتَه (محبوب) [نخستین پادشاه کیانی]

پسرانه فارسی

قبضعلی

(احتمالی) از «قبض» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قبلعلی

(احتمالی) از «قبله» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قبله قلی

(احتمالی) از «قبله» و «قلی». معنی «قلی»: ترکی؛ بنده؛ جزء پسین بسیاری از نام‌ها (امامقلی، اللهقلی)

پسرانه ترکی

قپونعلی

(احتمالی) ترکی؛ از «قاپی» (در) و «علی»

پسرانه ترکی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)